اینجا وبلاگ رسمی من و جایی برای گفتن حرفها ، باورهاو اندیشه های من است. |
هنگامی که در جاده به یک گله گوسفند برمیخورید که چوپان رنگ پریده میخواهد آنها را از جاده عبور دهد دستتان را روی بوق می گذارید و احتمالا نا سزایی هم بار چوپان می کنید.
یا هنگامی که به کشاورزی با دستهای پینه بسته و کفش زمخت و خاکی بر می خورید سعی میکنید زودتر از او فاصله بگیرید.
لازم نیست با دیده احترام به فرد چوپان یا دستهای باغبان بنگرید.
چون شما از او برترید !
شما خوش شانس بوده اید و چند کیلومتر آنطرفتر متولد شده اید. در خانواده ای شهری. اما گناه آنها بخشودنی نیست ! زیرا در خانواده ای روستایی متولد شده اند !!
ببینم شما وقتی در یک رستوران شیک نشسته اید و یک آقای اتو کشیده یک پرس غذای لذیذ در مقابل شما و دوست دختران می نهد اخم می کنید ؟
پس چرا با دیدن یک گله گوسفند ناسزا بار چوپان می کنی ؟
چرا با دیدن دستهای پینه بسته باغبان یا کشاورز ترش میکنید ؟ او بی کلاس است ؟
پس این غذایی که شما و دوست دختران نوش جان می کنید از آسمان آمده ؟
تو با کلاسی که مصرف می کنی ؟ او که تولید می کند بی کلاس است؟
حالا که از بد روزگار دسترنج یک فصل دستهای زخمی و زمخت کشاورز، با معامله یک روز یک دلال ، واسطه یا شیون گرم کن (روضه خوان سابق) مساوی شده تو چرا با روزگار بی مروت هم آوا می شوی ؟
پس تو هم مستبدی ! تو هم یک جوجه مستبد خودخواه هستی که اگر به قدرت برسی از همین هایی که انتقادشان می کنی ستمگر تر خواهی بود.
نامه نگاری های من و یک دوست دستمایه نوشتن این یادداشت شد.
خواستم تنها بگویم که این استبداد کهنه دردیست ، که رهایی از آن معجون و کیمیا ندارد.
استبداد در مغر شماست.
اگر مرگ خوب است اما برای همسایه پس تو هم مستبدی و خودکامه. اما ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم. روزی که دشمنان ما هم گرفتار بی قانونی شدند ما نخندیدیم. ما نوشتیم تا یادمان باشد نمیخواهیم مستبد باشیم. اگر خودسانسوری می کنی تو هم مستبدی. امروز خودت را سانسور میکنی و فردا که به قدرتی رسیدی دیگران را.
همه تان خودپرستید و از آنجا که « خلایق هرچه لایق » پس هی نق نزنید از بی عدالتی و ستم.
دسته : درد کهنه استبداد خودخواهی و استبداد در ایران مقاله استبدادزدگی ایرانی حکومت مستبد دیکتاتوری اقتصاد فساد اداری و مقابله با فاشیسم و دیکتاتوری
خوب چه نتیجه ای می خواهم بگیرم ؟
در داستانها آمده است که در دادگاه از هویدا پرسیدند تو برای کشور چه کردی ؟ خودکار بیک یا کبریتی را نشان داد و گفت در تمام سالهای نخست وزیری من قیمت آن تغییری نکرده.
گرچه اوایل ؛ انقلابیون برای تمسخر او و نظام شاهنشاهی ایران این داستان را تعریف مینمودند ولی تورم های دو رقمی سالهای بعم کم کم منظور هویدا را آشکار کرد.(۲)
و طعم تورم را هم کم کم به مردم چشانید.
اما در دهه 50 چه ویژگی ای وجود دارد ؟
رکود یا آرامش سیاسی. پس از آشوبناکی های سالهای 42 و پس از آن ، کشور ایران در یک رشد شتابان اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی قرار گرفت.
آرامشی که در سالهای 56 و حوالی آن به پایان رسید. و در بیشتر این سالها امیر عباس هویدا نخست وزیر ایران بود. در مورد عملکرد وی چون اطلاعات دقیقی ندارم نظری هم نمیدهم اما بررسی دهه ۵۰ همواره مرا به فکر فرو برده.
