اینجا وبلاگ رسمی من و جایی برای گفتن حرفها ، باورهاو اندیشه های من است. |
یکی از ابزارهای مهمی که دولت برای کنترل بازار و کمک به رشد اقتصادی در اختیار دارد تعرفه های وارداتی است. اساسا اگر همه تعرفه ها برای واردات و صادرات صفر باشند اقتصاد کاملا باز و همسو با اقتصاد جهانی است (البته با صرف نظر از هزینه حمل و نقل)
چنین اقتصادی در جهان عملا وجود نداشته زیرا کاپیتالیستی ترین دولتها (مثل آمریکا) و حتی کشورهای مبتنی بر اقتصاد مبادله ای (مثل امارات عربی) نیز تعرفه های صفر واردات و صادرات ندارند.
دولتها برای حمایت از تولیدات داخلی خود اقدام به دستکاری تعرفه ها میکنند. گاهی نیز بدلیل وارد شدن یک شوک ضرورت اقدام وارداتی و یا صادراتی پدیدار می شود. مثلا خشکسالی باعث کاهش تعرفه واردات مواد غذایی خواهد شد و کاهش قیمت فولاد باعث تشویق صادراتی آن کالا از سوی دولت.
اما عمیقا به این موضوع اعتقاد دارم که یک اقتصاد سالم باید نظام تعرفه گذاری شفاف ، باثبات و کف و سقف دار داشته باشد.
مثلا تعرفه گمرکی بالای ۵۰٪ به معنای این است که تولید کننده داخلی حتی اگر ۵۰ ٪ مزیت رقابتی کمتری داشته باشد بازهم شانه به شانه تولید کننده خارجی است.
دقیقا به همین دلیل هم معتقد به وجود سقف تعرفه هستم. زیرا بالا بودن تعرفه ها به خصوص باتلاتر از ۴۰ ٪ به معنای آن است که تولید این کالا اساسا در کشور مقرون به صرفه نبوده و تولید آن هدر دادن منابع کشور است و لذا واردات آن اقتصادی تر می باشد.
مثلا اگر ایران خودرو نمیتواند با وجود ۵۰ ٪ تعرفه و دسترسی آسان به انرژی ارزان با رقبای دیگر رقابت کند بهتر است تولید نکند.
جسارت تعطیل کردن واحد های بزرگ و یا تحت فشار قرار دادن آنها نیازمند وجود فضای سالم است که به دور از سیاست زدگی بتواند برای واردات برنامه ریزی کند و واردات را در جهت اهداف مهم و تا حدودی ناسازگار همچون رشد اقتصادی ، ثبات قیمتها ، و افزایش رفاه هماهنگ کند.
متاسفانه در شرایط فعلی کشور ما تعرفه واردات تجهیزات مخابراتی یک شبه از ۱۵ به ۶۰ و پس از مدتی به ۴ ٪ تغییر میکنند. و توقع داشته اند که با چنین شوکی تولید گوشی تلفن همراه (موبایل) در کشور اقتصادی بشود. و مردم هم استقبال کنند.
البته اهل نظر دلیل چنین نوسانهایی را خوب میدانند اما دلم برای مهندسان و کارآفرینانی میسوزد که باورشان شده بود باید وارد بازار تولید گوشی تلفن همراه شوند و نشستند و وقت و فکرشان را برای برنامه ریزی تولید مصرف کردند. مثلا کارشناسان شرکت ITMC صنایع مخابراتی شیراز.
بیچاره ها حتی فرصت بازاریابی هم پیدا نکردند. تا آمدند خط راه بیاندازند تعرفه ها شد 4 % !
درباره تعرفه های گمرکی در گمرک ایران و نقش تعرفه در اقتصاد و واردات و صادرات و بازرگانی ایران.
پس از انتقادهای شدید از تغییر دستوری نرخ بهره انگار نوبت به «بهره وری دستوری» هم رسیده است.
کشور ما تجربه های تلخی از دستکاری دستوری عوامل خارج از کنترل دولت را در تاریخ خود دارد. چه در آن رژیم و چه در این دوره.
جناب دکتر احمد توکلی - که برخی وی را مغز اقتصادی مجلس هفتم میدانستند - در مصاحبه ای به پرسشهای مخاطبان یک وب سایت محافظه کار پاسخ دادند که بنظرم جالب آمد.
ایشان که تلاش میکند از عنوان " طرح تثبیت قیمت ها " پرهیز کنند و بجای آن از « ماده سوم برنامه چهارم » یاد کنند. این درحالی است که هنگام بحث این طرح در مجلس آقای حداد عادل ریاست وقت مجلس هفتم با تاکید در اهمیت آن طرح (تثبیت قیمتها ) حتی عینا این عبارت را بکار بردند :
« تا بچشند مردم طعم اصولگرایی را ! »
و منظور این بود که اکنون زمان توجه به خواسته های مردم است. البته ما نفهمیدیم ایشان از کجا فهمیدند که مردم تورم و رشد میانه را دیگر نپسندیده و سیاست فوق را انتظار داشتند. و آیا سیاست تثبیت دستوری قیمتها باعث بالارفتن رفاه خانوارها می شود؟
که البته همان موقع پیش بینی کردم که چنین طرحی با وارد آوردن فشار (دستوری) بر بنگاههای دولتی تورم را مانند فنر مدتی نگه میدارد و پس از مدتی با تاخیر دوباره با شدت آزاد میکند.
زیرا توقع اینکه این بنگاهها عدم افزایش قیمتها را با بالا کشیدن بهره وری خود جبران کنند ، توقعی به غایت غیر منطقی بود. مگر آنکه همزمان آموزشها و تغییر رویه های لازم اجرا میشد.
اما در عمل نه تنها چنین اقداماتی رخ نداد بلکه متمرکز سازی (Centralization) بیشتری در اداره کشور رخ داد که در کنار رشد نقدینگی باعث کاهش نرخ بهره وری شد.
رشد نقدینگی که خود ناشی از سرازیر شدن پولهای بی زبان صندوق ذخیره ارزی به چرخه اقتصاد بود.
و بارز ترین گواه آن نیز رشد سرسام آور زمین و مستغلات بود که اقتصاد دانان آنرات نمودی از بیماری هلندی تفسیر کردند.
آنچه که از گفتگوی دکتر احمد توکلی با سایت الف (و حتی دیگر رسانه ها) به نظر می رسد این است که ایشان کاملا پدیرفته اند که این طرح دستاوردی جز رکود و تورم رکودی و در یک کلام میلیاردها دلار زیان برای پیکرده اقتصاد ایران چیزی نداشته است.
البته در کوتاه مدت عدم افزایش قیمت سوخت و خدمات دولتی باعث شد شاخص تورم بسیار ملایم تر از سال قبل باشد ولی ایکاش نمودار تورم در چند سال قبل و بعد از آن طرح هم مقایسه می شد.
مدافعان این طرح کنترل تورم را دلیل این طرح عنوان میکردند در حالی که تورم حدود 14 درصد تخمین زده می شد. ولی امروزه برای دفاع از عملکرد خود مدعی بودند تورمی وحشتناک (نمیدانم وحشتناک یعنی چقدر) در کمین بوده که به مدد آن طرح پدید نیامده است.
در این گفتگوی دکتر احمد توکلی همچنین اشاره هایی به منحل نمودن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (برنامه و بودجه سابق) شده است.
اما پاسخهای ایشان (دکتر احمد توکلی) به این پرسش اساسی چندان جدی و قانع کننده نیست .
« که چرا مجلس در مقابل درخواستهای مکرر دولت برای دست به خزانه صندوق ذخیره بردن و مصرف بی مهابای پترودلارها مقاومتی نکرد ؟ »
بزرگ کردن شرکتهای دولتی ، افزایش حجم دولت ، بالارفتن هزینه های دولتی و عمرانی ، کاهش نرخ بهره و در یک کلام تزریق مقادیر هنگفتی پول به پیکره اقتصاد همه نتیجه این سیاست است که مجلس نه تنها مقاومتی نکرد
بلکه در بسیاری از موارد همچون تصویب بودجه جاری دولت کاملا همکاری نیز کرد.
اگر حوصله دارید این گفت و گو و پاسخ دکتر احمد توکلی را به روزنامه دنیای اقتصاد ببینید:
گفتگوی دکتر احمد توکلی درسایت الف
پاسخ و گلایه دکتر احمد توکلی در روزنامه دنیای اقتصاد
آمریکا در اوج بهره وری شرایط بد اقتصادی را تجربه می کند.
رده : علمی پژوهشی و دانشگاهی ؛ درباره مصاحبه و گفتگوی دکتر احمد توکلی با سایت الف و روزنامه دنیای اقتصاد درباره آمار تورم در ایران و شرایط و اوضاع اقتصاد ایران و وضعیت صندوق ذخیره ارزی می باشد.
وقتی مغز انسان بدون آگاهی باشد ، برای پذیرفتن نادرستیها استعداد بیشتری دارد تا حقایق !
(یک فیلسوف هلندی)
می گویند تغییر و تحولات دردسر زا نیستند. دردسر زمانی پیدا می شود که با وجود تغییر یافتن چیزها همچنان با رویه قبلی عمل کنیم.
