تبليغاتX
من و باورهایم

 امید

 و سپاس یزدان مهر آفرین را که درست در گاه افسردگی ،  که ما آکنده از اندوه بودیم نور شادی و امید بر ما تابانید. آنگاه که قلبهای ما  در چین و شکن زمان و مکان   بود ؛ خداوند ستاره درخشان امید و رهایی را روشن نمود.

اما باز نوبت رفتن شد.

این بار بهتر خواهد بود. تا شیفت بعدی خدا نگهدار.

با تشکر از میرا.

دفعه بعد حرفهای زیادی خواهم داشت. شاید هم عکسهایی برای دیدن. عکسهایی که دیگر هیچگاه نخواهید دید.

ارادتمند. سعید

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 2:24  توسط سعید   | 

 بحران مالی آمریکا و درس های آموختنی

بحران مالی آمریکا و درس های آموختنی

آمریکا و به تبع آن همه جهان مدتی است در حال دست و پنجه نرم کردن با بزرگترین بحران مالی هستند که از زمان « بحران بزرگ ۱۹۳۰ » تاکنون بی سابقه بوده است.

دولت آمریکا سرانجام تصمیم گرفت با تزریق پول و مداخله مستقیم در اقتصاد ، به مقابله با این موج اقتصادی برخیزد. اما از همان آغاز با یک پرسش اساسی فلسفی روبرو بود. پرسشی که کنگره آمریکا با انگشت نهادن بر آن نه تنها قید و بست هایی بر این هزینه هنگفت برقرار کرد بلکه نمایندگان مردم ایالات متحده آمریکا ، ۳۰ ٪ از این مبلغ را کم نمودند.

پرسش این است :
آیا دولت مجاز است پول مالیات دهندگان (مردم) آمریکا را برای حمایت از سرمایه گزاران هزینه کند؟

این درحالی است که بر اساس آمار نزدیک ۸۰ ٪ مردم آمریکا همین سرمایه گذاران هستند که پس اندازهای خود را در بورسهای سرمایه ( مثل وال استریت) نگهداری کرده اند. با این حال اگر ۹۹ ٪ مردم هم سهامدار بودند باز نمایندگان مردم ؛ به نمایندگی از آن ۱ ٪ باقی مانده این پرسش را مطرح می کردند.

و این یعنی درس مردمسالاری.

 بحران مالی آمریکا درسهایی در خود دارد برای آنان که چشمهایشان بر حقیقت بسته نیست :

  1. سیستم اقتصادی آمریکا اجازه میدهد ریشه های بحران شناسایی و درک شوند و به علم اقتصاد اضافه کردند. تا مورد استفاده دانشگاهیان و سیاستگذاران اقتصادی قرار گیرد.
  2. سیستم اقتصادی آمریکا اجازه میدهد راهکارهایی شفاف و عدالتمند برای مقابله با بحرانهای اقتصادی طرح ریزی و در حضور چشمان مفسران ، تحلیلگران و عامه مردم اجرا شود.
  3. سیستم سیاسی آمریکا اجازه می دهد برای درک ریشه های بحران و مقابله با تکرار احتمالی آن راهکارهایی علمی و شفاف به قوانین جاری اضافه شوند.

برعکس : در برخی ممالک که فاقد اقتصاد و فاقد بازار آزاد هستند چه روی می دهد ؟

  1. در این ممالک هیچ بحرانی رخ نمیدهد . زیرا تورم ۳۰ درصدی هم بحران نیست.
  2. در این کشورها بازار های مالی سقوط نمی کنند زیرا سهامدار عمده آنها دولت و سازمانهای دولتی هستند و ارزش سهام هم همواره پایین است.
  3. در این کشورها سیستم سیاسی همان سیستم اقتصادی است و بالعکس و در نتیجه اساسا بحران بی معنی است. چون دولتها مالک و صاحب اختیار مردم هستند. چه برسد به پول مردم.
  4. در این سیستمهای اقتصادی نیازی به تلف کردن وقت و هزینه برای مباحثات بی سر و ته فلسفی و اقتصادی نیست. دولت به نمایندگی از مردم پول آنها را می گیرد و نفت آنها را میفروشد و در راههای که خودش صلاح میداند خرج می کند. پس بهره وری بالاتر است.
  5. در این ممالک رادیو و تلویزیون تنها اخبار سقوط اقتصادی غرب و پیش بینی نابودی قریب الوقوع لیبرال دموکراسی را پخش می کنند و با اخبار و فیلمهای دیگر وقت مردم را هدر نمیدهند.

بدین ترتیب درسهای فوق از بحران مالی آمریکا آموخته می شود.

راستی مقاله ای در مورد بحران مالی روسیه بر اثر سقوط بازارهای آمریکا نوشتم که روزنامه محترم آنرا برای چاپ مناسب ندانست. زیرا قرار است فقط آمریکا و متحدان غربی اش سقوط کنند و تبلیغ  سقوط کمونیستها در راستای اهداف ما نیست !

دسته : بحران مالی آمریکا و بحران سقوط بازارهای سهام وال استریت و اروپایی و اقتصاد آمریکا ؛ اقتصاد بازار ؛ اقتصاد ایران و روسیه. بحران اعتبارات وام مسکن تاثیر بحران مالی بر بورس ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 10:9  توسط سعید   | 

 سرودهای ملی

سرود ملی سرود ملی و پرچم ایران؛ نماد ملت

سرود و پرچم دوتا از مهمترین نمادهای ملی هستند که همه ملتها از روزگار کهن برای خودشان درست کرده اند . تاج و تخت و مهر سلطنت نیز در بیشتر تمدنها و کشورها نماد همبستگی و یکپارچگی اقوام یک ملت بوده است.

پیشنهاد میکنم خودتان سری به اینجا بزنین و موزیک و متن سرود ملی کشورهای مختلف را نگاهی بیاندازید.

در باره ایران هم هر سه تا سرود ملی ثبت شده اند. از شاهنشاهی ؛ تا « شد جمهوری اسلامی به پا » !

و حتی این آخری:  « سر زد از افق » ...

اما جای سرودی که همیشه ملی بوده و هیچگاه سرود ملی نشده خالی است. جای آن سرود در دلهای ایرانیان است.

سرود : ای ایران ؛ ای مرز پر گهر .. را میگویم.

سرودی که نه بار مذهبی دارد و نه قومیتی. و می تواند وجه مشترک همه اقوام ایرانی ایراندوست باشد.

اما بگذارید از سرود ملی اسرایل هم بگویم. این سرود دو قطعه دارد. قطعه اول حزین و اندوهبار است. انگار هزاران سال آوارگی قوم یهود در آن فشرده شده !
و قسمت دوم موزیک ناگهان اوج میگیرد. تشکیل کشور اسراییل ! خودتان بشنوید.

در همین زمینه میرا یک مطلبی را نوشته است که خواندنش را توصیه میکنم.

نوشتجات مربط: درباره مبدا تاریخ و پرچم ملی ایران  و در باره پیدایش نوروز و آیین های نوروزی را ببینید.

دسته بندی: سرود ملی ایران ؛ سرود ملی اسرائیل اسراییل ؛ سرود شاهنشاهی موزیک و متن سرود ملی کشورها.

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 22:31  توسط سعید   | 

 آینده جهان

اگر چه قرار بود اینجا به « باورهایم » بپردازم اما

تصمیم گرفتم در یک اقدام نه چندان علمی ، منطقی و شاید حتی سایکولوژیک یک بخش جدید در وبلاگ راه اندازی کنم.


پیش بینی ها بخشی است که شاید پایه و اساس درست و حسابی نداشته باشد. اما گذر زمان درست و یا غلط بودن پیش گویی ها و پیش بینی های من را نمایش خواهد داد.

برای مثال پیش بینی کرده بودم که « محمد خاتمی » آخرین رییس جمهور معمم ایران است. و قبل از آنکه خبر پیروزی محمود احمدی نژاد به خبر گزاری ها برسد دوست عزیزی از داخل وزارت کشور تلفن کرد و در حالی که خواب و بیدار بودم درست از آب درآمدن پیش بینی مرا تبریک گفت. پیش بینی ای که سالها پیش انجام داده بودم.

اما همه پیش بینی ها هم درست نیستند. خوش بینی من در قبال پیروزی محمود احمدی نژاد چندان هم واقعی نبود. گرچه خیلی ها به امید بهبود وارونه ( و یک سره شدن کار) به احمدی نژاد رای دادند اما فکر هم نمی کردند فرآیند این عمل تا این حد سخت و دردناک باشد. و به روایتی :
کاوه ای پیدا نخواهد شد کاش اسکندری پیدا شود .

بهر حال یکی دیگر ازخوش بینی های من هم باید کمی تعدیل شود. خوبی وبلاگ همین است که اندیشه ها را ثبت می کند ، تا بعدا سبک سنگین کنیم.

اما بعد :

پیش بینی من از آینده جهان . فقط فکر نکنید زمان نوشتم تحت تاثیر رمان ۱۹۸۴ جورج اورول بوده ام.

فرمول کوکا کولا بر ملا می شود ، جنرال موتورز ورشکسته می شود ، القاعده در ۸۰ کشور فعال است. ایران ، چین و روسیه تک حزبی های خود را توسعه می دهند و دموکراسی در شرق و غرب عالم به خود می لرزد. قرمز ها با مشکی ها - دشمنان دیرین - متحد و برادر می شوند.

صنعت کپی بر نو آوری و ابداع پیروز می شود و از پی آن چین است که ابرقدرت می شود.

روزی فکر میکردم دموکراسی در جهان گسترش میابد. تک حزبی ها و نظامهای توتالیتر یکی یکی بر اثر تابش آگاهی به تاریخ می روند و طبقه متوسط عاشق آزادی ، بزرگتر و فربه تر میشود.

اما حالا فکر میکنم مردم جهان ؛ چه غربی ها و چه شرقی ها برایشان اهمیت ندارد. در ایران هم ندارد.
چه فرقی می که که الگوی توسعه و تمدن مانکن ها و پورن  اسـتار ها بشوند.
مهم حفظ ظاهر است.


اصیلترین مارکها در قبال فله ای ترین محصولات ورشکسته می شوند و عمیق ترین دموکراسی ها توسط سطحی ترین نظامهای بی نظم و توتالیتر به چالش گرفته می شوند.
چه اهمیتی دارد که در دارفور سودان صدها هزار گرسنه و برهنه به خاک و خون کشیده می شوند؟  مهم تامین انرژی ارزان برای چین است. ایران هم از حضور چین راضی است چون مانع حضور آمریکاست.
اسمش را هم میگذاریم : جهان چند قطبی. و چه قطبهایی .

افزایش قیمت مواد غذایی ، سقوط های مالی ، وضعیت زیستکره و از همه بدتر توجیه و شکسته شدن قبح تک حزبی ها همچین آینده خوبی هم تدارک نمیبینند. جهاد !

منظور سیاهنمایی و ترسیم آینده تیره و دهشتناک نیست. اما هیچ دلیلی ندارد که فکر کنیم بنیاد گرایی هم به سرنوشت نازیسم و فاشیسم و کمونیسم دچار شود.
این ایسم آخری چیزی برای باختن ندارد. مگر مهمتر از جان چیزی هست ؟ آنها جانشان را وسیله یک بار بمب گذاری میکنند ! و تو چه چیزی را میخواهی از آنها بگیری ؟؟

و دموکراسی غرب ناتوان تر از آنست که در برابر آن چیزی عرضه کند. نظامهای مدرن و دستاوردهای عظیم اقتصادی و سیاسی برای این ایسم آخری مهم نیستند. اصلا کیفیت زندگی مهم نیست. مهم کیفیت مرگ است برایشان. لقمه ای نان ، یک اسلحه روسی و مقداری بمب و مواد انفجاری. برای ساختن آینده خوب همین کافی است.
چه شادمانند قرمزپوشان داس و چکش و ستاره که با اسلحه های شصت سال قبلشان در نبرد سرد پیروز می شوند. آبهای گرم خلیج فارس اینک زیر پای فرزندان پتر کبیر است.

بترس از کسی که چیزی برای باختن ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:27  توسط سعید   |