تبليغاتX
من و باورهایم
 
اینجا وبلاگ رسمی من و جایی برای گفتن حرفها ، باورهاو اندیشه های من است.
 
هر سال درباره نوروز می نوشتم

مثلا سال ۱۳۸۴ این مطلب را درباره آیین های نوروزی و هفت سین نوشتم.

اما امسال تمام عید را در جزیره تنب خواهم بود. پس از حالا مینویسم تا بعدا یکی از دوستان فعال کند.

 خیلی دلم میخواست نوروز امسال را هم در شیراز زیبا باشم. اما خوب بالاخره یک عده باید در آن جزیره باشند و امسال هم قرعه بنام ما افتاد. پیشتر درباره جزیره تنب نوشته بودم.

شاید زمان تحویل سال بروم کنار دریا. و خلیج نیلگون پارس را تماشا کنم. عظمت دریا در جزیره ای به اندازه تنب کوچک خیلی بیشتر به چشم می آید. چون همه ی اطراف را دریای بیکران پر کرده .
شاید هم شنا کردم ! البته اگر کوسه ها اجازه بدهند. سعی می کنم لوازم هفت سین را با خودم ببرم و این آیین زیبای ایرانی را در قلب خلیج فارس و فرسنگها دورتر از خواستگاه اصلی اش (فارس) زنده نگاه دارم.

امیدوارم فرماندهان دلشان کمی نرم شود و برای ما که نوروز را در جزیره می مانیم تشویقی چیزی در نظر بگیرند.

سکه ، سبزه ، ساعت و ماهی که همانجا هست. اما بردن چیزهایی مثل سرکه ، سمنو و ... جدا ساده نیست.

فراموشم نکنید دوستان چون بیاد شما هستم.

گرچه یاران فارغند از یاد من  . . .  از من ایشان را هزاران یاد باد

 * متن کاملتری درباره جزیره تنب کوچک نوشته ام در یکصدمین وب نوشت ببینید. همچنین
تاریخ پرچم ایران را که قبلا نوشته ام خالی از لطف نیست.

عید نوروز سفره هقت سین و عطر سال نو آیینها و سنتهای نوروزی ایرانیان

  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:44  توسط سعید پوردلیر  | 

سرانجام فیلم علی سنتوری مجوز نمایش نیافت و روانه بازار سیاه شد.

در این مسافرت آخری فرصتی پیش آمد تا این فیلم زیبا و هنری را ببینم. ماجرای علی سنتوری ماجرای هنر و هنرمند است در کشور ما.

ریتم یکنواخت فیلم که نه زیادی تند است و نه زیادی کند ، اصلا کسالت آور نیست و پایان آنرا هم نمیتوان به سادگی حدس زد. فیلمبرداری آن را خیلی دوست داشتم. از رنگ و ترکیب بندی نهایت استفاده را برده. شاید به گرد پای فیلمهای کلاسیک اروپا هم نرسد اما برای سینمای ایران که به سه پایه ، دوربین ثابت و داستانهای تکراری و کسالت آور خو کرده ، علی سنتوری چیز متفاوتی است.

استفاده از رنگها در صحنه های امید و نا امیدی حقیقتا زیبا و تکمیل کننده ماجرای انتقادی فیلم است.

به نظر من علی سنتوری علاوه بر داستان اصلی فیلم یک داستان زیر پوستی را هم روایت می کند.
روایت هنر در ایران.

روایت باختن و عاشق ماندن. روایت کسی که سنتورش را بیشتر از زنش دوست دارد روایت همانهایی است که هستی شان را برای هدفشان می بازند.فیلم علی سنتوری

 گرچه به نظر میرسد علی سنتوری ایرادهای محتوایی داشته باشد اما نوآوری در موضوع و داستان آنرا کمرنگ می کند. برای جامعه ما که موسیقی اعتراضی راک (Rock & ROLL) ندارد سینما میتواند بار این قبیل اعتراضهای اجتماعی را به دوش کشد.

علی سنتوری راه حل ارایه نمی کند. نباید هم بکند. او فقط اعتراض می کند. چون حق خود را می‌خواهد. او ابزاری ندارد. قدرت ندارد. قدرت او فقط هنر اوست. پس فقط اعتراض می کند. و جایی که نمیتواند پیش برود سرخورده و نالان در پناه الکل و دود مکان امنی برای رسیدن به آرزوهایش (همان حق) می جوید.

سینمای اعتراض در ایران نمونه های کمی دارد. گهگاه در حاشیه یک دیالوگ ، اعتراضی چیزی گفته می شود اما تا رسیدن به یک سینمای معترض و فریادکش راه زیادی مانده.

