تبليغاتX
من و باورهایم

 شیراز شهر خوبی است.

شیراز شهر خوبی است.
نمونه یک شهر فرهنگی با امکانات تقریبا خوب شهر نشینی. گرچه شیراز به شهر گل و بلبل یا شهر ادب و هنر معروف است اما چیزهایی زیادی برای بالیدن دارد.
شیراز یک شهر چند فرهنگی مهاجر پذیر است. اقوام گوناگونی در آن زندگی می کنند. شیرازی های اصیل و قدیمی در کنار مردم لر ، ترک و دیگر اقوام. جنوب استان فارس هم که معوای هموطنان سنی مذهب است.
گرچه شیراز را بواسطه آرامگاه حافظ و سعدی می شناسند اما آرامگاه خواجوی کرمانی نیز در شیراز قرار دارد. شیراز تلفیق متینی از ایران باستان و ایران پس از اسلام است. بر خلاف ا صفهان که از معماری باستانی و یا فرهنگ ایران باستان بهره ناچیزی برده است.

خوب است بدانید حتی در زبان مردم فارس هنوز واژه های باستانی وجود دارد. و برخی کلمه ها از روزگار هخامنشی تا امروز در زبان مردم فارس جاری است.
شیراز ناز همچنین به وجود باغهای زیبا و سرسبز شهرت جهانی دارد. باغهای قصر دشت شیراز هنوز هم زیستگاهی بی نظیر در قلب شهر شیراز هستند.
همین باغها امروزه شیراز ناز را تبدیل به یکی از خوش آب و هوا ترین شهرهای ایران کرده اند.
شهری که همیشه یا بوی یاس می دهد یا بوی بهارنارنج. با رفتن فصل بهارنارنج هم ؛ درختان فراوانی میوه های خود را نثار پیاده رو ها می کنند.
دیگر ندیده ام شهری که مانند شیراز درختان نارنج و توت های سپید و سیاه میوه های خود را به رهگذران تقدیم کنند.

از همین رو
زندگی در شیراز یک ارزش است. در همین رابطه بهار شیراز را هم ببینید.

دسته : شیراز شهر شیراز نقشه شیراز فهرست اماکن اقامتی توریستی شهر شیراز هتل های شیراز مسافرت به شیراز - شیراز پایتخت فرهنگ و ادب ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 21:16  توسط سعید   | 

 خاکسپاری 2

نبرد آغاز شد. گرچه میخواستم مثل یک جنگوی بی خاندان یا برده‌ای بی اصل و نسب ، به پیکار دنیای بی رحم بروم.
اما دنیای بی رحم پیشدستی کرده بود. شبیخون شبانه اش را سالهاست بر من و اردوی من زده است.
در راه بازگشت از خاکسپاری یک حس غریب بدرقه ام می کرد.

اگر من دلم را خاک کرده بودم ، پس این احساس از کجا می آمد؟ پس دلتنگ که بودم ؟

پشت سرم شهری بود زیبا ، با مردمانی نجیب. از آن شهر زیبا ؛ شیراز ناز دل کنده بودم.

باورش هم درناک است. یعنی قرار بود دیگر بوی بهار نارنج و یاس را نشنوم ؟ اما من که دیگر دل نداشتم ، پس نگرانی درکار نیست.
اما دلم آنجا بود. در میان باغهایی که در بهار شکوفه و در پاییز برگ نثار رهگذران می کنند.
اردیبهشت فراوانی میوه ها ، پیاده رو ها را تزیین میکند و آبان فراوانی برگها. و بوی خاک باران خورده و پاک همیشه هست.
دل خوشبختی داشتم. جایی که آرزو داشت به خاک سپرده شد. زندگی چه ارزشی دارد اگر پایان بی ارزشی داشته باشد ؟
پایان او پایان خوبی بود. اکنون خفته با هزاران رویای شیرین بهاری. در میان باغستان های سرسبز و سرو های ناز.
میتواند اردیبهشت ها از بوی هووی بهشت ، باغ ارم سرمست شود بی منت نکیر و منکر.
و در خزان برگریزان روی خاک باران خورده و زمین مخمور قدم بزند. بی دغدغه زمان و مکان.

اما من اینجا خواهم بود. در میدان نبرد. خودم هستم. یکه و تنها.
هستم ، چون بهار من اینجاست.
بهار خوبم که بوی همه یاسهای سپید  و شکوه همه سروهای ناز را در دل کوچکش نهفته دارد.
بهاری که در آغاز بهار شناختم  بامداد نهم فروردین 1383
و گرمای تابستان و سرمای زمستان را به امید لحظه دیدارش سپری کردم.
شیراز قشنگ را هم به روزی وا مینهم که پیروز بازگردم. با بهار نازنین خودم.

مقوله : عاطفی / شخصی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 18:45  توسط سعید   |