تبليغاتX
من و باورهایم

 خطر سقوط ریال

سقوط پول ملی خوب پیش بینی میشد که با تظاهرات و اعتراظات خیابانی از ارزش پول
ملی کاسته شود.

به زبان ساده ارز های خارجی گران شوند. مثل دلار و یورو

اما بگذارید تحلیل دقیق تری داشته باشم و آخر سر یک پیش بینی هم بکنم.

دولت نهم در طی چهار سال هزینه های دولتی (G) را افزایش داد. بخشی از آن صرف استخدام نیرو و بخشی هم صرف هزینه های تامینی و امنیتی شد.

دولت دو پیش بینی مهم اقتصادی انجام داد. یکی افت ارزش دلار و یکی ثبات نفت. و اقتصاد  کلان کشور را بر پایه این دو پیش بینی برنامه ریزی کرد.

هر دو پیش بینی غلط از آب در آمد. (خود من به دوستانم خرید دلار را توصیه کردم )

حتی بانک مرکزی بخشی از ذخیره ارزی را به یورو تبدیل کرد و با سقوط یورو مقادیر معتنابهی از ارز مملکت به جیب دلالان بین المللی ارز سرازیر شد. (باد هوا شد)

کاهش هزینه های دولتی در کوتاه مدت غیر ممکن است مگر آنکه دولت دست به اخراج وسیع بزند که آنهم هزینه اجتماعی برایش دارد. کاهش هزینه های امنیتی هم که اسمش را نیاور !

در چنین شرایطی دولت دچار کسری بودجه می شود.

 کاهش همزمان قیمت نفت و ارزش پول ملی هزینه تامین انرژی را همچنان بالا نگاه میدارد بدون آنکه گرانی نفت بتواند ارز مورد نیاز را تامین کند.

در واقع یک زمانی دولت ناچار شد بخش زیادی از سود نفت را صرف واردات بنزینی کند که به علت گرانی نفت خام چند برابر گران شده بود.
اما امروزه دولت به سبب ضعف پول ملی همچنان باید بنزین را گران بخرد در حالی که نفتی هم درکار نیست.

مجموعه این عوامل در کنار از بین رفتن سرمایه اجتماعی و امنیت فضای کسب و کار ، خرج انبوه سرمایه از کشور ، ترس مردماز افت ریال و تبدیل پس انداز ها به دلار و یورو ، باعث می شوند که پول ملی کشور در آستانه سقوط قرار گیرد.

اما چرا فقط سه ارز عمده دلار ، یورو و پوند گران شده و از درهم نوسانی دیده نمی شود ؟

دلیل آن این است که مردم برای پس انداز به ارز های مطمئن رو می آورند و تغییرات فعلی ارزها ناشی از عرضه و تقاضا در بازار سیاه است.

اما به محض آنکه کسری بودجه خودنمایی کند و چالشهای اقتصادی حذف یارانه نیز وارد عمل شوند امکان لغزیدن پول ملی به پرتگاه نصف و یا یک سوم شدن وجود دارد.

تورم همزمان با افزایش نرخ ارز های خارجی. آیا دولت با تزریق ارز به بازار سیاه مقابله می کند ؟
باید منتظر بود و دید.

دسته : اقتصاد ایران ، انتخابات و اعتراض ها و تاثیرات اقتصادی نا آرامی ها بر نرخ ارز و ریال.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 14:40  توسط سعید   | 

 میر حسین موسوی

تا بحال سابقه نداشته در این وبلاگ از یک نامزد انتخاباتی دفاع بشود.به یک رییس جمهور با ادب نیازمندیم

اما امروز احساس میکنم لازم است جلوی این همه آبرو ریزی گرفته شود.

اقتصاد به کنار ، سیاست هم مبارک اهل آن باد.

فکری برای آبروی یک ملت کنید.

میر حسین موسوی دست کم میداند اعتبار گذرنامه ایرانی در دنیا آخر شده و اهمیت این موضوع را درک می کند.

پس شما را به همین یک وجب خاک باقی مانده از یادگار وسیع قوم آریا این دفعه عاقلانه رفتار کنید.