راهی که از جاده آزادی عبور می کند.

دسته :دانلود  فیلم علی سنتوری با موسیقی متن علی ستنوری دی وی دی کامل دانلود نمی شود بازار سیاه تحلیل داستان فیلم علی سنتوری فارسی

  نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 15:38  توسط سعید پوردلیر  | 
قبلا نوشته بودم که هوا سرد شده. آنقدر سرد که به خواب زمستانی بروم. و منظورم سرمای آذر و دی کرمانشاه بود. در باره کرمانشاه هم نوشتم.

حالا ولی دیگر هوا گرم شده میخواهم درباره جزیره ای بنویسم که در آن زندگی می کنم. تنب کوچک !

 جزیره ای سه گوش و کوچک در قلب خلیج فارس. در نیمه راه امارات و ایران است و در قلمرو سرزمین جاویدان ایران قرار دارد. تنب بزرگ بیش از ۱۰کیلومتر مربع مساحت دارد. دارای شهرک و امکانات گوناگون اقامتی ، بهداشتی و نظامی است.

اما تنب کوچک یک جزیره مطلقا نظامی است. اما زیبایی های آن هر تازه واردی را به این رویا می‌برد که ایکاش تنب کوچک یک جزیره توریستی می بود. جزیره ای بدون وسیله نقلیه ! چون میتوان همه جای آنرا پیاده گشت زد ، در سواحل آن از آفتاب طلوع و غروب بهره برد و به ماهیگیری و قایق سواری پرداخت.

اما فعلا تنب کوچک مملو از جنگ افزار ها و سربازانی است که مدافعان خلیج فارس نام دارند.

بسیاری (از جمله خودم) فکر می کنند که اگر اینجا یک مکان گردشگری بود امنیت آن هم بیشتر می‌شد. چند هتل و تفریگاه با انبوهی از گردشگران که یک پرچم سه رنگ ایران هم نشانه هویت و حاکمیت جزیره می شد.

اما به قول ظریفی فعلا جاهای آباد مملکت رو کسی بازدید نمیکنه تا نوبت به این جزیره بی آب و علف برسه. و خوب با این وصف همون بهتر که فعلا نظامی باقی بمونه.

اما در مورد تنوع زیستی جزیره تنب کوچک :
ساکنان این جزیره چند نوع گیاه علفی هستند و درخت اکالیپتوس و پنبه هم به تازگی در آن کشت شده اند. پنبه را به گمانم بازرگانانی آورده اند که تجارت پنبه می کرده و از این جزیره در گذشته برای بارآنداز استفاده می کردند.

درخت اکالیپتوس هم برای سادگی کشت آن و تامین سایه توسط نظامیان کشت شده است.

بدیهی است که هرجا بار انداز تجارتی لنجها (کشتی های کوچک چوبی) باشد موش هم پیدا می شود. موشهای کوچک سفید که برای مبارزه با آنها ، نظامیان دست به دامان گربه ها شده اند.

مگس ، گنجشک و یک نوع بلبل گرمسیری خاکستری هم در جزیره فراوانند. سار و شانه به سر (هدهد) هم یکی دوبار دیده ام.

غیر از اینها یکی دو نوع سوسک هم میتوان در جزیره یافت. یکی دو متر که زمین را بکنی آب دریا پیدا می شود. چون برخی از قسمتهای جزیره هم سطح دریا و دست بالا ، یک متر ارتفاع دارند.ناو جنگی آمریکا مرتفع ترین نقطه هم تپه ای است در سمت شمالغربی به ارتفاع ۳۵ متر. این تپه مشرف به آبراه بین المللی است و از آنجا میتوان عرشه همه کشتی هایی که به خلیج پارس وارد می شوند را دید زد !

ناوهای جنگی کشور های مختلف مثلا آمریکا و فرانسه از همین مکان عبور می کنند.
چون در واقع عمیق ترین نقطه است و غیر از آن راهی نیست !

تا مرخصی بعدی شما را به خیر و ما را به سلامت . چون در جزیره همه چیز ممنوع است :
تلفن همراه ، شطرنج ، رادیو ؛ دستگاه پخش موسیقی و ... چه رسد به اینترنت و وبلاگ !

نوروز در جزیره تنب را هم ببینید !

جزیره و جزایر سه گانه خلیج پارس و دریای عمان مانند تنب کوچک و بزرگ و بوموسی یا ابو موسی ایران و امارات جنگ برسر جزایر سه گانه جنگ . جنگ ایران و آمریکا در خلیج پارس درگیری دریایی ناوگان دریایی

  نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 8:32  توسط سعید پوردلیر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA !