تبليغاتX
من و باورهایم

 تاریخچه و پیشینه ی کیفیت

پیشینه و تاریخچه کیفیت


پیشتر درباره تاریخچه شش سیگما مطلبی نوشته بودم.
اما اینک نگاهی وسیع تر اما فهرست وار به تاریخچه و پیشنه موضوع کیفیت می‌کنیم.

  • در سال 1924 دکتر والتر شوارت ، در آزمایشگاههای بل (Bell) سیستم کنترل آماری فرآیند (SPC) را معرفی نمود.
    SPC هم اکنون نیز یکی از ابزار های اصلی کیفیت است. که به منظور پایش ، ثبات ، سازگاری و نیز تشخیص سمت و سوی فرآیند های کاری مورد استفاده دارد.
    دکتر شوارت در سال 1931 کتاب « کنترل اقتصادی کیفیت محصولات صنعتی » را منتشر نمود.
  • در سال 1946  - پس از جنگ جهانی دوم - نیروهای حرفه ای تولید در ژاپن « اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن » را به صورت یک سازمان غیر انتفاعی تاسیس نمودند.
    در همین سال « جامعه کنترل کیفیت آمریکا » نیز تاسیس گردید.
  •  یکی از شاگردان دکتر شوارت بنام « ادوارد دمینگ » موظف شد تا SPC را به کارکنان صنایع دفاعی آمریکا آموزش دهد. ادوارد دمینگ یک فیزیکدان با گرایش ریاضی بود.
  • در سال 1950 اتحادیه متخصصان و علوم مهندسی ژاپن  (JUSE) از ادوارد دمینگ دعوت کردند تا SPC  (کنترل آماری فرآیند) را در کشور ژاپن آموزش دهد.
  • در سال 1951 دکتر فایگن باوم  ، کتاب با عنوان « کنترل کیفیت فراگیر » را منشر کرد.
    در این کتاب او بجای کنترل کیفیت آماری از کنترل کیفیت فراگیر سخن به میان آورد.
  • در سال 1954 جوزف جوران (ژورف ژوران) اهمیت درگیر نمودن تمام بخشها در پی گیری موضوع کیفیت را مطرح ساخت. او همچنین به ژاپنی ها تاکید کرد که بجای تاکید محض بر مشخصات محصول به رضایت مشتری توجه کنند.
  • در سال 1962 آقای « کاآرو ایشیکاوا » ایده ها و نظریات جوران و فایگن باوم (فایگنباوم) را گسترش داد و علاوه بر مساله مشتریان خارجی ؛ بحث مشتریان داخلی را هم مطرح ساخت. ایشی کاوا بر مبنای نظریات دانشمندان علوم رفتاری و نظریه سلسله مراتب سازمانی مازلو و تئوری X , Y مک گریگور توانست مفهوم « کانونهای کیفیت » را مطرح نماید.
  • در اواخر دهه 1970 ،  آمریکایی ها و اروپایی ها که متوجه پیشی پفتن ژاپنی ها در تسخیر بازارهای جهانی شده بودند به فکر استفاده از نگرش مدیریت جامع کیفیت TQM شدند.
  • در 1978 آمریکایی ها در برابر جایزه دمینگ ، جایزه ای بنام مالکوم بالدریج (MBNQA) ابداع نمودند.
  • در 1991 اروپایی ها جایزه کیفیت اروپا (EQA)  را در بنیاد مدیریت کیفیت اروپا (EFQM) طراحی نمودند.

در همین رابطه نوشتجات زیر را هم ببینید :

مفهوم اساسی کایزن در اجرا -  کایزن و نگرش سیستمی - شش سیگما - بازآفرینی دولت و مدیریت کیفیت در دولتها - شاهکار دیگری از مهندسی صنایع -  پروژه تویوتا برای تسخیر بازارهای جهانی - داینامیک سیستمها - آموختنی هایی از جک ولشمدیریت پروژه در شرایط عدم اطمینان و تورم


منبع : خبرنامه داخلی انجمن مهندسی صنایع ایران (با اندکی ویرایش)

این مطلب درباره : کیفیت ، مهندسی کیفیت و کنترل کیفیت فراگیر ، ادوارد دمینگ و کنترل آماری فرآیند و کیفیت در کشور ژاپن . شش سیگما و کیفیت. رضایت مشتری و کیفیت فراگیر بود

منبع : خبرنامه داخلی انجمن مهندسی صنایع ایران (با اندکی ویرایش)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 8:23  توسط سعید   | 

 مدیریت پروژه در شرایط عدم اطمینان و تورم

مدیریت پروژه در شرایط تورم بالا  

زیاد شنیده اید که گفته می شود در ایران برنامه ریزی و بخصوص برنامه ریزی بروژه بیهوده است و شرایط  و متغیر ها چنان نا پایدار هستند که هیچ پیش بینی درست از آب در نمی آید.
این موضوع برای مدیران و برنامه ریزان پروژه مهلک و در عین حال آشناست.مدیریت و کنترل پروژه در تورم

یک دوستی به من میگفت که پس از بر آورد اولیه در مورد هزینه های ساخت آنرا در 1.8 ضرب کن. یعنی 80 درصد تورم (و هزینه های خارج از برنامه ) برای مدت اجرای پروژه آنهم در یک سال! اولش باورم نمیشد ولی بعدا که وارد کار شدم دیدم واقعا همینه.

خوب حالا که مدیریت پروژه در کشورهای بی ثبات و دارای  تورم جهنده یعنی کشک ، پس چکار کنیم ؟
آیا کاری هست بتوان انجام داد ؟


من فکر میکنم می شود. و تجربه من نشان داد که اگر چیزی غیر از آن انجام شده بود بقاء پروژه ی ما به خطر می افتاد. زیرا در کمتر از یک سال تورم بیش از 100% از بخش مسکن و مصالح عبور کرد.

در واقع باید بگویم پروژه ما شانس آورد زیرا در یک افت مقطعی قیمت آهن آلات به میزان حدود 10% توانستیم عمده آهن آلات لازم را به حجم حدود 40 تن خریداری کنیم.
و زمانی که قیمت آهن از 750 به مرز 1500 و بالاتر رسید سازه وارد فاز سقف شده بود.
شانس دوم هم مربوط به نهاده اساسی دوم یعنی سیمان بود. در فصل سرد و بارانی زمستان که تقاضا برای سیمان کمتر است یکی از سقف ها را ساخته و از انبار بوجود آمده برای دپوی سیمان استفاده کردیم.


نتیجه موثر تر از چیزی بود که انتظارش را داشتیم.
قیمت سیمان بیش از چهار برابر شد و زمان انتظار برای دریافت نیز طولانی تر. اما ذخیره موجود در انبار موقتی ایجاد شده از فاز قبلی باعث شد پروژه بدون تاخیر مراحل سقف زنی را بشت سر بگذارد و وارد مرحله دیوار شود.

خلاصه مطلب
من فکر میکنم با جابجا کردن برخی فعالیتها در شبکه پیش نیازی میتوان در شرایط عدم اطمینان و تورمی نه تنها مانع از خوابیدن و یا زیان دیدن پروژه شد بلکه به سود آوری نیز دست یافت.
در واقع تاکنون نگرش غالب به پروژه خرج کردن پول و حد اکثر صرفه جویی بوده است. اما این نگرش باید تغییر کند.
منظورم سوداگری با پول مردم نیست.  بلکه تامین نهاده ها در شرایطی که بازار متلاطم تعیین میکند بر اساس شبکه پیش نیازی به اضافه چاشنی خلاقیت.

مطالب مرتبط : افت رشته صنایع - مدیریت دانش یا مدیریت دانایی - درباره ممیزی سیستمهای اطلاعاتی 

رده : کنترل و مدیریت پروژه در شرایط تورم و رکود . مهندسی ؛ مدیریت . کنترل پروژه در ایران رکورد اقتصادی است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20:10  توسط سعید   | 

 میرا

وقتی مالکیت فردی مخدوش شود ؛ تو مالک بدن خودت هم نخواهی بود.

« میرا » ی کریستوفر فرانک را خواندم. داستانی متفاوت درباره موضوعی تکراری. نقد کمونیزم. داستان با شروع ساده و تکان دهنده ای آغاز میشود. ما در مربع شماره ... و در خانه ای با دیوارهای شفاف زندگی میکنیم !

کمونیزم + توتالیتاریزم در یک جمله ساده. نفی مالکیت خصوصی سرانجام به جایی میرسد که تو مالک بدن خودت ، همسر خودت ، عشق و عواطف خودت هم نیستی .
و جالب آنکه همه چیز با یک شعار ساده شروع میشود. عدالت !میرا ؛ کریستوفر فرانک

مساوات ؛ عدالت ؛ برابری و گاهی حتی شروعی ساده تر . صرفه جویی !

این شعار صرفه جویی واقعا شعار خطرناکی است اگر به معنای کسب حداکثر بهره وری نباشد.

میرا دو معنای متضاد را همزمان دارد. مردنی و مرگ آور و یک معنای استعاره ای هم دارد : انسان !

انسان بودن یعنی میرا بودن.

دارای قابلیت کشتن و کشته شدن. و چه معنای جالبی دارد زمانی که میرا - این مفهوم دوگانه -  پا به عرصه مفاهیمی چون آزادی و عدالت مینهد. دولبه بودن مفاهیمی چون برابری و عدالت و آزادی در میرا موج میزند.

 میرای قصه ، معمولی است. اما یک حس عشقی در درون خود دارد و همین گناه اوست! گناهی که سرانجام میرا را میمیراند. وفاداری به شکل کهن آن.

داشتم درباره صرفه جویی می گفتم. اگر مفهوم « کسب سود بیشینه » را از اقتصاد سرمایه داری قرض بگیریم این صرفه جویی ، اعتباری در حد نگاه مسئولانه به منابع محدود پیدا میکند. یعنی همان بهره وری که گفتم.

اما اگر صرفه جویی به معنای مداخله در روش مصرف دیگران باشد (مثل مملکت گل و بلبل)  آنوقت شروع خطرناکی است. وقتی به خودشان اجازه بدهند برای روش مصرف چیزی که حق شماست تصمیم گیری کنند مالکیت شما خدشه بر میدارد. و این خدشه تا آنجا میتواند پیش برود که داستان میرا رفته است.

قدم بعدی پس از امر به صرفه جویی ؛ سهمیه بندی است. و وقتی شما میخواهید سهمیه تان را به گونه دیگری مصرف کنید ، آنها شما را متخلف میخوانند. مثلا حق ندارید سهمیه خود را در بشکه بریزید حتما باید در باک خودرو بریزید!!

آنگاه که مالکیت فردی مخدوش شود ؛ تو مالک بدن خودت هم نخواهی بود ، از همینجا شروع می شود.

و شعار عدالت یعنی قرار دادن همه روی یک خط ! نه قرار دادن هرکس سرجای خود ! حال آنکه این نطفه توتالیتاریزم است که در بستر جامعه کاشته میشود. خطرناک روزی که به مدد نیروهای فاشیستی این نطفه بزرگ و تنومند گردد. در هردو  داستان میرا و 1984 جورج اورول این سلطه فاشیستی به روشن ترین شکل ممکن رخنمایی می کنند. در یکی بنام پلیس اندیشه و در دیگری بنام سربازان.

مداخله نهاد حاکمیت در جزئی ترین شئون زندگی افراد با عناوین « نفی بدی » و یا « اصلاح جامعه » از موارد جزیی و موجهی همچون همین صرفه جویی آغاز می شوند.

نه اینکه حیف و میل منابع محدود را آزادی بدانم. برعکس . اما فکر میکنم حیف و میل در جای دیگری زمینه سازی شده و مصرف کنده (مثلا راننده پیکان) تنها قربانی آن است.

منتظر نظر خود میرا دباره این یادداشت هستم.

در همین زمینه :

پستهای مرتبط از وبلاگ خودم

نقد و نظری بر کتاب قلعه حیوانات و 1984 از جورج اورول *  کشمکش دو دیدگاه * بدیهی انگاری 
* دفاع غیر قانونی از قانون *  رابین هود عصر جدید *  استبداد زدگی از نوع مزمن * امنیت اخلاقی جامعه * آزادی *

دسته : نقد و نظر داستان فارسی میرا از کریستوفر فرانک نویسنده فرانسوی و داستان ۱۹۸۴ و قلعه حیوانات نوشته جورج اورول نویسنده انگلیسی در نقد کمونیزم و توتالیتاریزیم و سیستمهای فاشیستی و ارزشهای اخلاقی دموکراسی و انسانیت دانلود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 10:34  توسط سعید   | 

 باور من درباره تعرفه های گمرکی

یکی از ابزارهای مهمی که دولت برای کنترل بازار و کمک به رشد اقتصادی در اختیار دارد تعرفه های وارداتی است. اساسا اگر همه تعرفه ها برای واردات و صادرات صفر باشند اقتصاد کاملا باز و همسو با اقتصاد جهانی است (البته با صرف نظر از هزینه حمل و نقل)

چنین اقتصادی در جهان عملا وجود نداشته زیرا کاپیتالیستی ترین دولتها (مثل آمریکا) و حتی کشورهای مبتنی بر اقتصاد مبادله ای (مثل امارات عربی) نیز تعرفه های صفر واردات و صادرات ندارند.

دولتها برای حمایت از تولیدات داخلی خود اقدام به دستکاری تعرفه ها میکنند. گاهی نیز بدلیل وارد شدن یک شوک ضرورت اقدام وارداتی و یا صادراتی پدیدار می شود. مثلا خشکسالی باعث کاهش تعرفه واردات مواد غذایی خواهد شد و کاهش قیمت فولاد باعث تشویق صادراتی آن کالا از سوی دولت.

اما عمیقا به این موضوع اعتقاد دارم که یک اقتصاد سالم باید نظام تعرفه گذاری شفاف ، باثبات و کف و سقف دار داشته باشد.

مثلا تعرفه گمرکی بالای ۵۰٪ به معنای این است که تولید کننده داخلی حتی اگر ۵۰ ٪ مزیت رقابتی کمتری داشته باشد بازهم شانه به شانه تولید کننده خارجی است.

دقیقا به همین دلیل هم معتقد به وجود سقف تعرفه هستم. زیرا بالا بودن تعرفه ها به خصوص باتلاتر از ۴۰ ٪ به معنای آن است که تولید این کالا اساسا در کشور مقرون به صرفه نبوده و تولید آن هدر دادن منابع کشور است و لذا  واردات آن اقتصادی تر می باشد.

 مثلا اگر ایران خودرو نمیتواند با وجود ۵۰ ٪ تعرفه و دسترسی آسان به انرژی ارزان با رقبای دیگر رقابت کند بهتر است تولید نکند.
جسارت تعطیل کردن واحد های بزرگ و یا تحت فشار قرار دادن آنها نیازمند وجود فضای سالم است که به دور از سیاست زدگی بتواند برای واردات برنامه ریزی کند و واردات را در جهت اهداف مهم و تا حدودی ناسازگار همچون رشد اقتصادی ، ثبات قیمتها ، و افزایش رفاه هماهنگ کند.

متاسفانه در شرایط فعلی کشور ما تعرفه واردات تجهیزات مخابراتی یک شبه از ۱۵ به ۶۰ و پس از مدتی به ۴ ٪ تغییر میکنند. و توقع داشته اند که با چنین شوکی تولید گوشی تلفن همراه (موبایل) در کشور اقتصادی بشود. و مردم هم استقبال کنند.
البته اهل نظر دلیل چنین نوسانهایی را خوب میدانند اما دلم برای مهندسان و کارآفرینانی میسوزد که باورشان شده بود باید وارد بازار تولید گوشی تلفن همراه شوند و نشستند و وقت و فکرشان را برای برنامه ریزی تولید مصرف کردند. مثلا کارشناسان شرکت ITMC صنایع مخابراتی شیراز.

بیچاره ها حتی فرصت بازاریابی هم پیدا نکردند. تا آمدند خط راه بیاندازند تعرفه ها شد 4 % !

درباره تعرفه های گمرکی در گمرک ایران و نقش تعرفه در اقتصاد و واردات و صادرات و بازرگانی ایران.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 14:7  توسط سعید   | 

 بهره وری دستوری !

و ما دستور دادیم بهره وری افزایش یابد !

پس از انتقادهای شدید از تغییر دستوری نرخ بهره انگار نوبت به  «بهره وری دستوری» هم رسیده است.

کشور ما تجربه های تلخی از دستکاری دستوری عوامل خارج از کنترل دولت را در تاریخ خود دارد. چه در آن رژیم و چه در این دوره.دکتر احمد توکلی

جناب  دکتر احمد توکلی - که برخی وی را مغز اقتصادی مجلس هفتم میدانستند - در مصاحبه ای به پرسشهای مخاطبان یک وب سایت محافظه کار پاسخ دادند که بنظرم جالب آمد.
ایشان که تلاش میکند از عنوان " طرح تثبیت قیمت ها " پرهیز کنند و بجای آن از « ماده سوم برنامه چهارم » یاد کنند. این درحالی است که هنگام بحث این طرح در مجلس آقای حداد عادل ریاست وقت مجلس هفتم با تاکید در اهمیت آن طرح (تثبیت قیمتها ) حتی عینا این عبارت را بکار بردند :
« تا بچشند مردم طعم اصولگرایی را ! »


و منظور این بود که اکنون زمان توجه به خواسته های مردم  است. البته ما نفهمیدیم ایشان از کجا فهمیدند که مردم تورم و رشد میانه را دیگر نپسندیده و سیاست فوق را انتظار داشتند. و آیا سیاست تثبیت دستوری قیمتها باعث بالارفتن رفاه خانوارها می شود؟

که البته همان موقع پیش بینی کردم که چنین طرحی با وارد آوردن فشار (دستوری) بر بنگاههای دولتی تورم را مانند فنر مدتی نگه میدارد و پس از مدتی با تاخیر دوباره با شدت آزاد میکند.
زیرا توقع اینکه این بنگاهها عدم افزایش قیمتها را با بالا کشیدن بهره وری خود جبران کنند ، توقعی به غایت غیر منطقی بود. مگر آنکه همزمان آموزشها و تغییر رویه های لازم اجرا میشد.
اما در عمل نه تنها چنین اقداماتی رخ نداد بلکه متمرکز سازی (Centralization) بیشتری در اداره کشور رخ داد که در کنار رشد نقدینگی باعث کاهش نرخ بهره وری شد.

رشد نقدینگی که خود ناشی از سرازیر شدن پولهای بی زبان صندوق ذخیره ارزی به چرخه اقتصاد بود.
و بارز ترین گواه آن نیز رشد سرسام آور زمین و مستغلات بود که اقتصاد دانان آنرات نمودی از بیماری هلندی تفسیر کردند.

آنچه که از گفتگوی دکتر احمد توکلی با سایت الف (و حتی دیگر رسانه ها) به نظر می رسد این است که ایشان کاملا پدیرفته اند که این طرح دستاوردی جز رکود و تورم رکودی و در یک کلام میلیاردها دلار زیان برای پیکرده اقتصاد ایران چیزی نداشته است.
البته در کوتاه مدت عدم افزایش قیمت سوخت و خدمات دولتی باعث شد شاخص تورم بسیار ملایم تر از سال قبل باشد ولی ایکاش نمودار تورم در چند سال قبل و بعد از آن طرح هم مقایسه می شد.
مدافعان این طرح کنترل تورم را دلیل این طرح عنوان میکردند در حالی که تورم حدود 14 درصد تخمین زده می شد. ولی امروزه برای دفاع از عملکرد خود مدعی بودند تورمی وحشتناک (نمیدانم وحشتناک یعنی چقدر) در کمین بوده که به مدد آن طرح پدید نیامده است.

در این گفتگوی دکتر احمد توکلی همچنین اشاره هایی به منحل نمودن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (برنامه و بودجه سابق) شده است.


اما پاسخهای ایشان (دکتر احمد توکلی) به این پرسش اساسی چندان جدی و قانع کننده نیست .

« که چرا مجلس در مقابل درخواستهای مکرر دولت برای دست به خزانه صندوق ذخیره بردن و مصرف بی مهابای پترودلارها مقاومتی نکرد ؟ »

بزرگ کردن شرکتهای دولتی ، افزایش حجم دولت ، بالارفتن هزینه های دولتی و عمرانی ، کاهش نرخ بهره و در یک کلام تزریق مقادیر هنگفتی پول به پیکره اقتصاد همه نتیجه این سیاست است که مجلس نه تنها مقاومتی نکرد
بلکه در بسیاری از موارد همچون تصویب بودجه جاری دولت کاملا همکاری نیز کرد.

اگر حوصله دارید این گفت و گو و پاسخ دکتر احمد توکلی را به روزنامه دنیای اقتصاد ببینید:

گفتگوی دکتر احمد توکلی درسایت الف

پاسخ و گلایه دکتر احمد توکلی در روزنامه دنیای اقتصاد

آمریکا در اوج بهره وری شرایط بد اقتصادی را تجربه می کند.

 رده : علمی پژوهشی و دانشگاهی ؛ درباره مصاحبه و گفتگوی دکتر احمد توکلی با سایت الف و روزنامه دنیای اقتصاد درباره آمار تورم در ایران و شرایط و اوضاع اقتصاد ایران و وضعیت صندوق ذخیره ارزی می باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 18:38  توسط سعید   | 

 کتاب قلعه حیوانات و 1984 از جورج اورول

این جزیره هر خیری که ندارد ، دست کم فرصتی به من داد تا کتابهایی را که فکر نمیکردم هرگز فرصت کنم بخوانم.

کتاب 1984 نوشته جورج اورول از آن دست نوشته هایی است که پس از خوانده شدن تاثیر روشنی بر دیدگاه و ادبیات خواننده باقی می نهد.
گرچه برخی منتقدان تصویر تیره ، مبهم و هراس انگیزی که جورج اورول در این کتاب از آینده جهان توصیف کرده را به کودکی وی و یا درگیریهای روحی و ذهنی او نسبت می دهند ، اما به اعتقاد من این مقدار زیاده روی و تیره نمایی برای گوشزد کردن خطر توتالیتاریزم ضروری بوده است.
حتی اگر خواننده غربی آنرا غلو و بزرگنمایی افراطی تصور کند.

جورج اورول که به اعتقاد من درک عمیقی از توتالیتاریزم و نظامهای کمونیستی داشته ، برای خواننده غربی این تصور را بوجود می آورد که چنین سرنوشتی برای جهان که او توصیف کرده ناشی از بدبینی است.
اما خواننده شرقی یا لاتین با خواندن سطر به سطر کتاب فکر می کند که جورج اورول سالها در آلمان نازی ، شوروی کمونیستی ، کره شمالی و شیلی (زمان پینوشه) زندگی کرده و سپس برای نوشتن 1984 به ایران آمده است!

در این داستان (1984) که شروع کسل کننده ای هم دارد یک مثلث قدرت جهان را در بر گرفته. و این سه امپراتوری نه از درون قابل اصلاح یا تغییر هستند و نه از برون بواسطه قدرت خارجی.
ویژگی مشترکی که من در 1984 با دیگر اثر ارزشمند این نویسنده "قلعه حیوانات" دیده ام همین ایزوله نمودن سیستم (محیط و فضای داستان) برای پرهیز از پیچیدگی است.

یعنی چه ؟ در قلعه حیوانات تمام داستان در داخل مزرعه اتفاق می افتد و به جز یکی دو مورد جزیی که آنهم کاملا بجا و منطقی است چیزی به بیرون نمیرود یا از بیرون بر جامعه داخل مزرعه تاثیر نمینهد.
در کتاب 1984 هم مردم این سه امپراتوری با هم تماسی ندارند.
و این خود یکی از نکات قابل توجه کتاب است. یعنی دیکتاتوری ها بسته هستند!
ایزوله و منزوی هستند. هرچند نظریه سیستمها با معرفی مفهوم آنتروپی اظهار میدارد که سیستمهای بسته فنا پذیرند اما جورج اورول زیرکانه در کتاب 1984 با توصیف یک مثلث قدرت از بیرون و یک نظام توتالیتر سرکوبگر از درون هرگونه خیال و رویای فروپاشی این نظام استبدادی را از بین می برد.

اما چرا ؟
بازهم من فکر میکنم یکی از همان بزرگنمایی های ضزوری این کتاب است. تا خطر استبداد و توتالیتاریزم جدی گرفته شود. خطری که نوع هیتلری اش را جوروج اورول در سالهای جوانی چشیده بود.

کتاب قلعه حیوانات را میتوان پیش نیاز کتاب 1984 تصور کرد. گرچه دو داستان کاملا مستقل هستند. یکی در مزرعه ای در انگلستان و در قرن 19 و دیگری در میان انسانهای قرن بیستم.
اما انگار هر جامعه روش حیوانات مزرعه را پیش بگیرد به سرنوشت 1984 دچار خواهد شد.
اگر هیچ کدام از این دو کتاب را نخوانده اید پیشنهاد میکنم اول " قلعه حیوانات " را بخوانید و سپس به سراغ کتاب " 1984 " بروید.
و پس از خواندن یادتان باشد که انقلاب ایران در سال 1980 رخ داد و در سال 1984 کشور ما درحال جنگ بود . ( پیدا کنید پرتقال فروش را )

پی نوشت :
جورج اورول در ویکیپدیا

استبداد زدگی از نوع مزمن

دسته : کتاب قلعه حیوانات و 1984 نوشته جورج اورول نویسنده انگلیسی درباره استبداد و دیکتاتوری ، یا همان نظام توتالیتر سرکوبگر . جوروج اورول . قلعه حیوانات. نقد بررسی و شرح کتاب داستان.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 14:52  توسط سعید   |