خاک راه ملت ایران

سعید

حامد قدوسی نوشته
 در باب رای دادن به موسوی را هم ببینید.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 1:56  توسط سعید   | 

 مراحل دریافت گواهینامه استاندارد ایزو چیست ؟ (مقاله وب سایت)

گر شما هم باور دارید که پیروی از یک استاندارد معتبر جهانی همچون استاندارد ايزو میتواند کلید حضور شما در بازارهای منطقه ای یا جهانی باشد ، ممکن است از خود بپرسید :
«  گام های رسیدن به این استاندارد چیست؟  »
اگر چه پاسخ این پرسش بستگی به نوع صنعت و تولید شما دارد اما بطور کلی گامهای زیر برای دریافت یک گواهی تعریف می شود:

 

مراحل اجرای پروژه استقرار نظام کیفیت

1- تكمیل فرم مشخصات

2- انجام گپ آنالیز اولیه و ارائه گزارش مشاور به سازمان در مورد وضعیت اولیه

3- تعیین تیم راهبری در سازمان و فردی به عنوان مسئول پیگیری امور ،به شركت مشاور

4- ارایه آموزش آشنایی با مفاهیم سیستم مورد نظر سازمان

5- تدوین و تهیه روش های اجرایی و دستور العمل های مورد نیاز بر اساس نوع سیستم مدیریت درخواستی ،با همكاری سازمان

6- انجام آموزش های مورد نیاز سازمان

7- نظارت بر اجرای سیستم طراحی شده و همكاری با سازمان در جهت اجرای سیستم

8- انجام ممیزی اولیه توسط مشاور و اعلام عدم انطباق ها به سازمان

9- همكاری با سازمان در جهت رفع اشكالات مشاهده شده

10- همكاری با سازمان در انجام ممیزی داخلی

11- همكاری با سازمان در جهت رفع اشكالات مشاهده شده در ممیزی داخلی

12- حضور در ممیزی موسسه صدور گواهی نامه بین المللی

13- همكاری با سازمان در جهت رفع عدم انطباق های احتمالی مشاهده شده در ممیزی نهایی


مراحل دریافت گواهینامه استاندارد ایزو . روش گرفتن ایزو

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 19:40  توسط سعید   | 

 کاهش ضریب جینی ؟ آیا قابل اعتماد است ؟

در خبر ها آمده که ضریب جینب یا شاخص توزیع درآمد در طی سالهای فعالیت دولت نهم بهتر شده است و از ۴۱۹۱/۰ به ۴۰۴۵/۰ کاهش یافته است. (منبع خبر)

این درحالی است که میدانیم اساسا هر سیاستی که رکود و تورم را همزمان ببار بیاورد (رکود تورمی) باعث فقیر تر شدن طبقات کم درآمد و ثروت اندوزی طبقات مرفه می شود.

و سیاستهای دولت نهم دقیقا چنین مواردی را دربر داشته است. اینکه چگونه بانک مرکزی ضریب جینی را محاسبه کرده خود محل سوال است. اما اگر بخواهیم به بانک اعتماد کنیم چگونه میتوان کاهش ضریب جینی و یا به زبان ساده کاهش اختلاف طبقاتی جامعه را توجیه نمود ؟

 متاسفانه با در نظر گرفتن تورم ۳۰ درصدی که تازه در مورد روش محاسبه آنهم جای سوال باقی است، نمیتوان بدون پذیرفتن خسارت به طبقه پر درآمد این آمار را قابل قبول دانست.

به نظر می رسد مواردی راهبردی از قبیل سیاست هسته ای و روابط خارجی کشور بویژه در دولت نهم به طبقه پردرآمد آسیب زده باشد. این موضوع در کوتاه مدت ممکن است به کاهش شاخص جینی بیانجامد (هرچند توجیه عقلانی ندارد) اما در بلند مدت میتواند باعث اختلال در سرمایه گزاری و توزیع بیکاری ، خروج سرمایه و گسترش فقر شود.

در واقع بجای اینکه فقرا به وضعیت معیشتی بهتری برسند ، آسیب دیده اند اما اسیب ثروتمندان بیشتر بوده است.

در گذشته پادشاهی بود که میخاست همه مردم کشورش هم قد باشند. او تخت خواب خودش را معیار قد قرار داد و دستور داد کوتاه ها را بکشند و بلند قد ها را از پا ببرند تا همه مساوی شوند !