گاهی فکر می کنم :
» دیگر شجریانی ظهور نخواهد کرد.
» دیگر چهره ماندگاری تربیت نشده که 40 سال بعد مدال افتخار بگیرد.
» دیگر داریوش یا ایرج جنتی عطایی یا ابی و ستار ظهور نخواهند کرد
» دیگر خیامی ها و فرمانفرما ها و کارآفرینان افسانه ای ایران طلوع نخواهند کرد.
چرا ؟
چون آرامش سیاسی و رشد شتابناک اقتصادی و آزادی های اجتماعی و مدنی باید هر سه در کنار هم باشند تا شرایط تربیت ، رشد و شکوفایی این گونه افراد بوجود آید.
خواستم دهه ۵۰ را دهه طلایی بنامم. اما دیدم ضعفهایی هم در آن دهه وجود داشت. که نمیتواند طلایی باشد. اگرچه عمده زیربناهای اتمی ایران نیز در همان دوران پایه ریزی شد.(۳)
پی نوشت :
1- سال 54 خرید شکاری های اف 14 و خرید های کلان قبل و بعد از آن
2- داستانهایی از این دست گرچه بسیار تکرار شده اند ولی سندیت قطعی ندارند. البته شرایط اقتصادی ایران در آن سالها نیازی به این گونه قصه ها ندارد.
۳- نصب رآکتورهای تحقیقاتی شکافت هسته ای و رآکتورهای الوند و دماوند که با گداخت هیدروژن یا تکنولوژی همجوشی هسته ای کار می کردند تقریبا در این دوران انجام شد.
در این پی نوشت قصد من تجلیل از شخص خاصی نیست. هدف بررسی شرایط یک دوران سیاسی است.
دسته : حکومت شاهنشاهی ایران و امیر عباس هویدا تاریخچه و بررسی دهه پنجاه ایران رشد اقتصادی و تورم و رکود سیاسی شناخت مقاله حکومت دینی
وقتی مغز انسان بدون آگاهی باشد ، برای پذیرفتن نادرستیها استعداد بیشتری دارد تا حقایق !
(یک فیلسوف هلندی)
می گویند تغییر و تحولات دردسر زا نیستند. دردسر زمانی پیدا می شود که با وجود تغییر یافتن چیزها همچنان با رویه قبلی عمل کنیم.
یک اصل کلی این است که جهان اطراف ما ثابت نیست و پیوسته دگرگون می شود. کسانی که خود را با این دگرگونی هماهنگ کنند شانس ماندن و بقا دارند.
اما بهترین راه پیش بینی آینده نیز ساختن آن است.
پس ظاهرا تکلیف روشن است ؛ اما
نمیتوان همواره با یک دیدگاه آوانگارد (۱) فقط به جلو نگاه کرد. کسانی که تمامی سنت ها را خرافه و تمامی ارزشهای انسانی را ساخته و پرداخته جهل می دانند باید توجه کنند که برخی از این ارزشها زندگی را (واقعا) زیبا تر می کنند.
من نمیخواهم در مورد بی ارزش بودن برخی ارزشها بحث کنم.
بی ارزش بودن برخی ارزشهای منسوخ اجتماعی امری است بدیهی.
آنچه می خواهم بگویم این است که هدف فقط پیش تاختن نیست. هدف خوب زندگی کردن است.
و بخشی از این هدف در تنوع و تکثر ، تبلور یافته ، خود را نشان می دهد.
این یعنی یافتن راهکارهای خردورزانه و عقلایی برای ایجاد تعادل بین ارزشهای انسانی (نه تعصب ها) و زندگی پیشتازانه. (این یعنی همان دموکراسی در صحنه اجتماع)
من پیشتر در سفرنامه ایران گفته بودم که زیبایی سفرهای ایرانگردی در تنوع انسانی و طبیعی آن بود.
رفتن به میان مردمی که با من متفاوت فکر می کردند و متفاوت با من زندگی می کردند.
و این یعنی زیبایی !
به رسمیت شناختن « حق حیات » و « آزادی انتخاب » از سوی یک ایدئولوژی یک لطف نیست ، یک وظیفه است.