یک اصل کلی این است که جهان اطراف ما ثابت نیست و پیوسته دگرگون می شود. کسانی که خود را با این دگرگونی هماهنگ کنند شانس ماندن و بقا دارند.
اما بهترین راه پیش بینی آینده نیز ساختن آن است.
پس ظاهرا تکلیف روشن است ؛ اما
نمیتوان همواره با یک دیدگاه آوانگارد (۱) فقط به جلو نگاه کرد. کسانی که تمامی سنت ها را خرافه و تمامی ارزشهای انسانی را ساخته و پرداخته جهل می دانند باید توجه کنند که برخی از این ارزشها زندگی را (واقعا) زیبا تر می کنند.
من نمیخواهم در مورد بی ارزش بودن برخی ارزشها بحث کنم.
بی ارزش بودن برخی ارزشهای منسوخ اجتماعی امری است بدیهی.
آنچه می خواهم بگویم این است که هدف فقط پیش تاختن نیست. هدف خوب زندگی کردن است.
و بخشی از این هدف در تنوع و تکثر ، تبلور یافته ، خود را نشان می دهد.
این یعنی یافتن راهکارهای خردورزانه و عقلایی برای ایجاد تعادل بین ارزشهای انسانی (نه تعصب ها) و زندگی پیشتازانه. (این یعنی همان دموکراسی در صحنه اجتماع)
من پیشتر در سفرنامه ایران گفته بودم که زیبایی سفرهای ایرانگردی در تنوع انسانی و طبیعی آن بود.
رفتن به میان مردمی که با من متفاوت فکر می کردند و متفاوت با من زندگی می کردند.
و این یعنی زیبایی !
به رسمیت شناختن « حق حیات » و « آزادی انتخاب » از سوی یک ایدئولوژی یک لطف نیست ، یک وظیفه است.
خطر ناکترین چیز در مورد حاکم شدن یک ایدئولوژی بر افکار عمومی ، خطر سرکوب اندیشه دیگران است. حتی اگر آن ایدئولوژی عمیقا انسانی (یا مذهبی ) باشد به محض آغاز به سرکوب قدم در راه انحراف گذاشته است.
نتیجه بدیهی این انحراف ، در فاز نخست سرکوب و در فازهای بعدی انشقاق و انشعاب و تضاد های ترکاننده درونی خواهد بود. چیزی که در فرآیندهای دموکراتیک بسادگی حل و فصل می شود. اما در فرآیندی که قدم در مسیر سرکوب گذاشته تبدیل به فاجعه می شود.
در کنار تضاد و انشعاب اتحاد گروههای سرکوب شده نیز رخ می نماید.
و از آنجا که کلوخ انداز را سنگ است پاسخ ، لذا این اتحاد نیز به خشونت (در مقابل سرکوب) منجر می شود. (نه همیشه)
و در یک کلام استبداد ، سرکوب و دیکتاتوری بازتولید می شود.
این چرخه ی معیوب ، تنها یک راه گریز دارد.
تکیه بر عقل نقاد خود بنیاد و بنیادهای فکری و فلسفی دموکراسی.
زیرا عمیقا باور یافته ام مشکل ما آنچیزی نیست که نمیدانیم. مشکل چیزهایی هستند که میدانیم ولی درست اجرا نمی شوند.
محض خالی نماندن عریضه تعریف مشکل را از دید علاقه مندان نگرش سیستمی تکرار می کنم :
« مشکل چیزی است که باید باشد ولی نیست ، یا نباید باشد ولی هست ! »
در پایان از تراکم این همه کلمه عربی در نوشته پوزش می خواهم. ظاهرا عربی پس از گذشت قرنها هنوز زبان علوم انسانی باقی مانده !
پ ن :
۱- آوانگارد : پیشرو ، پیشتاز
دسته : ایدئولوژی فاشیست مذهبی دموکراسی و استبداد و فاشیسم در برابر نازیسم و بنیانهای فلسفی فاشیست اسلام مذهبی و اسلامی در سیاست و اقتصاد ایران
بسیاری از دستاوردهایی که امروزه کاملا بدیهی و پیش پا افتاده به نظر می رسند با زحمت و پژوهش فراوان بدست آمده.
نمیخواهم سراغ مثالهای تکنولوژیک بروم.
از کاغذ شروع می کنم. یا پارچه. محصولی که هزاران سال پیش نمونه های اولیه آن وجود داشته.
فکر می کنید اینکه کاغذهای امروزی صاف و سفید و مناسب نوشتن هستند خیلی موضوع ساده ای است ؟
یا پارچه هایی که بدون گره و یکدست هستند خیلی بدیهی است ؟
باور نمیکنید که سالها پژوهش و آزمایش و نبوغ برای رسیدن به هرکدام از آنها صرف گردیده باشد ؟
خوب حالا چه اهمیتی دارد ؟
اهمیت اینجاست که این بدیهی انگاری گاهی باعث می شود درک درستی از جهان اطراف خود نداشته باشیم. حتی رفتارهای جمعی انسان را هم متحول می کند.
مثلا آیا دموکراسی خیلی مفهوم ساده ای است ؟
بله شاید امروز هر بچه دانش آموزی بتواند شرح دهد که چرا انتخابات مهم است و تفاوت دیکتاتوری با نظام مردم سالار در چیست.
اما مفاهیم فلسفی و از آن مشکل تر اصول اجرایی انتخابات قرنها طول کشیده تا به اینجا رسیده.
متاسفانه در زمینه این محصول هم عقب افتادگی زیادی از ممالک صنعتی داریم.
ظاهرا تفاوتی نمیکند که محصول شما ، خودرو باشد یا هواپیما یا دموکراسی !
عقب افتادگی (بخوانیم توسعه نیافتگی) در همه ی زمینه ها میتواند وجود داشته باشد. برخی وارد کننده اند و برخی صادر کننده. مثلا ژاپن خودرو صادر می کند ، ایران نفت و آمریکا دموکراسی !
تا نظر شما چه باشد.![]()
دسته : بدیهی پنداری فلسفی و نگرش علمی به جهان در باره دموکراسی و مردمسالاری دینی تحقیق و توسعه صنعتی اقتصاد صنعت صادرات
اما عیب این جمله بگفتی ، هنرش نیز بگو ...
پس بگذارید به نقاط قوت این اقتصاد بیمار نیز بپردازیم و توجه کنیم که نقش هریک از ما شهروندان برای رسیدن به یک اقتصاد بهتر چیست. البته اگر نقشی داشته باشیم.![]()
نخست یک موضوع را روشن کنم: مفاهیم منسوخ و فله ای که تنها بدرد تریبون های سیاسی میخورند را دور بریزید. واژگانی چون:
خود کفایی (بزرگترین و مرفه ترین اقتصادهای جهان هم خودکفا نیستند و تلاشی هم برای آن نمی کنند)
» با یک سوال آغاز می کنم : کدام کشور در جهان همزمان از منابع بزرگ نفت و گاز برخوردار است و با تکیه بر منابع کنونی اش میتواند تا ۲۰۰ سال آینده رشد کند ؟
» کدام کشور از موقعیت دسترسی به آبهای آزاد و تجارت دریایی همزمان با موقعیت های گردشگری ؛ کوهستان و آب و هوای پاک برخوردار است ؟
» کدام کشور ۳۳ میلیون هکتار زمین کشاورزی دارد و ۱۸ میلون هکتار زمین قابل تبدیل ؟ (راهنمایی: این کشور میتواند با این امکانات خوراک ۴۰۰ میلون انسان را تامین کند)
» کدام کشور موقعیت راهبردی و استراتژیک برای ترانزیت میان شرق و غرب عالم را دارد ؟ چه در زمینه ترانزیت هوایی و چه زمینی ؟ (راهنمایی این موقعیت اکنون نصیب رقیب آن دبی شده است)
خوب پرسش اساسی این است که این تفاوت بین سطح رفاه و منابع کشور ایران چه توضیحی دارد ؟
برخی جنگ را مقصر میدانند. که البته کافی نیست. اما ....
شرح دقیق این بحث و پاسخ پرسشهای بالا را در ادامه مطلب بخوانید !
عمومی و باز هم نوشتم. با نام و نشان واقعی. به دو دلیل.
» یکی اینکه افکار و باورهایم را در معرض قضاوت صادقانه جامعه قرار داده باشم.
» و دیگر آنکه مکملی باشد بر کار روزنامه نگاری که کار جنبی و تفننی من است. و طبعا حرفهایی که در روزنامه نمیتوان زد اینجا ثبت کنم.
اینکه در روزنامه خیلی حرفها را نمیتوان گفت نه به دلیل رسمی بودن بلکه به دلیل محدودیت های قانونی و فرا قانونی است. لذا امیدوارم منظورم را به بذله نوشتن و هرز گویی برداشت نکنید.
کم کم نوشته هایم در سه دسته کلی شکل گرفتند.
نوشته های عاطفی ؛ شخصی و عرفانی
علمی ؛ پژوهشی و دانشگاهی
نوشته های فرهنگی ؛ سیاسی و تاریخی
اما وقتی برای مدتی از زادگاهم شهر شیراز دور ماندم مطالبی هم درباره شیراز بنام شیراز نامه ها نوشتم. و سر انجام وقتی تصمیم گرفتم نوشته ها و مقالات روزنامه را هم که مدتی از تاریخشان گذشته بود وارد این مجموعه کنم دسته پنجم شکل گرفت.