موارد مرتبط :

نرخ بیکاری در ایران ,
مدیریت چکشی ! ,
بحران مالی آمریکا و درس های آموختنی ,
بهره وری دستوری ! ,
تلاطم در اقتصاد ایران و  فقر زدایی و خط فقر (توصیه می کنم)

دسته : نرخ بیکاری و شکاغ طبقاتی در جامعه ایران چقدر است ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 12:33  توسط سعید   | 

 نگاهی دوباره به پژوهش عملیاتی یا تحقیق در عملیات و نقش آن در زندگی واقعی !

تحقیق در عملیات. خیال یا واقعیت ؟

پژوهش عملیاتی یکی از درسهای مهندسی و مدیریت است که اغلب دانشجویان آنرا خیلی محض و غیر کاربردی میدانند.
و وقتی از هم می پرسند که : «این تکنیک های سیمپلکس (سادک به فارسی) و حل مسایل انتزاعی به چه درد میخورد؟ »
به همدیگر پاسخ میدهند که : « دیدگاه و رویکردی که این دانش به دانش آموخته می دهد ارزشمند است و قدرت تصمیم گیری او را بالا می برد.»
گرچه این حرف کاملا درست است. اما در حق دانش پژوهش عملیاتی ظلم  است که اینگونه فکر کنیم و تا حد یک تئوری کلی راهنما آنرا پایین آوریم.

کاربرد تحقیق در عملیات در زندگی بیش از اینهاست که با چند مثال توضیح میدهم:

الف : کاربرد پژوهش عملیاتی در مسابقات رانندگی فرمول یک.

در روز مسابقه بزرگ (گراند پری) ما راننده ها و مهندس ها و دیگر افراد تیم را می بینیم. اما تیم پژوهش عملیاتی را نمی بینیم! آنها در پشت صحنه با محاسبات سنگین ریاضی سرو کار دارند!
مدلسازی مسابقه و بهینه کردن عملکرد تیم تنها راه بدست آوردن هزارم های ثانیه است.
در یک مسابقه فرمول یک موضوع ثانیه نیست. موضوع هزارم هاست. عبور بدون محاسبه و برنامه از یک پیچ یعنی شکست.
مدلسازان پژوهش عملیاتی پیوسته در حال بروز رسانی اطلاعات مربوط به سرعت ، وضعیت سوخت ، کیفیت تایر ها و موقیت دیگر خودرو ها هستند.
بر اساس این اطلاعات زمان دقیق ایستادن و تعویض تایر ها و سوختگیری بدست می آید و
اعلام می شود.
این محاسبات تحقیق در عملیات می‌تواند  شکست یا پیروزی را به همراه داشته باشد.

در آخرین فصل از این مسابقه در سال 2008 ، تیم مک لارن تصمیم گرفت از لاستیک های مخصوص هوای بارانی بجای لاستیک های خشک استفاده کند.
تیم تحقیق در عملیات ثابت کرده بود که این عمل میتواند باعث جبرات زمان هدر رفته در ایستگاههای سرویس برای تعویض تایر ها شود.
یعنی زمان تعویض جبران می شود.

راننده این تیم لویس همیلتون ، آخرین پیچ مسابقه را در حالی با برتری پشت سر گذاشت  که
پیش بینی ها جایگاه پنجم را برای او در نظر گرفته بودند !

***
ب : در مسابقات لیگ فوتبال انگلیس هم تحقیق در عملیات جایگاه مهمی دارد.
محاسبات بر اساس شش عامل کلیدی موثر در کارآیی بازیکن برای کمک به پیروزی تیم انجام میشود.
فرمول این مدل بر اساس صدها بازی لیک برتر انگلیس از سال 1992 تاکنون ساخته شده است. و به صورت آماری نیز درستی آن تایید شده است.


