تبليغاتX
من و باورهایم

 غم آخرتان باشد.

خبر کوتاه و ساده است: کتابخانه دانشکده حقوق تهران در آتش سوخت.

صدا و سیما این خبر را اینگونه پوشش میدهد :
خوشبختانه مخزن کتابخانه دانشکده حقوق تهران در آتش سوزی آسیب ندیده و تنها بخش مرجع سوخته.
لابد با شنیدن خبر باید زیر لب بگوییم : خدا را شکر.!!
قدمت این کتابخانه هشتاد سال بوده و بسیاری از کتابها را رجال علمی و فرهنگی و سیاسی به کتابخانه هدیه کرده بوده اند.
برخی از استادان دانشگاه ، درست به مانند آنکه عزیزی را ازدست داده باشند سر بر شانه هم اشک میریختند.
چرا ؟

خوب : قدر زر زرگر بداند  قدر گوهر ، گوهری.
یا به عبارت دیگر : نزد خر ، خرمهره و گوهر یکی است !


کسانی که برای فرار مغز ها ( همان مغزهایی که با خواندن اینگونه کتابها مغز شده اند) ارزشی قایل نیستند ، بی گمان برای چنین حادثه هولناکی نیز ، متاثر نخواهند شد.
مشتی کتاب به خودی خود ارزشی ندارد، آنچه ارزش دارد خوانده شدن و بکارگرفته شدن انباره های دانش و خرد است.

کتابخانه سوخت ، به موزه دستبرد زدند، پاسارگاد زیر آب رفت و کتیبه های باستانی زیر باران پوسید و فروریخت.
همه اینها یک طرف و گریز صاحبان اندیشه و نخبگان از سرزمین مادری یک طرف.


نابودی این گنجینه معرفت را ، به اهل معرفت تسلیت میگویم. غم آخرتان باشد.

دسته : حریق و آتش سوزی کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران آتشسوزی برق فرار مغزها دانشگاه رابطه و نقش علم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 18:53  توسط سعید   | 

 این پروژه لعنتی

می پرسند : چرا تحقیقات علمی در ایران خاک می خورد ؟

انگار اگر مثلا از این تحقیقات درست استفاده میشد وضع کشور یک طور دیگری بود.
نه خیر ! اصلا هم تاثیری نداشت. چون مشکل کشور ما خیلی عمیق تر حاد تر و ابتدایی تر از این حرفهاست.

موضوع پروژه پایانی من تحقیق بروی دلایل تاخیر ها در پروژه های عمرانی شیراز است. بعد از کلی تحقیق تازه متوجه شدیم که اصلا اهمیتی ندارد که پروژه ای با تاخیر انجام شود یا حتی نیمه کاره رها شود.
وقتی یک راننده تراک بتن ریزی برای یک دست جوجه کباب بتن ریزی را رها میکند و شکمش را بر خسارت هنگفت ایجاد تاخیر در پروژه ترجیح میدهد ، تحقیق من به چه دردی میخورد ؟ ها ؟


وقتی میلگردهای یک ساختمان بتنی قبل از بتن ریزی برداشته (دزدیده) میشوند و آنچه اهمیت ندارد جان ساکنان آن ساختمان است ، دیگر یک پژوهش اصلا به چه درد میخورد ؟

حالا این منم و یک پروژه تحقیقاتی سرهم بندی شده با یک نتیجه . بله یک و فقط یک نتیجه :

دلیل تاخیر ها و بلکه همه مشکلات کشور ما در مدل اداره کشور است. نه ربطی به پیمانکار دارد و نه کارفرما و نه ربطی به این دارد که همه دزد هستند. کسی دزد نیست ، همه دنبال سهم خود از پول نفت هستند.
سهمی که گاهی باید آن را یواشکی برداشت. نامش را هرچه میخواهید بگذارید
.

پول نفت پروژه مهندسی صنایع سیستمها کنترل مدیریت پروژه و وضعیت تحقیقات علمی در ایران پروژه تحقیقاتی شیراز

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 21:21  توسط سعید   | 

 سرنوشت

پروردگارا
سرنوشت مرا خیر بنویس   تقدیری مبارک
تا هر چه تو دیر می خواهی ، زود نخواهم  و هر چه تو زود می خواهی ، دیر نخواهم
(دعای عرفه)

چشم انتظار بودن ساده نیست ، نیک میدانم که انتظار بیهوده است ، اما میروم و می آیم و نگاهی به صفحه موبایل
می اندازم. شاید پیغامی رسیده باشد.
با هر زنگ موبایل ، گاه و بیگاه ، روز و شب و نیمه شب میگویم شاید خودش باشد.

بقول حافظ:
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر  * * * کنایتیست که از روزگار هجران گفت.

اما فراموشی نعمت بزرگی است. گاهی یک شبه و در یک لحظه همه چیز فراموش میشود.
گل احساست را پژمرده و پرپر میابی و دیگر امیدی به جوانه زدن در خود نمی بینی.

اینگونه است که انسان خود را به سرنوشت می سپارد. همچون خار خشک کنگر که بدست باد سپرده میشود.
دیگر کاری نمیشود کرد. تو سعی خودت را کردی...


او نخواست یا نتوانست. اگر سرنوشت بنویسد ، تنها دعا کنیم نیک بنویسد.
گرچه اعتقادی به سرنوشت محتوم ندارم و فکر میکنم هر چه هست کردار ما و اطرافیان ماست .

برای همه تان آرزوی شادکامی و خوشبختی دارم. 

سرنوشت عشق سر نوشت چیست آیا سرنوشت حقیقت دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 8:14  توسط سعید   |