» یک چیزی که خیلی نظرم را جلب کرد نظرات متناقض خوانندگان وبلاگ در برابر موضوعهای مختلف و گاهی حتی در برابر یک موضوع خاص بود.
مثلا یکی من را وطن پرست و فرزند ایران خوانده بود و دیگری وطن فروش و خائن !
یک محافظه کار و ترسو و دیگری تند رو و احساساتی.
تردیدی نیست که هر دو « چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند » من کشورم را دوست دارم ، خیلی هم دوست دارم. مردم کشورم را هم همینطور اما پرستش من چیزی بین من و خداست نه وطنم.
اینکه افراد مختلف نظرهای گوناگون داشته باشند و یکی از نوشته من خوشش بیاید و یکی بدش بیاید طبیعی است. اما اینکه در برابر نوشته های گوناگون نظرها تا این حد فرق کند نشان میدهد که :
به غلط عادت کرده ایم همه شخصیت یک فرد را در یک یادداشت کوتاه وبلاگ جستجو کنیم. و زحمت خواندن یکی دو تا یادداشت دیگر را قبل از اظهار نظر های تند و برچسب زدن های عجولانه هم به خودمان ندهیم.
در این نوشته تعدادی از نظرات خوانندگان محترم و مخاطبان خودم را بازگو می کنم و به آنها پاسخ میدهم. همچنین فهرستی از نوشتجات این چند ماه گذشته. اگر حوصله دارید ادامه مطلب را در اینجا بخوانید: از همین جا از همه کسانی که با نظرات موافق و مخالف خود بر دانسته هایم افزودند سپاسگذاری می کنم.
دسته : علمی و دانشگاهی مقالات تحلیل اقتصادی اقتصاد ایران و اقتصاد نوین ِ مقایسه اقتصاد خرد کلان جهان جهانی شدن و جهانی سازی و افول رشد سقوط اقتصاد آمریکا یا آمريکا بحران اقتصادی
مهندسی صنایع و بازار کار
رشته مهندسی صنايع تا سال ۷۵ به شدت ناشناخته و غریب می نمود. در نیمه پایین کشور که این ناآشنایی تا سال ۸۰ نیز ادامه داشت. با همت مهندسان جوان و استادان امر کم کم نظر صاحبان صنایع به بهره گیری از نگرشهای نوین در تولید و خدمات جلب شد.
بازار کار مهندسان صنایع روز به روز ترقی نمود و با وجود بیکاری عمومی حاکم بر کشور که ناشی از عدم پیدایش و توسعه فرصتهای شغلی اود ، رشته مهندسی صنایع وضعیت قابل قبولی داشت.
این وضعیت ادامه داشت تا آنکه در سال ۸۲ تقریبا هیچ کدام از هم رشته ای های من بیکار نبودند. حتی دانشجویان سال آخر نیز برای خود کار نیمه وقت پیدا می کردند.
اما کم کم به قول یکی از دوستان کیسه شعبده مهندسان صنایع لو رفت. گرچه در آغاز کار (سالهای قبل از ۸۲) بسیاری از کارفرمایان به وضوح نیازمند مهندسی صنایع به ویژه در کنترل پروژه و مباحث کیفیت بودند اما به دلایل بسیار زیادی این نیاز کم کم رو به کاهش نهاد.
برخی از این دلایل که در مجموع به افت بازار کار مهنسی صنایع منجر گردید عبارتند از:
البته هنوز کم نیستند مهندسانی که بروز هستند و بازار کار آنها را به سرعت و با اشتیاق جذب می کند. اما ایشان هیچکدام به معلومات دانشگاهی بسنده نکرده اند. زبان انگلیسی قوی و آشنایی عمومی با کامپیوتر ضروری ترین قدم برای شروع است.
* سقوط شاخص بورس و هشدار ریاست قوه قضاییه در خصوص خروج سرمایه ها دلیل این مدعا می باشد.
چند وبگاه مرتبط : حامد قدوسی ؛ انجمن مهندسی صنایع ایران
مقالاتی مرتبط از همین وبلاگ : آموختنی هایی از جک ولش؛ داینامیک سیستمها ؛ پروژه تویوتا برای تسخیر بازارهای جهانی و مدیریت دانش یا مدیریت دانایی
دسته : وضعیت بازار کار مهندسی صنایع ؛ بازار کار برای رشته مهندسی صنایع بیکاری تحصیل کردگان رشته مهندسی صنایع استخدام مهندس صنایع رسمی و پیمانی دعوت به همکاری مهندسي صنايع قراردادی صنعت صنهت
مدیر افسانه ای این شرکت ،آقای جک ولش سکان هدایت آنرا در سالهای 1981 تا 2001 بر عهده داشت. تقریبا از زمان آغاز جنگ تا یازده سپتامبر!
در این بازه زمانی شرکت جنرال الکتریک ارزش خود را در بازار بورس به میزان 400 بیلیون دلار رشد داده بود. (جهت مقایسه بدانید که کل فروش نفت ایران در این مدت تقریبا همین مقدار بوده است)
جک ولش در رهبری استراتژیک و قدرت مدیریت تبدیل به یک افسانه شده است.
هدف راهبردی (استراتژیک) وی تبدیل جنرال الکتریک به رقابت پذیر ترین شرکت جهان بود!
وی خوب میدانست که برای رسیدن به چنین رویایی یک انقلاب واقعی مورد نیاز است.در واقع مدل تجارت و کسب و کار در آمريكا در 1980 براي چندين دهه تغيير نكرده بود.
كارگران كار ميكردند، مديران مديريت ميكردند و هركس جاي خود را ميدانست. بوروكراسي، حاكم بر نظام اداري آن دوران بود. انقلابي كه ولش ادعا كرده بود، همانند اعلان جنگ به روشهاي قديمي انجام كارها در جنرال الكتريك و در كل بازسازي شركت از بالا تا پايين بود.
امروزه جنرال الكتريك با فرهنگ يادگيري بينظير و سازمان بدون مرز خود يكي از تحسينبرانگيزترين شركتها در جهان است. تكنيكها و ايدههايي كه جك ولش براي حركت رو به جلوي جنرال الكتريك به كار برده است براي تمامي سازمانها در هر اندازهاي، كوچك، متوسط يا بزرگ، قابل استفاده است.
درسهای زیادی هست که مدیران میتوانند از اعجوبه ای چون جک ولش بیاموزند.
درسهایی برای رهبری و نه فقط فرماندهی و دستور دادن. درسهایی برای بهره گیری از امواج خروشان دنیای رقابت و حفظ جایگاه جنرال الکتریک در نوک پیکان تیزروی تکنولوژی های مدرن.
درس یک : رهبری کنید
واقعیت این است که مدیران با دستورات عجیب و غریب خود کارها را پیچیده می کنند. شما رهبری کنید. رهبران الهام میبخشند. دقت داشته باشید که این نکته دقیقا در امتداد اصل تفویض اختیار و باز کردن دست زیر دستان برای تصمیم گیری به موقع و پرهیز از بروکراسی است.
مابقی درسها را در قسمت ادامه بخوانید : { آموختنی هایی از جک ولش} ۲۵ درس مدیریت نوین
منبع : روزنامه دنیای اقتصاد / ترجمه آقای محمود غلامی با اضافه ها و ویرایش توسط خودم
در واقع پاسخ این است : سیستم پویا چیزی است که واقعا وجود دارد. زیرا سیستم ایستا یا استاتیک در واقع برش و یا دیدگاه خاصی از یک سیستم داینامیک است که برای سادگی در تحلیل و آنالیز با یک یا چند شرط ساده ساز ، ایستا فرض شده است.
در علم سیستمها ، منظور از ایستا یعنی اینکه پارامترهای سیستم ( یا متغیرهای حالت ) با گذر زمان تغییر نمیکنند. نمونه یک سیستم ساده را میتوان یک ساعت فرض کرد. برای نمونه تغییر در سرعت چرخش عقربه های ساعت در طول یک دور گردش براثر جاذبه زمین تغییر بسیار ناچیزی دارند و قابل صرف نظر است.![]()
اما تصور کنید یک سیستم پیچیده که رفتار آن براثر جزیی ترین تغییر در هریک از پارامترهایش دچار نوسانهای شدید آنهم به صورت دیفرانسیلی شود.
مثلا آب و هوا و اقلیم یک منطقه جغرافیایی وضعیتی اینگونه دارد. کوچکترین نوسان در یک متغیر آنعم در ارقام چهارم تا ششم اعشار میتواند نتیجه پیش بینی آب و هوا را به کل دگرگون سازد.
موضوع آشوبناکی یا نظریه آشوب نیز همین جا مطرح شد. نخستین بار سیستمهایی مشاهده شدند که اگرچه در قلمرو فیزیک مکانیک کلاسیک بودند، اما رفتار دینامیک و غیر خطی آنها باعث شده بود تا پیش بینی رفتار بلند مدت آنها عملا غیر ممکن گردد.
بعدا ثابت گردید که نه تنها در عمل پیش بینی نا ممکن است بلکه در تئوری نیز سدهایی برای رسیدن به یک پیش بینی دقیق و دراز مدت وجود دارد.