محاسبات پیچیده ریاضی برای سنجش میزان اثر گزاری یک بازیکن بر پیروزی تیم طراحی و ابداع شده است که شش عامل کلیدی آن عبارتند از :
پردازش 1 : تعیین مشارکت یک بازیکن در پیروزی یک تیم با سنجش نقاطی که با ظهور وی تیم به پیروزی رسیده است.
پردازش 2 : محاسبه کارآمدی یک بازیکن در هر بازی ، با اندازه گیری فعالیتهای موثر آن بازیکن مانند شوتها ، تکلها و نفوذهایش.
در این محاسبه نکات منفی از قبیل کارت زرد و قرمز نیز در نظر گرفته می شوند.
پردازش 3 : مشخص کردن تعداد ضربات آزاد
پردارش 4 : شمارش تعداد شوتهای روی دروازه
پردازش 5 : مشخص کردن نقاط موثر و همکاری های او (توجه ها و یارگیریها و جای گیریها)
پردازش 6 : تعدادبازی بدون دریافت گل یا به قول انگلیسی ها Clean Sheets.


***
ج : کاربرد در خرید (که بدیهی ترین کاربرد پژوهش عملیاتی است)
د : ....

این فهرست سر دراز دارد و تنها در سایت انجمن پژوهش عملیاتی بریتانیا دهها کاربرد حرفه ای و جالب معرفی شده اند. قسمتی از موارد بالا هم از همین سایت برگرفته شده است.

چون می خواهم متن کامل این مطلب را برای انجمن مهندسی صنایع ایران بفرستم لذا بقیه را به خودتان واگذار می کنم.  The OR Society

امیدوارم مطالب بالا بدرتان بخورد بویژه اگر دنبال مقاله یا مطلبی در باره کاربرد تحقیق در عملیات هستید.

دسته : تحقیق در عملیات ، پژوهش عملیاتی ، مقاله دانشگاهی

در همین رابطه : فهرست مطالب علمی و دانشگاهی را هم ببینید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 19:50  توسط سعید   | 

 روشهای صرفه جویی در مصرف انرژی ، آب ، برق ، گاز و بنزین

اخیرا متوجه شدم که بازدید های زیادی از مطالب من درباره صرفه جویی در مصرف انرژی شده است.
لذا تصمیم گرفتم این موضوع را با دقت بیشتر و جزییات و روشهای اجرایی شرح دهم.

امیدوارم نوشته های من درباره صرفه جویی در مصرف انواع انرژی باعث کمک به اقتصاد خانوارهای ایرانی شود. خانواده هایی که رفاه چندان بالایی ندارند اما دولت آنها میلیاردها دلار برای سوبسید انرژی (مثلا یارانه بنزین) پول خرج میکند.

این همه پول پس کجا می رود ؟

پاسخ این است : ...

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید چون مفصل نوشته ام.

دسته: روشهای صرفه جویی در مصرف انرژی ، آب ، برق ، گاز و بنزین  نقش محیط زیست در زندگی بشر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 16:49  توسط سعید   | 

 تاریخچه و پیشینه ی کیفیت

پیشینه و تاریخچه کیفیت


پیشتر درباره تاریخچه شش سیگما مطلبی نوشته بودم.
اما اینک نگاهی وسیع تر اما فهرست وار به تاریخچه و پیشنه موضوع کیفیت می‌کنیم.

  • در سال 1924 دکتر والتر شوارت ، در آزمایشگاههای بل (Bell) سیستم کنترل آماری فرآیند (SPC) را معرفی نمود.
    SPC هم اکنون نیز یکی از ابزار های اصلی کیفیت است. که به منظور پایش ، ثبات ، سازگاری و نیز تشخیص سمت و سوی فرآیند های کاری مورد استفاده دارد.
    دکتر شوارت در سال 1931 کتاب « کنترل اقتصادی کیفیت محصولات صنعتی » را منتشر نمود.
  • در سال 1946  - پس از جنگ جهانی دوم - نیروهای حرفه ای تولید در ژاپن « اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن » را به صورت یک سازمان غیر انتفاعی تاسیس نمودند.
    در همین سال « جامعه کنترل کیفیت آمریکا » نیز تاسیس گردید.
  •  یکی از شاگردان دکتر شوارت بنام « ادوارد دمینگ » موظف شد تا SPC را به کارکنان صنایع دفاعی آمریکا آموزش دهد. ادوارد دمینگ یک فیزیکدان با گرایش ریاضی بود.
  • در سال 1950 اتحادیه متخصصان و علوم مهندسی ژاپن  (JUSE) از ادوارد دمینگ دعوت کردند تا SPC  (کنترل آماری فرآیند) را در کشور ژاپن آموزش دهد.
  • در سال 1951 دکتر فایگن باوم  ، کتاب با عنوان « کنترل کیفیت فراگیر » را منشر کرد.
    در این کتاب او بجای کنترل کیفیت آماری از کنترل کیفیت فراگیر سخن به میان آورد.
  • در سال 1954 جوزف جوران (ژورف ژوران) اهمیت درگیر نمودن تمام بخشها در پی گیری موضوع کیفیت را مطرح ساخت. او همچنین به ژاپنی ها تاکید کرد که بجای تاکید محض بر مشخصات محصول به رضایت مشتری توجه کنند.
  • در سال 1962 آقای « کاآرو ایشیکاوا » ایده ها و نظریات جوران و فایگن باوم (فایگنباوم) را گسترش داد و علاوه بر مساله مشتریان خارجی ؛ بحث مشتریان داخلی را هم مطرح ساخت. ایشی کاوا بر مبنای نظریات دانشمندان علوم رفتاری و نظریه سلسله مراتب سازمانی مازلو و تئوری X , Y مک گریگور توانست مفهوم « کانونهای کیفیت » را مطرح نماید.
  • در اواخر دهه 1970 ،  آمریکایی ها و اروپایی ها که متوجه پیشی پفتن ژاپنی ها در تسخیر بازارهای جهانی شده بودند به فکر استفاده از نگرش مدیریت جامع کیفیت TQM شدند.
  • در 1978 آمریکایی ها در برابر جایزه دمینگ ، جایزه ای بنام مالکوم بالدریج (MBNQA) ابداع نمودند.
  • در 1991 اروپایی ها جایزه کیفیت اروپا (EQA)  را در بنیاد مدیریت کیفیت اروپا (EFQM) طراحی نمودند.

در همین رابطه نوشتجات زیر را هم ببینید :

مفهوم اساسی کایزن در اجرا -  کایزن و نگرش سیستمی - شش سیگما - بازآفرینی دولت و مدیریت کیفیت در دولتها - شاهکار دیگری از مهندسی صنایع -  پروژه تویوتا برای تسخیر بازارهای جهانی - داینامیک سیستمها - آموختنی هایی از جک ولشمدیریت پروژه در شرایط عدم اطمینان و تورم


منبع : خبرنامه داخلی انجمن مهندسی صنایع ایران (با اندکی ویرایش)

این مطلب درباره : کیفیت ، مهندسی کیفیت و کنترل کیفیت فراگیر ، ادوارد دمینگ و کنترل آماری فرآیند و کیفیت در کشور ژاپن . شش سیگما و کیفیت. رضایت مشتری و کیفیت فراگیر بود

منبع : خبرنامه داخلی انجمن مهندسی صنایع ایران (با اندکی ویرایش)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 8:23  توسط سعید   | 

 مدیریت پروژه در شرایط عدم اطمینان و تورم

مدیریت پروژه در شرایط تورم بالا  

زیاد شنیده اید که گفته می شود در ایران برنامه ریزی و بخصوص برنامه ریزی بروژه بیهوده است و شرایط  و متغیر ها چنان نا پایدار هستند که هیچ پیش بینی درست از آب در نمی آید.
این موضوع برای مدیران و برنامه ریزان پروژه مهلک و در عین حال آشناست.مدیریت و کنترل پروژه در تورم

یک دوستی به من میگفت که پس از بر آورد اولیه در مورد هزینه های ساخت آنرا در 1.8 ضرب کن. یعنی 80 درصد تورم (و هزینه های خارج از برنامه ) برای مدت اجرای پروژه آنهم در یک سال! اولش باورم نمیشد ولی بعدا که وارد کار شدم دیدم واقعا همینه.

خوب حالا که مدیریت پروژه در کشورهای بی ثبات و دارای  تورم جهنده یعنی کشک ، پس چکار کنیم ؟
آیا کاری هست بتوان انجام داد ؟


من فکر میکنم می شود. و تجربه من نشان داد که اگر چیزی غیر از آن انجام شده بود بقاء پروژه ی ما به خطر می افتاد. زیرا در کمتر از یک سال تورم بیش از 100% از بخش مسکن و مصالح عبور کرد.

در واقع باید بگویم پروژه ما شانس آورد زیرا در یک افت مقطعی قیمت آهن آلات به میزان حدود 10% توانستیم عمده آهن آلات لازم را به حجم حدود 40 تن خریداری کنیم.
و زمانی که قیمت آهن از 750 به مرز 1500 و بالاتر رسید سازه وارد فاز سقف شده بود.
شانس دوم هم مربوط به نهاده اساسی دوم یعنی سیمان بود. در فصل سرد و بارانی زمستان که تقاضا برای سیمان کمتر است یکی از سقف ها را ساخته و از انبار بوجود آمده برای دپوی سیمان استفاده کردیم.


نتیجه موثر تر از چیزی بود که انتظارش را داشتیم.
قیمت سیمان بیش از چهار برابر شد و زمان انتظار برای دریافت نیز طولانی تر. اما ذخیره موجود در انبار موقتی ایجاد شده از فاز قبلی باعث شد پروژه بدون تاخیر مراحل سقف زنی را بشت سر بگذارد و وارد مرحله دیوار شود.

خلاصه مطلب
من فکر میکنم با جابجا کردن برخی فعالیتها در شبکه پیش نیازی میتوان در شرایط عدم اطمینان و تورمی نه تنها مانع از خوابیدن و یا زیان دیدن پروژه شد بلکه به سود آوری نیز دست یافت.
در واقع تاکنون نگرش غالب به پروژه خرج کردن پول و حد اکثر صرفه جویی بوده است. اما این نگرش باید تغییر کند.
منظورم سوداگری با پول مردم نیست.  بلکه تامین نهاده ها در شرایطی که بازار متلاطم تعیین میکند بر اساس شبکه پیش نیازی به اضافه چاشنی خلاقیت.

مطالب مرتبط : افت رشته صنایع - مدیریت دانش یا مدیریت دانایی - درباره ممیزی سیستمهای اطلاعاتی 

رده : کنترل و مدیریت پروژه در شرایط تورم و رکود . مهندسی ؛ مدیریت . کنترل پروژه در ایران رکورد اقتصادی است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 20:10  توسط سعید   | 

 باور من درباره تعرفه های گمرکی

یکی از ابزارهای مهمی که دولت برای کنترل بازار و کمک به رشد اقتصادی در اختیار دارد تعرفه های وارداتی است. اساسا اگر همه تعرفه ها برای واردات و صادرات صفر باشند اقتصاد کاملا باز و همسو با اقتصاد جهانی است (البته با صرف نظر از هزینه حمل و نقل)

چنین اقتصادی در جهان عملا وجود نداشته زیرا کاپیتالیستی ترین دولتها (مثل آمریکا) و حتی کشورهای مبتنی بر اقتصاد مبادله ای (مثل امارات عربی) نیز تعرفه های صفر واردات و صادرات ندارند.

دولتها برای حمایت از تولیدات داخلی خود اقدام به دستکاری تعرفه ها میکنند. گاهی نیز بدلیل وارد شدن یک شوک ضرورت اقدام وارداتی و یا صادراتی پدیدار می شود. مثلا خشکسالی باعث کاهش تعرفه واردات مواد غذایی خواهد شد و کاهش قیمت فولاد باعث تشویق صادراتی آن کالا از سوی دولت.

اما عمیقا به این موضوع اعتقاد دارم که یک اقتصاد سالم باید نظام تعرفه گذاری شفاف ، باثبات و کف و سقف دار داشته باشد.

مثلا تعرفه گمرکی بالای ۵۰٪ به معنای این است که تولید کننده داخلی حتی اگر ۵۰ ٪ مزیت رقابتی کمتری داشته باشد بازهم شانه به شانه تولید کننده خارجی است.

دقیقا به همین دلیل هم معتقد به وجود سقف تعرفه هستم. زیرا بالا بودن تعرفه ها به خصوص باتلاتر از ۴۰ ٪ به معنای آن است که تولید این کالا اساسا در کشور مقرون به صرفه نبوده و تولید آن هدر دادن منابع کشور است و لذا  واردات آن اقتصادی تر می باشد.