خطر ناکترین چیز در مورد حاکم شدن یک ایدئولوژی بر افکار عمومی ، خطر سرکوب اندیشه دیگران است. حتی اگر آن ایدئولوژی عمیقا انسانی (یا مذهبی ) باشد به محض آغاز به سرکوب قدم در راه انحراف گذاشته است.
نتیجه بدیهی این انحراف ، در فاز نخست سرکوب و در فازهای بعدی انشقاق و انشعاب و تضاد های ترکاننده درونی خواهد بود. چیزی که در فرآیندهای دموکراتیک بسادگی حل و فصل می شود. اما در فرآیندی که قدم در مسیر سرکوب گذاشته تبدیل به فاجعه می شود.
در کنار تضاد و انشعاب اتحاد گروههای سرکوب شده نیز رخ می نماید.
و از آنجا که کلوخ انداز را سنگ است پاسخ ، لذا این اتحاد نیز به خشونت (در مقابل سرکوب) منجر می شود. (نه همیشه)
و در یک کلام استبداد ، سرکوب و دیکتاتوری بازتولید می شود.
این چرخه ی معیوب ، تنها یک راه گریز دارد.
تکیه بر عقل نقاد خود بنیاد و بنیادهای فکری و فلسفی دموکراسی.
زیرا عمیقا باور یافته ام مشکل ما آنچیزی نیست که نمیدانیم. مشکل چیزهایی هستند که میدانیم ولی درست اجرا نمی شوند.
محض خالی نماندن عریضه تعریف مشکل را از دید علاقه مندان نگرش سیستمی تکرار می کنم :
« مشکل چیزی است که باید باشد ولی نیست ، یا نباید باشد ولی هست ! »
در پایان از تراکم این همه کلمه عربی در نوشته پوزش می خواهم. ظاهرا عربی پس از گذشت قرنها هنوز زبان علوم انسانی باقی مانده !
پ ن :
۱- آوانگارد : پیشرو ، پیشتاز
دسته : ایدئولوژی فاشیست مذهبی دموکراسی و استبداد و فاشیسم در برابر نازیسم و بنیانهای فلسفی فاشیست اسلام مذهبی و اسلامی در سیاست و اقتصاد ایران
بسیاری از دستاوردهایی که امروزه کاملا بدیهی و پیش پا افتاده به نظر می رسند با زحمت و پژوهش فراوان بدست آمده.
نمیخواهم سراغ مثالهای تکنولوژیک بروم.
از کاغذ شروع می کنم. یا پارچه. محصولی که هزاران سال پیش نمونه های اولیه آن وجود داشته.
فکر می کنید اینکه کاغذهای امروزی صاف و سفید و مناسب نوشتن هستند خیلی موضوع ساده ای است ؟
یا پارچه هایی که بدون گره و یکدست هستند خیلی بدیهی است ؟
باور نمیکنید که سالها پژوهش و آزمایش و نبوغ برای رسیدن به هرکدام از آنها صرف گردیده باشد ؟
خوب حالا چه اهمیتی دارد ؟
اهمیت اینجاست که این بدیهی انگاری گاهی باعث می شود درک درستی از جهان اطراف خود نداشته باشیم. حتی رفتارهای جمعی انسان را هم متحول می کند.
مثلا آیا دموکراسی خیلی مفهوم ساده ای است ؟
بله شاید امروز هر بچه دانش آموزی بتواند شرح دهد که چرا انتخابات مهم است و تفاوت دیکتاتوری با نظام مردم سالار در چیست.
اما مفاهیم فلسفی و از آن مشکل تر اصول اجرایی انتخابات قرنها طول کشیده تا به اینجا رسیده.
متاسفانه در زمینه این محصول هم عقب افتادگی زیادی از ممالک صنعتی داریم.
ظاهرا تفاوتی نمیکند که محصول شما ، خودرو باشد یا هواپیما یا دموکراسی !
عقب افتادگی (بخوانیم توسعه نیافتگی) در همه ی زمینه ها میتواند وجود داشته باشد. برخی وارد کننده اند و برخی صادر کننده. مثلا ژاپن خودرو صادر می کند ، ایران نفت و آمریکا دموکراسی !
تا نظر شما چه باشد.![]()
دسته : بدیهی پنداری فلسفی و نگرش علمی به جهان در باره دموکراسی و مردمسالاری دینی تحقیق و توسعه صنعتی اقتصاد صنعت صادرات
اصولا در کشور ما اولویت آخر وقت و عمر شهروندان است. دلیلش هم روشن است ، این دنیا مهم نیست و مهم آخرت است ! پس شما میتوانید در جهان آخرت خیلی وقت شناس باشید.
مثلا از ساعت های سوئیسی یا سیستم مدیریت زمان آمریکایی استفاده کنید. اما در این دنیا شما میتوانید سه روز در صف دریافت کارت آزمون پیام نور معطل بمانید و اصلا هم مهم نیست. چون ثبت نام اینترنتی بوده است!
یا دو ماه بروید خانه تان تلویزیون تماشا کنید و بعدا بروید خواب زمستانی. اینکه این دوماه از عمر شما به هدر می رود اصلا مهم نیست.
مهم این است که دوسال از عمر گرانبهای شما وقت سرگرم کردن خودتان ، اطرافیانتان و عده ای افسر و درجه دار بشود. تا خدای ناکرده احساس بیکاری و پوچی نکنند.
اما بعد :
در خبری آمده بود که ایران از نظر توسعه فن آوری اطلاعات در جهان آخر شده است.
اصل این خبر را خودتان در پیوند آخر مطلب بخوانید. خود خبر اصلا مهم نیست. چون چیز عجیبی نیست.
حکومت ما صراحتا فن آوری اطلاعات را یک تهدید و نه یک فرصت قلمداد می کند. از نقطه نظر جمهوری اسلامی فن آوری اطلاعات بنا به دلایل بیشماری از جمله :
میتواند تهدیدی بر ثبات و آرامش جامعه باشد. و از آنجا که هیچ عاقلی (!) در تهدید های خودش سرمایه گزاری نمی کند ، لذا فن آوری اطلاعات می ماند و چالشهای عجیب و غریب در مسیرش . چالشهایی که در هیچ کتاب یا مجله ای نمیتوان موردی بر آن یافت.
مثلا در هیچ کجای دنیا کتابی پیدا نمی کنید که در باره سیاست تجارت الکترونیکی در شرایط وجود خطر فیلترینگ ، پاره شدن فیبر و در نتیجه قطع کل شبکه و یا ربوده شدن نام دامنه تجاری شما مطلبی نوشته شده باشد.
آنچه در دنیای تجارت الکترونیک مطرح است مساله اعتبار و امنیت است.
اعتبار برای فروشنده (Business) و امنیت برای خریدار یا مشتری (Customer). شما باید سایتی ایمن و زیبا و ساده داشته باشید برای تجارت اینترنتی.
اما اگر سایت شما فیلتر شود ، یا دامنه شما ربوده شود ، و یا کل شبکه چند هفته قطع شود و یا ... تکلیف اعتبار و حیثیت تجاری شما روشن است.
یافتن فرصتهای تجارت الکترونیک و خدمات اینترنتی نیازمند امنیت ، آرامش و ثبات اجتماعی است. نیازمند ارتباط و « تعامل فوق نزدیک » با جهان پیرامون است. نمیتوان در شرایط جنگ ، یا تنشهای قومی یا سیاسی (که در برخی کشورها هم اکنون وجود دارد) انتظار توسعه تجارت اینترنتی و خدمات الکترونیکی داشت.
کشور ما با وجود آنکه آرامش نسبی دارد اما در رتبه آخر توسعه فن آوری اطلاعات در سال 2007 ایستاد.
موضوعی که باید زنگ خطر را برای آگاهان به صدا در آورد. روند فعلی ، اصلا ما را به جایی نمی رساند.
خبر ایران در رتبه آخر تکنولوژی اطلاعات
دسته : فرصتهای کسب و کار ، تجارت و دولت الکترونیک ، استقرار سیستمهای اطلاعاتی برای تجارت اینترنتی ایمنی و هک سایت اعتبار دولت الکترونیکی و دموکراسی انتخابات
|
|
POWERED BY BLOGFA ! |
|