دانشمندی بنام لورنتس مشغول پژوهش روی مدل رياضی بسيار ساده ای که از آب و هوای زمين بود ، به يک معادله ديفرانسيل غير قابل حل رسيد.
وی برای حل اين معادله به روشهای عددی با رایانه متوسل شد. او برای اينکه بتواند اين کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتيجه آخرين خروجی يک روز را به عنوان شرايط اوليه روز بعد وارد می کرد. لورنتس در نهايت مشاهده کرد که نتيجه شبيه سازی های مختلف با شرايط اوليه يکسان با هم کاملا متفاوت است. بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که رویال مکبی (Royal McBee)، رایانهای که لورنتس از آن استفاده می کرد، خروجی را تا ۴ رقم اعشار گرد می کند. از آنجايي محاسبات داخل اين رایانه با ۶ رقم اعشار صورت می گرفت، از بين رفتن دورقم آخر باعث چنين تاثيری شده بود. مقدار تغييرات در عمل گرد کردن نزديک به اثر بال زدن يک پروانه است. اين واقعيت غير ممکن بودن پيشبینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد.
بدین ترتیب نظریه آشوب مطرح گردید. بال زدن پروانه در پکن منجر به وقوع طوفان در نیویورک می شود! به این رخداد اثر پروانه ای گفته می شود.
آنچه یک سیستم را در طبقه بندی سیستمهای پیچیده قرار میدهد مواردی است از قبیل :
میان رشته ای یا Multy disciplinary بودن.
بزرگ مقیاس یا Larg Scale بودن.
دارابودن تعداد زیاد پارامتر های مداخله گر.
غیر خطی یا None Linear بودن. بویژه زمانی که رفتار دیفرانسیلی باشد. یعنی عامل زمان
(نرخ و سرعت تغییر) در سرنوشت و رفتار سیستم اثر بگذارد.
در چنین حالتی با یکی سیستم پیچیده طرف هستیم. در واقع همه دنیای ما رفتاری اینگونه دارد. حتی یک اتم نیز رفتاری استاتیک و 100% قابل پیش بینی ندارد. نظریه کوانتم و اصل عدم قطعیت با به رسمیت شناختن چنین حقایقی بود که توانستند رفتار اتمی را توضیح دهند.
در همین رابطه : نظریه آشوب و اثر پروانه ای را در ویکی پدیا ببینید.
از همین وبلاگ :
دسته : نظریه سیستمها و نگرش سیستمی با مقاله فیزیک سیستمهای پیچیده و داینامیک سیستمهای پیچیده. سیستم ، سیستمی و رفتار غیر خطی در پیش بینی آب و هوا در بلند مدت علم رفتار سیستمها مطالعات سیستمی.
گرچه کسی تردیدی ندارد که تلاش برای محو فقر از جامعه از جمله وظیفه های دولت است. اما اقتصاد دانان چپ (سوسیالیست) بیشتر معتقدند که باید منابع جامعه بطور مساوی میان مردم تقسیم شود.
و چون همیشه این منابع کمتر از میزان نیاز جامعه بوده اند ، لذا مسایلی چون جیره بندی ، سیستم کوپن و ... در این گونه نظامهای اقتصادی فراوان دیده می شود.
اقتصاد دانان لیبرال بیشتر معتقدند که مکانیزم بازار به خودی خود منابع را به صورت بهینه تخصیص خواهد داد. و هرگونه دستکاری دولت در فرآیند تخصیص منابع اقتصادی منجر به پیدایش فساد و رانت خواری خواهد شد.
گذر زمان نقاط قوت و ضعف هر دو نظریه را مشخص ساخت.
اقتصادهای کومونیستی (خیلی چپ !) متزلزل و نابود شدند و جای خود را به مافیا های ثروت و قدرت سپردند. (آخر عدالت!)
اقتصادهای سوسیالیستی مانند هلند و فرانسه به رشد ملایم خود در کنار یک مساوات اجتماعی ادامه دادند. البته فرانسه مدتهاست به سیستم اقتصاد باز پیوسته. اقتصاد های آزاد نیز رشد سریع و گاه حتی برق آسا را تجربه نمودند.
اقتصاد چین و برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز زمانی به رشد مناسب رسیدند که دست از آرمانهای دور و دراز مساوات طلبی برداشتند و به کارآفرینان اجازه دادند تا خلاقیت و نبوغ خود را بکار اندازند و با رهایی از سیستم دست و پا گیر دولتی به تولید و توسعه دست بزنند.
اما آیا اقتصاد باز (لیبرال) باعث فقر میشود ؟ آیا باعث افزایش شکاف طبقاتی میشود ؟
آمار پاسخ را روشن می کند. شکاف طبقاتی در جامعه آمریکا بسیار زیاد است اما تعداد فقرا چطور ؟
جالب آن است که اگر چه در اقتصاد آمریکا افراد کار آفرین و نخبه مانند بیل گیتس ، جک ولش و حتی همین انوشه انصاری میتوانند با بهره گیری از خلاقیت و نبوغ خود تولید ثروت کنند و به دارایی های بسیار کلان برسند اما اینگونه نیست که این ثروت از جیب بقیه مردم آن کشور یا جهان بیرون کشیده شده باشد.
خط فقر در امریکا که یک اقتصاد کاملا کاپیتالیستی (سرمایه داری) دارد 12% است. یعنی کمتر از ایران !
اگر چه در همین کشور 10 ثروتمند نخست به اندازه همه مملکت ما پول دارند.
اقتصاد آمریکا نزدیک به 13 تریلیون دلار کالاو خدمات تولید و به جهان عرضه می کند. ایران نیز 60 بیلیون دلار. یعنی یک دویستم آمریکا !
بگذارید نگاهی بیاندازم به بخشی از گزارش واحد مطالعات اقتصادی اکونومیست. که نتیجه یک تحلیل 60 ساله از اقتصاد جهان است.
گرچه همه نمودارها در دهه 90 حاکی از افزایش شکاف ثروتمندان و فقرا در جهان بود ، اما در دو دهه گذشته رشد رویا گونه اقتصاد جهان جهت گیری نمودارها را عوض کرد.
در کنار رشد سریع جمعیت ، سرانه اقتصاد جهان رشد چهار برابری را تجربه کرد. برای ممالک ثروتمند همچون گروه G7 (جی هفت) این مقدار رشد پنج برابر بود.
در این میان کسانی که روزانه با کمتر از یک دلار درآمد زندگی می کنند ، (زیر خط فقر مطلق) به نصف کاهش یافته اند. و به سطح 21% رسیده اند.(1)
و این بدان معناست که ۴۰۰ میلیون نفر از کره مردم جهان از منجلاب فقر مطلق بیرون کشیده شده اند.
خوب است بدانیم بالغ بر ده میلیون نفر از مردم کشور ما ، در همین دو دهه گذشته ، از طبقه متوسط به زیر خط فقر هل داده شده اند. و ده میلیون نفر نیز از زمان تولد زیر خط فقر بوده اند.
بخشی از این انقلاب اقتصادی ، نتیجه پیوستن کشورهایی چون هند و چین به جامعه جهانی و خروج از انزوا بود که باعث بهبود وضع اقتصاد و معیشت مردم فقیر دو کشور گردید.
اما خط فقر چیست ؟
اصطلاح خط فقط در واقع برای نشان دادن آن بخش از جمعیت یک کشور است که توان تامین نیازهای اولیه خود را ندارد. (خط فقر مطلق)
یک خط فقر نسبی هم گاهی تعریف میشود که بیانگر بخشی از جمعیت یک کشور است که خوراک ، پوشاک و مسکن خود را تامین می کند ولی در رویارویی با یک بحران یا نوسان اقتصادی ممکن است شدیدا لطمه ببیند.
برخی کارشناسان معتقددند که چهل درصد از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند.
فرض کنید شاخص ما برای خط فقر نسبی روزانه 3 دلار درآمد باشد. بدین ترتیب یک خانواده 6 نفره ( سه فرزند و پدر و مادر و یک نفر مادر بزرگ) تنها در صورتی خارج از خط فقر هستند که پدر خانواده ماهیانه 540 هزارتومان در آمد داشته باشد !!
خودتان حساب کنید که معلمان ، کارگران ، نظامیان ، فروشندگان ، کارمندان و آحاد ملت کجای کارند.
آمارهای رسمی حاکی از آن است که یک هشتم جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق هستند. یعنی جمعیت حاضر و آماده برای بزهکاری ، خلاف و دزدی.
این بخش از جامعه بیمه نیست ، آینده ای ندارد و از امکانات آموزشی و اقتصادی و رفاهی نیز بی بهره است.
این بخش از جمعیت بواسطه اینکه احساس طرد شدن و حقارت می کند گاه حتی به جنایت متوسل می شود.
بخشی از آمار تجاوز ، قتل و بزهکاری در ایران ناشی از همین جمعیت فقیر است. که برای تامین نیازهای اولیه خود مانند خوراک و پوشاک به جنایت و بزه متوسل می شود.
آمارهای غیر رسمی جمعیت زیر خط فقر مطلق را تا 16% برآورد کرده اند. (یعنی 12 میلیون نفر)
در این رابطه : درس اول علم اقتصاد و اقتصاد ایران و پستهای عجیب را هم ببینید.
(1) فاصله زمانی این پژوهش سالهای 1946 تا 2006 است. منبع : Celebrating 60 years with a glimpse of the future By: Economist Intelligence Unit
دسته : خط فقر ایران چیست. آمار اقتصادی و تورم و آینده اقتصاد ایران. فقر و فحشا و بزهکاری و رابطه فقر با خلاف و بزه اجتماعی محاسبه خط فقر نسبی و مطلق سوسیال دموکرات و لیبرال دموکرات یا دموکراسی
تویوتا در سالهای گذشته طرحی برای تسخیر بازارهای جهانی و پاسخگویی به نیازهای مشتریان در سده 21 ارایه کرد. و نتیجه آن را امسال برداشت نمود.
این طرح که IMV یا خودروی جهانی چند منظوره (International Multi Purpose vehicle) نام دارد تابستان 2004 آغاز گردید.
پروژه IMV یک پروژه خودروی بی سابقه است. تمام مراحل ساخت آن حتی پشتیبانی و تولید در خارج از ژاپن پیاده شده است.
اکیو تویودا مدیر ارشد اجرایی کمپانی تویوتا آن را نقطه عطف تاریخی شرکت تویوتا اعلام کرده است.
محصول این پروژه خودروهای وانت (پیکاپ) در سه مدل : اتاق استاندارد ، کابین بزرگ و دو کابینه بود. همچنین تولید خودروهای ون و سواری و فرتونر یک یک نوع SUV (بیابانی) است نیز در کنار انها و بر اساس همان استاندارد انجام شد.
تویوتا دریافته است که برای راضی نگهداشتن مشتری ، خودروها باید علاوه بهترین های جهانی ، بهترین های محلی هم باشند.
بگذارید اینگونه نتیجه گیری کنیم :
احترام به خواست مشتری(کیفیت مداری) ، شرط بقا است. این مشتری را میتوان ملت و عرضه کننده خدمات را میتوان دولت نیز تصور کرد.
موضوع روابط مبتنی بر کیفیت و احترام ، و اعتماد متقابل موضوعی نیست که تنها اختصاص به امر فروش داشته باشد.
البته بازهم موضوع انحصار و رقابت نیز در اینجا مطرح می شود. برای یک حکومت انحصار گر که فاقد رقیب سیاسی است اصولا مفهوم رضایت مردم و شهروندان موضوعی غریب و تعریف نشده است.
اما در یک نظام مردمسالار که گرایش های مختلف فکری (از میان مردم) برای اداره جامعه ، در یک فرآیند دموکراتیک به رقابت بر می خیزند نقش احترام به مردم و توجه به خواسته های آنان یک موضوع حیاتی است.
تفاوت تویوتا با ایران خودرو مانند تفاوت دولت عربستان سعودی یا کره شمالی است با نظام سیاسی فرانسه.
پس می بینیم که صنعت موفق ، لازم و ملزوم جامعه سالم و رقابت دوست است.
در این رابطه دموکراسی و توسعه اقتصادی را هم ببینید.
سایت تویوتا در باره پروژه IMV و ترجمه فارسی مصاحبه مدیر عامل تویوتا در ایالات ایدیانای آمریکا.
دسته: تویوتا شرکت خودرو تويوتا ژاپن کیفیت کيفيت مشتری مشتري تولید توليد تولید انبوه ناب شش سیکما تویوتا ایران خودرو پژو پیکان
Knowledge Management
این مقاله در سال 80 ترجمه شده است. لذا از واژه مدیریت دانایی به جای عبارت رایج شده مدیریت دانش استفاده کردهام. در زمان این ترجمه هنوز عبارت مدیریت دانش مرسوم نگردیده بود.
مديريت دانايي 1 ( اگر برگردان مناسبي براي سرفصل بالا باشد ) فرايند ساختيافته و سيستماتيك يافتن ، برگزيدن ،سازماندهي ، فشرده سازي و در نهايت ارائه اطلاعات در مسير بهبود و بهينه سازي تفكر و قدرت انديشه نيروي كار است. البته در محدوده منافع وبهره سازماني.
مديريت دانش به سازمان كمک مينمايد تا بينش ، بصيرت و فهم لازم را از تجربه و سرگذشت خود بدست آورد.
در حقيقت اين فن يا دانش به سازمان كمك ميكند تا در مراتب نه گانه سيستمي خود را با تكيه به خود و بينش گروهي خود ، تا حد امکان بالا بكشد. و به سازماني يادگيرنده و خلاق بدل شود.
بطور خاص مديريت دانايي كانون توجه به مساله گردآوري ، ذخيره سازي وبهره برداري از دانش وتجربه است به صورت جمعی و سازمانی.
مدیریت دانش در محدوده هایی قبيل حل مساله ، يادگيري پويا ، راهبرد و برنامه ريزي تصميم گيري نقش آفرینی دارد.
پر واضح است كه بايد سرمايه فكري و قواي انديشه را از پوسيدگي و كهنگي نگاه داشت و به آن استواری و زيركي وهوش بخشيد و انعطاف پذيري آن را بالا برد.
نظام مدیریت دانایی چگونه كار ميكند ؟
موضوع این است بسياري از تشكيلات (Enterprise) نميدانند كه چه ميدانند!
اين بدين معناست كه آنها از ارزشمند ترين سرمايه خود در عصر دانش محور ( یعنی دانش و اطلاعات خود) نا آگاهند و لذا از آن استفاده ای به عمل نمي آورند . اين وضعيت بارها به سازمان دوباره كاري ها و تقلا هاي بي مورد را در سرتاسر تشكيلات تحميل ميكند.
پس سازمان دو پرسش مهم را بايد از خود بپرسد:
1- اندوخته دانش سازمان چگونه است ؟ (كمي و كيفي)
2- چگونه اين اندوخته را مديريت كنيم تا ما را از بيشينه بازگشت سرمايه و سود مطمئن سازد ؟ (سود میتواند فکری باشد)
پاسخ مطلقاً درستي براي اين دو پرسش وجود ندارد و كاملا نسبي ميتوان بررسي نمود .
و راه حل شامل عوامل و فاكتور هاي متعددي است از قبيل نوع سازمان ، فرهنگ سازمان ونيـازها.
با اين وجود مديريت موثر و كارا دانش را متمركز بر راه حل هايي ميكند كه سرتاسر سازمان را در بر ميگرد :
سازمان ؛ مردم و فنآوری را .
رايانه ها و شبكه هاي مخابراتي و ارتباطي ابزارهاي خوب و پر ارزشي هستند براي گرفتن و تغيير دادن و پخش كردن بسيار ساختيافته دانش بويژه كه بسرعت تغيير ميكند.
به سه گام عمومي جمع آوري ، پردازش و انتشار اطلاعات توجه كنيد.
بر خي سازمانها تحليل و برنامه ريزي و رايانه اي نمودن سيستم خود را جهت بهبودهاي بنيادين و انقلابي در فرايند تصميم گيري ، تخصيص منابع ، دسترسي به نظام مديريت و فرايند “چه چيز را بايد بدانيم “ و در نهايت
توسعه قابليت ها و انجام شاهكارها و به نتيجه رساندن راهبردها را راه پيروزي ميدانند ...
اطلاعات بيشتر در مورد شبكه جهاني و فنآوري اطلاعات دز مقاله IT از همين سري .
۱- Knowledge Management یا مدیریت دانش
درهمین رابطه : ممیزی سیستمهای اطلاعاتی و کایزن و نگرش سیستمی را هم ببینید
ترجمه و تاليف:
سعيد پوردلير بنقل از www.knowledge-Management.net
دسته: مدیریت دانش ؛ مدیریت دانایی ، مدیریت بر محور پایه دانش آگاهی اطلاعات سازمان ، یادگیری سازمانی ، سازمان یادگیرنده ، شبکه های ارتباطی و مخابراتی گارآفرینی ، مهندسی صنایع و سیستمها، مديريت دانش ، بهره وری سیستماتیک ، بینش سازمانی ، راهبرد استراتژی سازمان یادگيرنده خلاق آفریننده
مفهوم دموکراسی یا مردمسالاری: باید تاکید کرد که منظور از دموکراسی یک روش برای تامین نیازهای اجتماعی جامعه (از جمله حکومت کردن) است. و نه یک آرمان!
لذا دموکراسی چیزی نیست که بگوییم به آن رسیده ایم یا نرسیده ایم. و یا مثلا آمریکا دموکراسی دارد یا ندارد. هرجامعهای از نظر شاخصهای دموکراسی یک وضعیت دارد که روشن است برخی بهتر و برخی ضعیفتر هستند. اما تلاش برای بهبود شاخصه های مردم سالاری هرگز متوقف نخواهد شد.
شاخصه های دموکراسی : انتخابات منظم و عادلانه ، تفکیک قوا و دستگاهها قضایی مستقل از دولت. نظارت همگانی از طریق مطبوعات آزاد و مستقل. اخیرا مباحثی چون جامعه مدنی و اقتصاد آزاد (باز) نیز مورد توجه اهل اندیشه و فیلسوفان قرار گرفته است.
در اقتصاد توسعه از دیدگاه استراتژیک از بین بردن موانع توسعه و تقویت زیر ساخت های توسعه اقتصادی دو جزء روشن و غیر قابل انکار برای ایجاد رشد اقتصادی و افزایش رفاه در جامعه هستند. بدین ترتیب بروکراسی (فساد اداری) و توتالیتاریسم (سرکوب و فشار سیاسی) که هر دو ، دو عامل از بین برنده سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی هستند خود به خود باید به عنوان موانع توسعه طرد و منسوخ شوند.
دموکراسی سنتی مفهومی ساده داشت. کنترل قدرت سلطان توسط روحانیون و افراد با نفوذ و ثروتمندان. که البته به تدریج باعث تشکیل پارلمان گردید. در ابتدا پارلمان جایی برای گردهمایی همین افراد با نفوذ بود اما به تدریج افراد با نفوذ جای خود را به روشنفکران ، حقوقدانان و اندیشمندان دادند. البته کاملا طبیعی بود که مردم تحت فشار افراد با نفوذ و روحانیون ، در نخستین پارلمانهاتنها به همین افراد رای دهند. اما گذر زمان جا را برای حضور تکنوکرات ها گشود. به خصوص زمانی که پارلمان در پاسخگویی به نیازمندیهای مردم ، دست به دامان همین افراد نخبه گردید.
اما دلایل ضرورت دموکراسی در فرآیند توسعه :
انتقادات وارد بر دموکراسی از دیدگاه توسعه اقتصادی
گرچه هیچکدام این انتقادها اساس دموکراسی را هدف نگرفته تنها انگشت بر مواردی تکنیکی و اجرایی میگذارند اما شاران ذکر است که اگر محیط جهانی را متغیر و دارای سرعت تغییر بالا فرض کنیم (که هست) و راه پاسخگویی به این تحولات (تکنولوژیک و استراتژیک) را مشارکت همگانی به صورت متکثر و نه توده وار (فله ای و پوپولیسی) بدانیم انتقادها قابل هضم میشوند.
در مجموع میتوان چنین نتیجه گرفت که دموکراسی به عنوان یک روش برتر در اداره جامعه مدرن دستاوردی بشری است ، که مانند دیگر دستاوردها (پزشکی و مهندسی) باید مورد توجه و بهره گیری اساسی قرار گیرد.
نیازهای روز افزون جوامع که هم از نظر عمق و هم از نظر تنوع درحال انفجار هستند دیگر با یک حکومت فراگیر (توتالیتر) نه تنها قابل پاسخگویی نیست ، بلکه راه تامین نیازها از طریق مشارکت کارآفرینان و نخبگان نیز از دروازه دموکراسي عبور می کند.
در این رابطه بازآفرینی دولت و مدیریت کیفیت در دولتها را هم ببینید.
مقوله : ايران علمی دانشگاهی | دسته : ایران دموکراسی و مردمسالاري توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی، فقر و توسعه جامعه مدنی
نیروگاه اتمی بوشهر نزدیک به چهل سال است که در حال ساخته شدن است. در این چهل سال نیروگاههای زیادی ساخته شده ، بهره برداری شده اند و بازنشسته گردیده اند. در این نوشته نگاهی داریم به مساله انرژی ، انرژی هسته ای و پرونده هسته ای ایران و اینکه چرا نیروگاه بوشهر تاکنون ساخته نشده درحالی که طبق برنامه باید تا اکنون بازنشسته میشد!
فقط خواهش می کنم برداشت سیاسی نفرمایید. این یک نوشته فنی - اقتصادی است. نظر سیاسی من در باره پرونده اتمی ایران پیشتر در روزنامه دنیای اقتصاد چاپ و منتشر گردیده است.
سال ۱۳۵۷ که انقلاب شد ، فاز نخست (رآکتور یک) نیروگاه بوشهر ۹۵٪ تکمیل شده بود. ( به نقل از معاون پیشین سازمان انرژی اتمی)
پس از انقلاب با پیگیری سیاست اصولگرایانه نه شرقی ، نه غربی 5% باقی مانده که البته گرانقیمت ترین بخش باقی مانده بود نیز پادر هوا ماند. و شرکت های اروپایی طرف قرارداد کار را به بهانه های مختلف رها کردند.
صدام حسین نیز که نیروگاه اتمی خودش در دومین سال جنگ با ایران توسط اسراییل هدف قرار گرفته بود در اقدامی تلافی جویانه نیروگاه اتمی بوشهر را هدف قرار داد.
پس جنگ ایران تصمیم گرفت که نیروگاه اتمی را دوباره بسازد. روسها حاضر به بازسازی نشده و با تخریب کامل آن تصمیم گرفتند همه کار را از اول شروع کنند.
که البته امروز پس از 19 سال دلیل آن را خوب می فهمیم.
اینکه اصلا داشتن نیروگاه هسته ای در ایران مقرون به صرفه است یا نه و دی یک جمله ساده تر اینکه آیا انرژی هسته ای بدرد ایران میخورد یا نه ، موضوعی کاملا تخصصی و اقتصادی است.
پیامهای گوناگونی می شنویم که می گویند : انرژی هسته ای به عزت و شرف و غرور ما بسته شده و یا چیزهایی از این دست.
به سختی میتوان بین یک نیروگاه گازی ، یا یک کارخانه صنعتی با عزت و شرف ملی رابطه ای یافت. اما تبلیغات دولت برای جلب حمایت مردمی از برنامه غنی سازی (که هیچ ارتباط مستقیمی به داشتن برق اتمی ندارد) باعث شده که عده ای فکر کنند رسیدن به تکنولوژی غنی سازی (که بشر حود 60 سال پیش بدان دست یافت) خیلی مهم تر از رسیدن به تکنولوژی روز کامپیوتر و موبایل و غیره است.
توجیه اقتصادی برق هسته ای در بلند مدت تنها در صورتی ممکن است که تعداد بیشتری نیروگاه اتمی تاسیس گردد. زیرا هزینه واحد و هزینه اولیه تاسیس نیروگاه اتمی بسیار بیشتر از نیروگاه گازی یا سیکل ترکیبی مشابه ، با همان میزان توان تولیدی است.
پیش از انقلاب اسلامی دانشگاه استنفورد آمریکا یک طرح توجیه اقتصادی به سفارش دولت وقت ایران تهیه دیده بود. بر اساس این طرح توجیهی می بایست 20 نیروگاه اتمی در ایران تاسیس شود.
نیروگاه بوشهر ، اراک و اصفهان سه تا از این نیروگاهها بودند.
البته موضوع درگیری ایران با سازمان ملل و آژانس بین المللی انرژی اتمی ربطی به بوشهر ندارد. و کسانی هم که ندانسته دور بوشهر زنجیره انسانی تشکیل میدهند ...![]()
موضع بر سر غنی سازی اروانیوم در نطنز است.
در چهان ۴۶ کشور برق هسته ای استفاده می کنند. ولی تنها ۴ کشور خودشان غنی سازی اورانیوم را انجام میدهند. زیرا بسیار گران است و برای کشورهایی که تعداد رآکتور فعال کمی دارند صرفه اقتصادی ندارد.
ایران با بیان اینکه ممکن است روزی کشورهای دیگر از فروختن سوخت هسته ای به ایران خودداری کنند خود اقدام به غنی سازی اورانیوم می کند.
تاکنون 18.2 میلیارد دلار نیز صرف تاسیسات غنی سازی شده است. (به نقل از منابع دولتی ایران)
خوب است بدانید با این پول میتوانستیم 18 تا 20 نیروگاه اتمی تاسیس کرده و ابرقدرت انرژی منطقه شویم و صادات برق به اندازه صادرات نفت برایمان عایدات داشت.
همچنین اگر ایران نگران تامین سوخت بود میتوانست به اندازه مصرف پنج یا ده سال سوخت اتمی را انبار نماید. گمان نمیکنم برنامه استراتژیک و بلند مدت تر از 10 سالی در کشور داشته باشیم.
البته یک میلیارد دلار نیز صرف خرید موشکهای پدافند هوایی از روسیه برای تامین امنیت تاسیسات نطنز شده که باید در محاسبات اقتصادی مد نظر قرار گیرد.
انرژی هسته ای حق مسلم ماست! خوب نمیشود این حق را نادیده گرفت . ولی اشکالی دارد انرژی را از منطقی ترین و اقتصادی ترین راه بدست بیاوریم ؟
مثلا چرا خانه 100 طبقه حق مسلم ما نیست ؟ موضوع همین قدر بی ربط است. نیروگاه ، نیروگاه است و باید توسط برنامه ریزان اقتصادی ترین و موثر ترین روش برای تامین انرژی مورد نیاز توسعه کشور تعیین و برنامه ریزی گردد.
اما اینکه چرا غربی ها به ایران اعتماد ندارند ؟ چرا غنی سازی صلح آمیز ایران را تلاش برای ساخت بمب اتمی میدانند ؟ صرفنظر از انگیزه های سیاسی میتوان دلایل زیر را برشمرد:
برای امروز کافی است فعلا خواندنی هایی از ایران را نیز ببینید.
و در پایان یک سوال ؟
آنجا کجاست که 20 ميليون فقير مطلق، پنجاه میلیون زیر خط فقر نسبی، 7 ميليون بيكار، 4 ميليون معتاد، 300 هزار زن تن فروش ؛ 14 ميليون بيمار روانى ، 600 هزار كودك كارگر (خیابانی) ، يك و نيم ميليون محروم از تحصيل،8 ميليون بيسواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، 450 هزار تصادف در سال، ۷۰ هزار بيمار ايدزي، سن بزهکاري زير 10 سال، کف سني فحشا 14 سال، و کف سني اعتياد 13 سال و... دارد ؟
اينجا ايران توست عزيز ![]()
نگاهی هم به اقتصاد ایران بد نیست.
دسته : انرژی هسته ای نیروگاه اتمی بوشهر بمب اتم آژانس بین المللی انرژی هسته ای انرژي هسته اي نيروگاه اتمي بوشهر نطنز تاسیسات غنی سازی اروانیوم غني سازي اورانيوم ايران توجیه اقتصادی برق اتمی بازفرآوری اروانیوم توسط ایران تحریم فیزیک هسته ای و پزشکی

پروفسور بهرخ خوشنویس استاد مهندسی صنایع و سیستم ها در دانشگاه کالیفرنیا در نظر دارد یک روبات خود کار برای این منظور طراحی نماید. تیم وی معتقد است که بیشتر محصولات مورد استفاده هم اکنون به صورت خودکار تولید می شوند.
اما در مورد خانه سازی چنین نیست. موضوع تنها این است که رباتی در این قد و قواره نداریم !
حدود یک دهه پیش این ایده به فکر رییس مرکز فن آوری های ساخت سریع و خود کار در ایالات متحده آمریکا رسید.
پروفسور خوشنویس ده سال گذشته را به کار بروی این ایده گذرانده است. وی این فن آوری را Contour Crafting نامیده است.
روش کار به این صورت است که یک روبات هوشمند فرمانها را بر اساس طرح و نقشه قبلی از یک رایانه دریافت نموده و لایه های مواد ترکیبی را بر هم سوار می کند.
به این ترتیب رویای ساخت یک خانه تمام عیار در یک روز تحقق میابد.
روش این کار شبیه به روش کار چاپگر هاست. همانطور کا چاپگر ، جوهر را روی کاغذ می گستراند این روبات مصالح ساختمان را روی زمین می گستراند!
آیا اجداد چادر نشین اسان روزی فکر می کردند که خانه ای رو یک روز بنا شود ؟
رسیدن به چنین سرعتی در ساخت و ساز برگ دیگری است از شاهکارهای مهندسی صنایع و سیستمها.
دسته علمی دانشگاهی ؛ ساخت خانه در یک روز خانه سازی یک روزه مهندسی صنایع تولید
تورم و اقتصاد ایران
چندی پیش یک وزیر اقتصاد در اروپا استعفا داد. دلیل آنهم ناتوانی وزارتخانه متبوع وی در کنترل تورم بود. زیرا تورم آن کشور (که فکر کنم هلند بود) از مرز 2.4% عبور کرده بود. بماند که خبر نگار صدا و سیما در آن کشور گزارش مفصلی در مورد تورم خارج از کنترل در آن کشور تهیه نمود. البته وی در گزارش خود اشاره نکرد که تورم در ایران چند برابر بیشتر است.
اما نوشتن درباره اقتصاد ایران زمانی مشکل می شود که آمار های محدود و مخدوش دستاویز تبلیغات سیاسی می شوند. مثلا یکی می گوید ما گرانی را کاهش داده ایم. خوب این یعنی چه ؟
اصلا گرانی در اقتصاد معنایی ندارد. آنچه که موضوع بحث است تورم یا کاهش ارزش پول است که به غلط با کلمه عامیانه گرانی بیان می شود. جالب است که حتی سران مملکت هم بواسطه نا آشنایی با مفاهیم مقدماتی علم اقتصاد از واژه عامیانه گرانی استفاده می کنند.
یکی از حقه هایی که بانک مرکزی برای پایین نشان دادن نرخ تورم در ایران استفاده می کند داخل کردن محصولات با فن آوری بالا (High tech) در سبد محاسبه تورم است. فرض کنید قیمت گوجه فرنگی و برنج و پیاز در دوره مورد مطالعه هر کدام 15% افزایش یافته باشد. قیمت تلویزیون پلاسما و موبایل نوکیا هم 5% کاهش داشته باشند. معمولا قیمت محصولات با تکنولوژی بالاهمواره رو به کاهش است زیرا فن آوری های تازه پی در پی جای آن را می گیرد. خوب اگر میانگین بگیریم میزان تورم خیلی متفاوت می شود. زیرا اگرچه اشتباهی مرتکب نشده ایم ، اما آنچه اهمیت دارد نرخ تورم در کالاهای اساسی و ارزاق است.
یکی از اساتید برجسته اقتصاد ایران برای محاسبه نرخ تورم دست به اقدام جالبی زد.
وی یک روز خاص به فروشگاه زنجیره ای بزرگی وارد شد و اجناس بسیار گوناگونی را به ارزش 100 هزار تومان خریداری نمود. از مواد غذایی گرفته تا دستمال کاغذی و تنقلات. یک سال بعد در همان روز دوباره به همان فروشگاه وارد شد و همان فهرست کالا ها را خرید. نرخ تورم زمانی تعجب بر انگیز شد که این استاد اقتصاد در صندوق فروشگاه بابت همان کالاهای سال گذشته 160 هزار تومان پرداخت نمود. نرخ تورم به سادگی قابل محاسبه است. و آن تورمی که واقعی است و مردم باید آن را تحمل کنند عدد بالا است.
امروز یک برنامه تلویزیونی داشت در مورد وضعیت بازنشستگان داد سخن میداد. میهمان برنامه می گفت که نرخ تورم 12.1 % (!) از سوی بانک مرکزی اعلام شده ولی ما (برای لطف به بازنشستگان) آن را 14 در صد محاسبه کرده ایم.
توجه کنید که اختلاف میان تورم محاسبه شده بوسیله دو دستگاه رسمی این کشور بیش از نرخ تورم در آن کشوری است که وزیرش بواسطه ناتوانی در کنترل قیمت ها صندلی وزارت را ترک گفته بود.
اگر به مباحث اقتصادی ایران علاقه دارید برای اطلاعات بیشتر اینجا را هم ببینید : خواندنی هایی از ایران
دسته: اقتصاد ايران و اقتصادی تورم در اقتصاد ایران نرخ تورم روش محاسبه نرخ تورم در ایران گرانی مسکن تورم در ایران چیست؟ | مقوله : علمی دانشگاهی تحلیل اقتصاد ایران دولت نهم دولت احمدی نژاد تورم رکود فقر
یک درسی در مدیریت کیفیت وجود دارد که می گوید(۱):
امروزه موضوع کنترل کیفیت یا مدیریت کیفیت , دیگر تنها به صنعت ، تجارت یا خدمات محدود نمی شود. دولتها نیز باید موضوع بحث کیفیت واقع شوند.
اعم از کیفیت خدمات بخش عمومی همچون رفاه ، آموزش ، بهداشت و درمان و خدمات نظامی و امنیتی. و یا خدمات سیاسی و کیفیت سیاستهای دولت.
اما کیفیت چیست ؟
کیفیت آن چیزی است که به «شما » مربوط می شود. کیفیت یعنی خود شما !
گرچه تعریف کمی گنگ به نظر میرسد ولی در واقع نگاهی است متفاوت به همان تعریف کلاسیک کیفیت یعنی: {{ کیفیت یعنی تطابق با نیازهای مشتری }}
نظام کیفیت بر اصل پیشگیری استوار است. استاندارد مطلوب در کیفیت ، وضعیت « خطای صفر »(2) است.
ارزش و بهای کیفیت نیز همانا هزینه ای است که برای عدم تطابق ها ، دوباره کاری ها و اتلاف ها میپردازیم.
آنچه که خواندید بخشی بود از یک سخنرانی که در کشور کانادا توسط نخبگان آن کشور ارایه شده بود برای اجرای مدیریت کیفیت در دولت.
خلاصه و جمع بندی موضوع این است که امروزه اشتباهات نه فقط در دنیای تجارت و صنعت بلکه در اداره کشور نیز غیر قابل گذشت هستند.
پنج اصل زیر به عنوان موارد کلیدی در امر پیاده سازی مدیریت کیفیت در دولتها پیشنهاد می شود:
نا گفته پیداست که تمامی موارد بالا اصول بدیهی و نخستین دموکراسی هستند. اگر امروزه مفهوم دولت جانشین حکومت شده و پارادایم جدیدی برای اداره ملتها پدید آمده است ناشی از بنیان استوار و مفهوم ناب دموکراسی است.
دموکراسی یا مردمسالاری به عنوان یکی از ارزشمندترین دستاوردهای فکری بشر در چند قرن گذشته رابطه تنگاتنگی با زندگی مدرن دارد.
بی آنکه بخواهم به شرح ارکان دموکراسی (نظارت همگانی ، تفکیک قوا ، مطبوعات آزاد و مستقل ، قدرت دوره ای و حاکمیت قانون) بپردازم تنها به ذکر این نکته بسنده می کنم که دستاوردهای فکری بشر همه به هم پیوسته اند. اگر پوشاک و نساجی را به عنوان اصل مسلم زندگی انسانی پذیرفته ایم نمیتوان نسبت به مطبوعات و رسانه های آزاد بی تفاوت بود.
اگر پزشک و دارو جزء جدایی ناپذیر زندگی هستند ، تفکیک قوا و برابری همگان در پیشگاه قانون نیز باید به همان اندازه جدی انگاشته شود.
نمیتوان کشوری را صنعتی تصور کرد و یا مدعای توسعه داشت ولی یکی از ارکان دموکراسی (مردمسالاری) در آن وجود نداشته باشد.
ولی به خاطر داشته باشید آنچه که گفته شد برای جوامعی است که دولت در آنها جایگزین حکومت شده و کابینه پاسخگو جایگزین دارالخلافه و دارالحکومه گردیده است.
درباره نقش مدیریت کیفیت و فنآوری اطلاعات در بازآفرینی جوامع و دولتها و بازنگری روابط بر اساس پرادایم فرا صنعتی باز هم خواهم نوشت.
پی نوشت:
(۱) درسهای رائول لوپز , Raul Lopez ; Major Project Service Line (MPSL) February 4 2003
(2) Zero defects
کلید : بازآفرینی دولت و صنعت در قرن 21 عصر اطلاعات و ارتباطات نوین مدیریت کیفیت جامع فراگیر پاسخگو بازآفريني مدرن مردمسالار دموکراتيک مديريت کيفيت فراگير جامع پاسخگو فنآوري فن آوري اطلاعات تکنولوژي نوسازی مدیریت کیفیت
پیشینه شش سيگما
نگاهی به تاریخچه 6 Sigma : نخستین بار شش سیگما در سال 1980 مطرح گردید و شرکت های بزرگ آمریکا (همچون موتورولا) آن را سرلوحه عملکرد خود قراردادند و دستاوردهای علمی ارزنده ای نیز داشتند. این روش بعدها مورد توجه اروپایی ها و ژاپنی ها قرار گرفت.
در کشور ما ایران نیز شش سیگما با حدود دو دهه تاخیر مورد توجه قرار گرفت. (منظور از 2 دهه کنایه محترمانه از 26 سال است
)
ایران خودرو و صنایع الکترونیک ایران از نخستین شرکتهایی بودند که به آن توجه نشان دادند. صنایع الکترونیک ایران (واقع در شیراز) با وجود بهره گیری از استانداردهای نظامی تنها توانست به سطح دو سیگما برسد و آن را رها نمود. اطلاعات مطمئنی در مورد اینکه ایران خودرو و سایر خودروساز ها و قطعه سازها به چه سطحی رسیدند ندارم.
اطلاعات غیر رسمی حاکی است که در ایران بیمارستان ها و مراکر حساس تنها توانسته اند به سطح دو سیگما برسند و سایر مراکز تولیدی کمتر از این هستند. یعنی راندمان حدود 50% و کمتر.
نام شش سیگما را به بیل اسمیت در دهه هفتاد نسبت می دهند. وی هم اکنون پدر شش سیگما خوانده می شود.
متدولوژی شش سیگما
در شش سیگما به جای برخورد سطحی (چسب زخمی ) به صورت ریشه ای با مشکل برخورد می شود. در فرآیند شش سیگما که همواره تاکید می شود به صورت کوتاه مدت ( حد اکثر شش ماهه) طرح ریزی و اجرا شود پنج مرحله وجود دارد. که به DMAIC معروف است.
دیدگاه و نگرش شش سیگما بر خلاف TQM به صورت بالا به پایین است. یعنی توسط مدیران ارشد طرحریزی می گردد و به صورت ارشادی اجرا می شود. TQM بلند مدت ، مشارکتی و از پایین به بالاست.
برخی شش سیگما را مرگ زود هنگام TQM قلمداد کرده اند. که چندان قطعی و بایسته به نظر نمی رسد. از نقطه نظر اقتضایی گزینه بهتر آن است که برای سازمان بهتر باشد.
رویکرد انحراف معیار شش گانه در واقع حرکت از عکس العمل های انفعالی به رویکرد فعالانه است. یعنی رفتن به استقبال مشکلات و کاستی ها ی سازمانی.
رویکرد شش سیگما باعث می شود تا سازمانها در کلاس جهانی به رقابت بپردازند. این رویکرد تنها به کیفیت محدود نیست بلکه برنامه است جامع برای کل سازمان.
کلید :مدیریت شش سیگما ناب در ایران و متدلوژی و رویکرد متدولوژی شش سيگما سیکما فارسی ایرانی. ايران ایراني. کتاب مقاله درباره شش سیگما مديريت 6sigma زیگما شش مدیریت و بهبود مستمر ایران خودرو
مقوله : علمی / دانشگاهی
درباره کایزن و نگرش سیستمی
پیش از این در مورد مفاهیم اجرایی و عملی کایزن نوشتیم. ( مفهوم اساسی کایزن در اجرا )
اکنون می خواهم نگاهی داشته باشم به تاثیر نگرش سیستمی در پیاده سازی کایزن.
دانستیم که کایزن یعنی بهبود. به همین سادگی !
گرچه به قول مدیر شرکت تویوتا * مشکل اصلی در کایزن ، یافتن مشکلهاست اما شاید برای صنایع کشور ما اینگونه نباشد.
در بسیاری از صنایع ما ، مشکل آشکار است و حتی به قول یکی از تحلیلگران سیستم :
« یافتن مشکل ها تخصص نمی خواهد ، شعور می خواد ! »
در واقع تشخیص تاکتیکی مشکلات یک موضوع است و درک جایگاه سیستمی این مشکل موضوع دیگری است. منظورمان از جایگاه سیستمی مشکل یعنی کشف اینکه مشکل زاییده چه عواملی است و چه علایمی را نشان می دهد. اینجا نیازمند تشخیص و تفکیک میان علایم ظاهری مشکل و ریشه ها و علتهای پدید آورنده مشکل هستیم.
که این خود نیازمند آشنایی با نگرش سیستمی است.
مشکل را هم اینگونه تعریف می کنیم : « چیزی که نباید باشد ولی هست ؛ یا باید باشد ولی نیست. »
در واقع هر مشکل ناشی از یک کمبود و یا یک تداخل است.
در نتیجه حل مشکلها و بهبود تدریجی (اجرای کایزن ) در سازمان (خواه تولیدی خواه خدماتی ) نیازمند نگرش سیستمی است.
منظور از نگرش سیستمی هم سخنرانی ها و دسته بندی های موهومی و مجازی نیست. بلکه منظورمان توجه به اصولی همچون :
از آنجا که کایزن توام با جلب مشارکت کارکنان و بهبود مستمر کیفیت است لذا خود به خود با تحلیل سیستمها و نگرش سیستمی پیوند میخورد. و ابزارهایی چون سیستم پیشنهادات ؛ TQM یا مدیریت فراگیر کیفیت در صورتی میتوانند موثر واقع شوند که با نگرش و دیگاه سیستمی (جامع ) بکار روند.
دست آخر به این نکته بسنده می کنم که هنگام بررسی هر موضوع چهار دیدگاه زیر را پیاپی مرد توجه قرار دهید:
* رجوع کنید به مصاحبه مدیر شرکت تویوتا در آمریکا درباره اجرای کایزن در آمریکا.
حق استفاده از این نوشته تنها با ذکر نام و درج لینک (پیوند) به این وبلاگ داده می شود.
کایزن و نگرش سیستمی ؛ بهبود مستمر ، تویوتا کايزن کانبان مدیریت ژاپنی و توسعه ایران
Information Systems Audit
ماهیت تخصصی سیستمهای اطلاعاتی ، ممیزی آنها و مهارتهایی که برای این ممیزی لازم است ، استانداردهایی را می طلبد که به طور ویژه ای برای تحلیل و بررسی سیستمهای اطلاعای لازم تدوین شده باشند.
یکی از اهداف انجمن ممیزی (بازرسی) سیستمهای اطلاعاتی (IS) که به اختصار ISACA نامیده می شود نیز همین است.
یعنی تدوین استاندارد هایی که اهداف راهبردی سازمان را مورد توجه قرار دهند. برای نمونه کاهش هزینه و افزایش مزیت رقابتی.
اگر هدف سازمانی این باشد (کاهش هزینه و افزایش توان رقابت) آنگاه میتوان پرسید که سیستم اطلاعاتی فعلی تا چه اندازه این اهداف را پوشش می دهد ؟
پاسخ این پرسش برای اغلب سازمانهای ایرانی ، بوِیژه در بخش دولتی جالب است. آنها از کامپیوتر استفاده می کنند تا همان سیستم اطلاعاتی دستی و سنتی گذشته خود را این بار به جای کاغذ روی مانیتور ادامه دهند.
پیامد آن هم افزایش هزینه برای خرید ، نگهداری و بروز رسانی سیستم رایانه ای اطلاعات است. !!
یکی از اهداف انجمن نامبرده (ISACA) نیز این است : تدوین و انتشار استانداردهایی برای ممیزی و بازرسی سیستمهای اطلاعاتی.
در اینجا قصد معرفی آن انجمن را نداریم.
بلکه هدف اشاره به این موضوع است که یک سیستم اطلاعاتی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ و ابعاد کیفی . کمی آن بایستی چگونه باشد ؟
پاسخ را در یک کلمه میتوان جمع و جور کرد. سیستم اطلاعاتی بایستی تامین کننده اهداف استراتژیک سازمان باشد.
و بر خلاف گذشته های نه چندان دور این سیستم نباید تنها به جمع آوری ، پردازش و انتشار اطلاعات درونی سازمان بسنده کند. زیر