اینجا وبلاگ رسمی من و جایی برای گفتن حرفها ، باورهاو اندیشه های من است. |
و فردای آن روز نگاهی به همه گلها کرد و لاله را آفرید ...
شاید خداوند آن شب لاله را در خواب دیده بود. کسی چه می داند.؟؟ اما انگار اندوهی در دل خدا لانه کرده بود.
خدا لاله را آفرید و فرمان داد تا بروید هر جا که مزار یکی یاران خداست.
و لاله رویید نه یکی ، نه دو تا و نه هزار تا.
کسی نمیداند نخستین لاله کجا رویید . اما یک چیز را نیک میدانم.
در سرزمین نازنین من تا چشم کار میکند لاله روییده. لاله زاری به وسعت یک دشت بی انتها.
و لاله رویان ، یکی پس از دیگری به خاک می افتند و بر مزارشان لاله ها میروید.
و لاله ها حکایت ها دارند. از عشق از رفتن و از شهادت. نامش را هرچه میخواهد بگذارید
کشته راه وطن ، یا مرگ در جنگ . اما لاله ها نیک میدانند کجا برویند.
نفرین به جنگ ، نفرین که سرزمینم را از خون لاله کفن ها ، لاله زار کرد.
و خداوند هنوز به لاله نگاه میکند. کاش میدانستم اندوه خدا از چیست.
هرگاه که اندوهی سرزمینم را در بر میگرفت سر بر شانه خدا میگذاشتم و درد دل میکردم زیرا خدا دارم.
ولی خداوند کسی را ندارد تا سر بر شانه اش نهد و این راز سربه مهر را بگشاید.
راز لاله ها را.
سه شنبه سیاه دلاوران ارتش و مردان عرصه آگاهی را به خودم و به همه هم میهنانم تسلیت میگویم. { اینجا } را هم ببینید
راز لاله ها آفرینش گل لاله گلهای لاله گلها
تفاوت در حال و مقام عرفانی نیز ، ریشه در همین تفاوت مویین دارد.
مقام آن منزل و منزلت است که سالک با تلاش و جد و جهد بدان دست یابد و چون کاروانسرایی است که لختی در آن بیاساید و باز با تلاش و مجاهدت و صبر و تمنا ، راهی سرمنزل بعد شود.
حال آن حالت است که عارف در لحظه بدان دست یابد و بی اختیار بیاید و بشود. مقام را به کاروانسرا گفتم ، حال را ندانم به چه گویم. که جای نامحرم نباشد جای پیغام سروش...
دسته : عرفان خدا شناسی معرفت عشق عارف عرفانی نوشته ها مطالب مقالات
بازنده : وعده میدهد
بازنده:از کنار مشکل گذشته و آن را رها میکند ، (فرار از مشکل)
بازنده: بخاطر چیزی که ارزش ندارد مبارزه میکند و سرانجام آنجا که نباید ، تن به سازش میدهد.
بازنده:به افراد برتر از خود خشم و نفرت دارد و در پی یافتن نقطه ضعف آنهاست.
بازنده: دو نوع سرعت دارد : یا خیلی تند یا خیلی کند !
بازنده: بسیار مشتاق برنده شدن است ، در جایی که نه قادر به بردن است و نه حفظ آن.
بازنده: از توانایی ها و ناتوانی های خود بی خبر است.
بازنده: مشکلات کوچک را چنان بزرگ می کند و به هم می آمیزد که دیگر قابل حل شدن نیستند.
بازنده: گرچه نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد ، اما همیشه چنین می کند !
بازنده:هنگامی که از دیگران عقب است ، تند خو و خشن میشود و اگر جلوتر از دیگران باشد بی احتیاطی میکند.
بازنده: به استقلال خود میبالد ، در حالی که خود سری است – و به کار گروهی می بالد در حالی که در حال دنباله روی است و از خود اراده ای ندارد.
بازنده:آنچه ضرورت دارد را با حالتی اعتراض آمیز انجام میدهد و هیچ توان و نیرویی برای گرفتن تصمیمهای مهم و خلاق باقی نمیگذارد.
بازنده: به کسانی که از خودش قوی ترند تکیه میکند و عقده هایش را بر سر کسانی که از خودش ضعیف ترند خالی میکند.
بازنده: چنان کم جرئت است که قادر به نکوهش دیگران نیست و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم نیست.
بازنده : به خاطر هراس از دست دادن امتیاز (ترس از شکست) ، به لجاجت خود ادامه میدهد ، و این در حالی است که رفته رفته اصول بنیادی اش از بین میرود و او بی خبر است.
|
|
POWERED BY BLOGFA ! |
|