اینجا وبلاگ رسمی من و جایی برای گفتن حرفها ، باورهاو اندیشه های من است. |
پیشتر در مورد پرچم ایران و تاریخچه آن و فراز و نشیبش نوشتم. ( درباره مبدا تاریخ و پرچم ملی ایران)
این نشان زیبای ملی که هیچ ربطی به پهلوی هم ندارد و نشان کشور ایران است دوباره بر سردر مجلس قرار خواهد گرفت. آقای حـداد ریس مجلس جمهوری اسلامی گفته است در صورتی که مخالفتی مطرح نشود آن نماد ها سرجایش با خواهند گشت.
این دو تندیس در جریان انقلاب به علت آنکه به اشتباه نشان پهلوی ها فرض شده بودند توسط انقلابیون از جا کنده شده و اندکی نیز آسیب دیدند. اما افراد آگاه مردم را از تخریب آن برحذر داشته و این دو مجسمه به انباری در داخل ساختمان مجلس منتقل شدند. هم اکنون پس از حدود ۲۹ سال ، مردم و مسئولین به این باور منطقی رسیده اند که این نماد زیبا ، نشان کشور ایران است.
و حتی برخی شیر را نشان حضرت علی (اسد الله ) میدانسته اند.
این موضوع که این نشانهای شیر و خورشید توسط مجلس هفتم که دارای اکثریت اصولگرا و محافظه کار است ، بازگردانده میشود موضوعی درخور توجه است.
اما شیر و خورشید از کجا پیدا شده است ؟
به تصویر نگاه کنید. این یک اثر ارزشمند باستانی است که پادشاه ایران ؛ خشایارشاه را درحال نیایش نشان میدهد. الاهه روبروی او آناهیتا است که بر پشت شیر سوار است . به خورشیدی که بر پشت شیر است دقت کنید.
این اثر تاریخی برگه ارزشمندي است كه از سده ي چهارم پيش از زايش مسيح (2400 سال پيش) و در موزه ي آرميتاژ لنين گراد (سن پطرزبورگ) نگهداري مي شود.
پس شیر و خورشید نشان میهنی کشور ایران است. و نه ربطی به طاغوت دارد و نه به پهلوی و نه به حکومت پادشاهی.
موضوع مهم و حساس این است که این نماد (شیر و خورشید) یکی از نشانهای پذیرفته شده صلیب سرخ جهانی (V)است و اگر ایران از آن استفاده نکند منسوخ و نشان یهودی ستاره سرخ (Y)جایگزین خواهد شد. فکر نمیکنم هیچ کدام از ما از چنین رخدادی خوشحال شویم.![]()
در این رابطه دو نوشته زیر را نیز ببینید:
معنی و مفهوم و فلسفه و تاریخچه نشان شیر و خورشید نشان چیست ؟ شیر و خورشید یعنی چه ؟
تولید را نتیجه بدیهی فراهم بودن عوامل تولید دانسته اند.
عوامل تولید در زمانها ی مختلف و در طول تاریخ ، چیزهای گوناگونی بوده اند. قبل از انقلاب صنعتی ، زمین و بازوی کارگر مهمترین عوامل تولید بوده اند. اما در دنیای صنعتی عوامل دیگری نیر به عنوان عوامل موثر در تولید کالا و ایجاد ارزش افزوده مطرح شده اند.
آنچه که امروزه اقتصاد دانان همگی به عنوان عوامل تولید میشناسند ، عبارت اند از :
این بدین معنی است که هر جا همگی این عوامل باهم و در کنار هم وجود داشته باشند تولید خود بخود شکل خواهد گرفت و هرجا سدی بر سر راه تکامل یکی از این عوامل پیدا شود، روند کار و تولید و در نتیجه اشتغال کند یا منحرف خواهد شد.
اولین نتیجه تولید ، بکار گماردن انسان و ایجاد ارزش افزوده است. به زبان ساده ، کار چیزهای کم ارزش را همچون خاک و آب به چیزهای پرارزش همچون گندم تبدیل میکند.
امروزه زنجیره های تولید به اندازه ای پیچیده و جهانی شده اند که گاه خط تولید یک محصول از میان دهها کشور میگذرد و میلیونها انسان را بکار و تولید میگمارد.
در دنیای ماشینی که هرروز بکمک دانش و فن آوری ، تولید کنندگان برای کاهش هزینه های تولید دست به ابتکار میزنند ، مساله بیکاری و اخراج نیروی کار مساله ای بغرنج برای جامعه و دولت ها و حتی خود تولید کنندگان شده است.
متن کامل این مقاله را در ادامه مطلب بخوانید. تولید شغل و عنصر پنجم تصویر برگرفته از فیلم عنصر پنجم است.
این یک پرسش اساسی است. در آغاز دهه نود (سال ۱۹۸۸) تقریبا ۷۰٪ کشورها دارای حکومت استبدادی بودند. در همین ایران خودمان نیز سیستم تک حزبی سلطنتی وجود داشت. اما در آغاز قرن ۲۱ این نسبت کاملا معکوس شده و ۷۰٪ از حکومتها قدم در راه دموکراسی نهاده اند. از چین و مالزی گرفته تا اروپای شرقی و از کشورهای قلب آفریقا تا آمریکای لاتین.
همه و همه در حال آزمودن نمونه هایی از مردمسالاری در جوامع خود هستند.
اما رابطه مردمسالاری با توسعه اقتصادی و افزایش شاخصهای کیفیت زندگی چیست ؟
" پیشرفت دموکراسی ، امیدها را به یک توسعه متناسب و مقرون به رفاه افزایش می دهد . با در نظر گرفتن همه ملاحظات، دموکراسی های صنعتی به عنوان صاحبان پویا ترین ، نوآور ترین و سازنده ترین اقتصاد ها در جهان، شناخته شده اند."
پیش از این در مقاله دموکراسی و توسعه اقتصادی نوشتم که دو رویکرد به نقش دموکراسی در توسعه اقتصادی و اجتماعی وجود دارد.
ناکارآمدی نظامهای مستبد و رشد سرطان گونه فساد اداری ، سیاسی و تباهی اقتصادی دیدگاه نخست را منسوخ ساخت و امید به آنکه یک نظام مستبد و خودکامه بتواند رفاه طولانی مدت و توسعه پایدار را برای ملتی به ارمغان آورد را به کلی محو نمود.
شاید بجای آنکه بپرسیم رابطه رفاه و دموکراسی چیست بهتر باشد بپرسیم رابطه استبداد با فساد چیست ؟ اگر رابطه دوم اثبات شود رابطه اول خود بخود برقرار خواهد بود.
چرا که دموکراسی تنها جایگزین کننده دولت به جای حکومت است و تنها بدیل ممکن برای استبداد.
حکومتهای غیر دموکراتیک عموما برای خرج کردن درآمدهای دولتی کانالهای محدود و به شدت حفاظت شده ای دارند. مثلا پروژه های دولتی به شرکتهای خاصی واگذار می شوند. در چنین شرایطی هرچه سران شرکت به مراکز قدرت نزدیک تر باشند سهم آنها از درآمد این قبیل پروژه ها بیشتر است.
نکته جالب آنکه کشورهای کمونیستی با وجود آنکه به وفور ادعای عدالت و مساوات داشتند توزیع ثروت در آنها تابعی از نزدیکی به مرکز قدرت بود. نمونه روشن آن کشور چین بود که تا پیش از آزاد سازی اقتصاد کسانی که به دفتر مرکزی حزب نزدیکتر بودند ثروت بیشتری نیز داشتند.
بدیهی است که در چنین شرایطی زدوبند ها و زیرآب زنی های بی شماری برای خارج کردن رقبا از میدان و نزدیک شدن به هسته قدرت شکل می گیرد. و افراد در این مسابقه عملا به آلت دست قدرتمندان دیکتاتور تبدیل می شوند و برای جلب نظر مافوق هر کاری می کنند. (چین ؛ آلمان نازی ؛ شیلی و ...)
غیر از آسیای شرقی، که بعضی حکومت های استبدادی به رشد اقتصادی استثنایی رسیده اند، در کشور های رو به توسعه و برخوردار از دموکراسی، میزان رشد سرانه، 50 در صد نسبت به کشور های استبدادی بیشتر است. به عبارت دیگر، دموکراسی های در حال رشد، مانند بوتسوانا، کوستاریکا، جمهوری دومنیکن، غنا، لتویا، لیتوانی، موریتیوس، و سنگال دارای رشدی سریع تر از کشور های گرفتار حکومت استبدادی مانند بلاروس، کامرون، کنگو، کوبا، سوریه، توگو، ازبکستان، و زیمبابوه هستند. از سال 1990 به این سو و پایان رقابت میان ابر قدرت ها که باعث کمک های اقتصادی به بسیاری از کشور های استبدادی می شد، تفاوت در میزان رشد دو گروه روز به روز افزایش یافته است.
بدیهی است که تقویت ارکان دموکراسی همه و همه در راستای پاسخگو کردن قدرت و اطلاع رسانی همگانی به منظور شفاف کردن عملکرد مدیران است.
ارکانی چون :
با این حال، 80 در صد از تحولات دموکراتیک امروز، در کشور های رو به رشد صورت می گیرد. این نکته باعث برانگیختن این نگرانی شده که کشورهایی که "قبل از آماده بودن" به سوی دموکراسی می روند به احتمال بیشتری ممکن است دچار رکود اقتصادی شوند. این نگرانی ها با مشاهده وضع آمریکای لاتین و آفریقا، که در آنها علیرغم حرکت به سوی دموکراسی، بهبودی در شرایط زندگی مردم پدید نیامده، تقویت شده اند.
به این ترتیب ما با یک پدیده ضد و نقیض روبرو هستیم. بشریت در دوران نسل گذشته گام های سرنوشت سازی به سوی شیوه حکومت مبتنی بر مشارکت برداشته است. اما هنوز در مورد این که این تحولات چه تأثیری بر رفاه و آسایش جهانی خواهند گذاشت، تردید هایی وجود دارد.
متن کامل این نوشته را در ادامه مطلب بخوانید: رابطه دموکراسی و رفاه و عدالت اقتصادی
اما عیب این جمله بگفتی ، هنرش نیز بگو ...
پس بگذارید به نقاط قوت این اقتصاد بیمار نیز بپردازیم و توجه کنیم که نقش هریک از ما شهروندان برای رسیدن به یک اقتصاد بهتر چیست. البته اگر نقشی داشته باشیم.![]()
نخست یک موضوع را روشن کنم: مفاهیم منسوخ و فله ای که تنها بدرد تریبون های سیاسی میخورند را دور بریزید. واژگانی چون:
خود کفایی (بزرگترین و مرفه ترین اقتصادهای جهان هم خودکفا نیستند و تلاشی هم برای آن نمی کنند)
» با یک سوال آغاز می کنم : کدام کشور در جهان همزمان از منابع بزرگ نفت و گاز برخوردار است و با تکیه بر منابع کنونی اش میتواند تا ۲۰۰ سال آینده رشد کند ؟
» کدام کشور از موقعیت دسترسی به آبهای آزاد و تجارت دریایی همزمان با موقعیت های گردشگری ؛ کوهستان و آب و هوای پاک برخوردار است ؟
» کدام کشور ۳۳ میلیون هکتار زمین کشاورزی دارد و ۱۸ میلون هکتار زمین قابل تبدیل ؟ (راهنمایی: این کشور میتواند با این امکانات خوراک ۴۰۰ میلون انسان را تامین کند)
» کدام کشور موقعیت راهبردی و استراتژیک برای ترانزیت میان شرق و غرب عالم را دارد ؟ چه در زمینه ترانزیت هوایی و چه زمینی ؟ (راهنمایی این موقعیت اکنون نصیب رقیب آن دبی شده است)
خوب پرسش اساسی این است که این تفاوت بین سطح رفاه و منابع کشور ایران چه توضیحی دارد ؟
برخی جنگ را مقصر میدانند. که البته کافی نیست. اما ....
شرح دقیق این بحث و پاسخ پرسشهای بالا را در ادامه مطلب بخوانید !
دستکاری شعر ها با مضامین مدرن معمولا به قصد شوخی انجام می شود. در مورد اینکه اینکار درست است یا نه و آیا به ادبیات پارسی صدمه میزند یا نه نظر تخصصی ندارم چون تخصص من ادبیات نیست.
اما به عنوان یک شهروند معمولی و مصرف کننده قند پارسی ( ادبیات لطیف و شیرین ایران زمین) فکر می کنم که این شوخی ها جزء ادبیات عامیانه هستند و همیشه بوده و خواهند بود و کسی هم نمیتواند جلوی آن را بگیرد.
لطمه واقعی به ادب و فرهنگ ایران زمین زمانی میخورد که کودک این سرزمین به جای مضامین حکمت آموز و نغز و نفیس شعر سعدی ، مولوی ، شهریار و ... صدها شاعر با نام و نشان دیگر مجبور است داستانهای صد من یک غاز کتاب فارسی ( بخوانیم تاریخ ادیان) را از بر کند و یا کودک آذری زبان به جای منظومه نفیس و غرور آفرین شهریار ، نامه کودک فلسطینی را بخواند.
بهر حال ببینیم پیام گیر شعرای مختلف با چه شعری از شما میخواهند پیام بگذارید ؛![]()
اما نه ! اجازه بدهید ببینیم شاعران با وجود صدها سال فاصله تاریخی با هم چه نجوا کرده اند :
حافظ فرمود :
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند (۷۰۰ سال پیش)
ملک الشعرای بهار پرسید :
در میخانه نبود بسته چرا حافظ گفت؟
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند؟ (قرن گذشته)
شهریار پاسخ داد :
در میخانه نبود بسته ولی حرمت می
واجب آمد که ملائک در میخانه زدند (معاصر)
قسمت طنز ماجرا را در ادامه مطلب بخوانید شوخی با شعرا
دسته :طنز در ادبیات پارسی شوخی با شعرا در ایران و اشعار طنز در ادبیات فارسی مقاله های مجانی
عمومی و باز هم نوشتم. با نام و نشان واقعی. به دو دلیل.
» یکی اینکه افکار و باورهایم را در معرض قضاوت صادقانه جامعه قرار داده باشم.
» و دیگر آنکه مکملی باشد بر کار روزنامه نگاری که کار جنبی و تفننی من است. و طبعا حرفهایی که در روزنامه نمیتوان زد اینجا ثبت کنم.
اینکه در روزنامه خیلی حرفها را نمیتوان گفت نه به دلیل رسمی بودن بلکه به دلیل محدودیت های قانونی و فرا قانونی است. لذا امیدوارم منظورم را به بذله نوشتن و هرز گویی برداشت نکنید.
کم کم نوشته هایم در سه دسته کلی شکل گرفتند.
نوشته های عاطفی ؛ شخصی و عرفانی
علمی ؛ پژوهشی و دانشگاهی
نوشته های فرهنگی ؛ سیاسی و تاریخی
اما وقتی برای مدتی از زادگاهم شهر شیراز دور ماندم مطالبی هم درباره شیراز بنام شیراز نامه ها نوشتم. و سر انجام وقتی تصمیم گرفتم نوشته ها و مقالات روزنامه را هم که مدتی از تاریخشان گذشته بود وارد این مجموعه کنم دسته پنجم شکل گرفت.
» یک چیزی که خیلی نظرم را جلب کرد نظرات متناقض خوانندگان وبلاگ در برابر موضوعهای مختلف و گاهی حتی در برابر یک موضوع خاص بود.
مثلا یکی من را وطن پرست و فرزند ایران خوانده بود و دیگری وطن فروش و خائن !
یک محافظه کار و ترسو و دیگری تند رو و احساساتی.
تردیدی نیست که هر دو « چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند » من کشورم را دوست دارم ، خیلی هم دوست دارم. مردم کشورم را هم همینطور اما پرستش من چیزی بین من و خداست نه وطنم.
اینکه افراد مختلف نظرهای گوناگون داشته باشند و یکی از نوشته من خوشش بیاید و یکی بدش بیاید طبیعی است. اما اینکه در برابر نوشته های گوناگون نظرها تا این حد فرق کند نشان میدهد که :
به غلط عادت کرده ایم همه شخصیت یک فرد را در یک یادداشت کوتاه وبلاگ جستجو کنیم. و زحمت خواندن یکی دو تا یادداشت دیگر را قبل از اظهار نظر های تند و برچسب زدن های عجولانه هم به خودمان ندهیم.
در این نوشته تعدادی از نظرات خوانندگان محترم و مخاطبان خودم را بازگو می کنم و به آنها پاسخ میدهم. همچنین فهرستی از نوشتجات این چند ماه گذشته. اگر حوصله دارید ادامه مطلب را در اینجا بخوانید: از همین جا از همه کسانی که با نظرات موافق و مخالف خود بر دانسته هایم افزودند سپاسگذاری می کنم.
دسته : علمی و دانشگاهی مقالات تحلیل اقتصادی اقتصاد ایران و اقتصاد نوین ِ مقایسه اقتصاد خرد کلان جهان جهانی شدن و جهانی سازی و افول رشد سقوط اقتصاد آمریکا یا آمريکا بحران اقتصادی
مهندسی صنایع و بازار کار
رشته مهندسی صنايع تا سال ۷۵ به شدت ناشناخته و غریب می نمود. در نیمه پایین کشور که این ناآشنایی تا سال ۸۰ نیز ادامه داشت. با همت مهندسان جوان و استادان امر کم کم نظر صاحبان صنایع به بهره گیری از نگرشهای نوین در تولید و خدمات جلب شد.
بازار کار مهندسان صنایع روز به روز ترقی نمود و با وجود بیکاری عمومی حاکم بر کشور که ناشی از عدم پیدایش و توسعه فرصتهای شغلی اود ، رشته مهندسی صنایع وضعیت قابل قبولی داشت.
این وضعیت ادامه داشت تا آنکه در سال ۸۲ تقریبا هیچ کدام از هم رشته ای های من بیکار نبودند. حتی دانشجویان سال آخر نیز برای خود کار نیمه وقت پیدا می کردند.
اما کم کم به قول یکی از دوستان کیسه شعبده مهندسان صنایع لو رفت. گرچه در آغاز کار (سالهای قبل از ۸۲) بسیاری از کارفرمایان به وضوح نیازمند مهندسی صنایع به ویژه در کنترل پروژه و مباحث کیفیت بودند اما به دلایل بسیار زیادی این نیاز کم کم رو به کاهش نهاد.
برخی از این دلایل که در مجموع به افت بازار کار مهنسی صنایع منجر گردید عبارتند از:
البته هنوز کم نیستند مهندسانی که بروز هستند و بازار کار آنها را به سرعت و با اشتیاق جذب می کند. اما ایشان هیچکدام به معلومات دانشگاهی بسنده نکرده اند. زبان انگلیسی قوی و آشنایی عمومی با کامپیوتر ضروری ترین قدم برای شروع است.
* سقوط شاخص بورس و هشدار ریاست قوه قضاییه در خصوص خروج سرمایه ها دلیل این مدعا می باشد.
چند وبگاه مرتبط : حامد قدوسی ؛ انجمن مهندسی صنایع ایران
مقالاتی مرتبط از همین وبلاگ : آموختنی هایی از جک ولش؛ داینامیک سیستمها ؛ پروژه تویوتا برای تسخیر بازارهای جهانی و مدیریت دانش یا مدیریت دانایی
دسته : وضعیت بازار کار مهندسی صنایع ؛ بازار کار برای رشته مهندسی صنایع بیکاری تحصیل کردگان رشته مهندسی صنایع استخدام مهندس صنایع رسمی و پیمانی دعوت به همکاری مهندسي صنايع قراردادی صنعت صنهت
خرداد ماه برای ایرانیان ماه پررویداد و پرخاطره ای بوده است.
دست کم اینکه ماه امتحان های نهایی و اینکه بعد از امتحان بر می گشتیم خانه. چه خاطراتی.
و یک بار هم بواسطه درگذشت آیت اله خمینی رهبر انقلاب یک هفته تعطیل شدیم.
دوم خرداد هم سالروز دوم خرداد است !! روزی که ایرانیان یک صدا یک چیزی را نخواستند و یک چیز دیگری را خواستند
سوم خرداد هم برای همه ایرانیان یک روز بیاد ماندنی است. حتی برای کسانی که از جنگ ثانیه به ثانیه انتقاد داشتند. اما بازپس گیری خرمشهر چیزی نیست که بتوان آن را ساده فراموش کرد. یا کوچک شمرد.
درگذشت معلم شهید استاد دکتر علی شریعتی نیز در همین ماه پر حادثه رخ داده است.
۲۹ خرداد سالروز در گذشت مردی است از سرزمین خراسان ؛ از دیار عرفای نامدار چون ابو سعید ابولخیر ؛ ملا هادی سبزواری
و جامی.
گرچه انتقادهای تند و تیزی بر شریعتی وارد می شود اما شریعتی همچنان محبوب قلبهای بسیاری است.
بسیاری پیدایش انقلاب اسلامی و روی کار امدن حکومت دینی در ایران را نتیجه افکار و اندیشه های او در زمینه ایدئولوژیک کردن مذهب و نقش آن در جامعه میدانند. و معتقدند چنین اندیشهایی بود که به روحانیون مجال قدرت ، بدون پاسخگویی را داد.
من در این مورد نظری ندارم زیرا خارج از حیطه تخصص من است.
برخی از مخالفان شریعتی (بویژه مذهبیون ) نیز معتقد هستن که شریعتی اسلام شناس نبوده و وی را به واسطه نگرش های جامعه شناختی اش در حیطه مذهب و مقابله با فقه سنتی ، سرزنش می کنند.
علاقه من به شریعتی در حیطه ادبیات زیبا و دیدگاههای عارفانه این شهید بزرگوار است. کتابهای عرفانی وی که خودش آنها را کویریات می نامید متنی عاشقانه و عارفانه دارند و حال و هوای عرفای نامدار خراسان را در شهر های حاشیه کویر تداعی می کنند. یاد جامی ها و یاد ابو سعید های خراسان را.
چقدر دلم هوای خراسان کرده. آن کشتزارهای وسیع و جالیز هایی که فقط در خراسان میتوان دید. آن دشتهای پر از گل آفتابگردان که از یک سو سبز سبز ند و از یک سوی دیگر ناگهان طلایی می شوند. خربزه های شیرین مشهدی
که هرکس ایرانی باشد و یک بار نخورده باشد خاک بر سرش.
در همین رابطه ابو سعید ابوالخیر را هم ببینید.
صفحه شریعتی در ویکی پدیا ، خراسان در ویکی پدیا .
دسته : دکتر علی شریعتی ، سالروز درگذشت دکتر علي شريعتي ، خراسان ؛ سبزوار و مشهد خربزه مشهدی و جالی کاری و آفتابگردان صنایع مشهد
|
|
POWERED BY BLOGFA ! |
|