 مثلا اگر ایران خودرو نمیتواند با وجود ۵۰ ٪ تعرفه و دسترسی آسان به انرژی ارزان با رقبای دیگر رقابت کند بهتر است تولید نکند.
جسارت تعطیل کردن واحد های بزرگ و یا تحت فشار قرار دادن آنها نیازمند وجود فضای سالم است که به دور از سیاست زدگی بتواند برای واردات برنامه ریزی کند و واردات را در جهت اهداف مهم و تا حدودی ناسازگار همچون رشد اقتصادی ، ثبات قیمتها ، و افزایش رفاه هماهنگ کند.

متاسفانه در شرایط فعلی کشور ما تعرفه واردات تجهیزات مخابراتی یک شبه از ۱۵ به ۶۰ و پس از مدتی به ۴ ٪ تغییر میکنند. و توقع داشته اند که با چنین شوکی تولید گوشی تلفن همراه (موبایل) در کشور اقتصادی بشود. و مردم هم استقبال کنند.
البته اهل نظر دلیل چنین نوسانهایی را خوب میدانند اما دلم برای مهندسان و کارآفرینانی میسوزد که باورشان شده بود باید وارد بازار تولید گوشی تلفن همراه شوند و نشستند و وقت و فکرشان را برای برنامه ریزی تولید مصرف کردند. مثلا کارشناسان شرکت ITMC صنایع مخابراتی شیراز.

بیچاره ها حتی فرصت بازاریابی هم پیدا نکردند. تا آمدند خط راه بیاندازند تعرفه ها شد 4 % !

درباره تعرفه های گمرکی در گمرک ایران و نقش تعرفه در اقتصاد و واردات و صادرات و بازرگانی ایران.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 14:7  توسط سعید   | 

 بهره وری دستوری !

و ما دستور دادیم بهره وری افزایش یابد !

پس از انتقادهای شدید از تغییر دستوری نرخ بهره انگار نوبت به  «بهره وری دستوری» هم رسیده است.

کشور ما تجربه های تلخی از دستکاری دستوری عوامل خارج از کنترل دولت را در تاریخ خود دارد. چه در آن رژیم و چه در این دوره.دکتر احمد توکلی

جناب  دکتر احمد توکلی - که برخی وی را مغز اقتصادی مجلس هفتم میدانستند - در مصاحبه ای به پرسشهای مخاطبان یک وب سایت محافظه کار پاسخ دادند که بنظرم جالب آمد.
ایشان که تلاش میکند از عنوان " طرح تثبیت قیمت ها " پرهیز کنند و بجای آن از « ماده سوم برنامه چهارم » یاد کنند. این درحالی است که هنگام بحث این طرح در مجلس آقای حداد عادل ریاست وقت مجلس هفتم با تاکید در اهمیت آن طرح (تثبیت قیمتها ) حتی عینا این عبارت را بکار بردند :
« تا بچشند مردم طعم اصولگرایی را ! »


و منظور این بود که اکنون زمان توجه به خواسته های مردم  است. البته ما نفهمیدیم ایشان از کجا فهمیدند که مردم تورم و رشد میانه را دیگر نپسندیده و سیاست فوق را انتظار داشتند. و آیا سیاست تثبیت دستوری قیمتها باعث بالارفتن رفاه خانوارها می شود؟

که البته همان موقع پیش بینی کردم که چنین طرحی با وارد آوردن فشار (دستوری) بر بنگاههای دولتی تورم را مانند فنر مدتی نگه میدارد و پس از مدتی با تاخیر دوباره با شدت آزاد میکند.
زیرا توقع اینکه این بنگاهها عدم افزایش قیمتها را با بالا کشیدن بهره وری خود جبران کنند ، توقعی به غایت غیر منطقی بود. مگر آنکه همزمان آموزشها و تغییر رویه های لازم اجرا میشد.
اما در عمل نه تنها چنین اقداماتی رخ نداد بلکه متمرکز سازی (Centralization) بیشتری در اداره کشور رخ داد که در کنار رشد نقدینگی باعث کاهش نرخ بهره وری شد.

رشد نقدینگی که خود ناشی از سرازیر شدن پولهای بی زبان صندوق ذخیره ارزی به چرخه اقتصاد بود.
و بارز ترین گواه آن نیز رشد سرسام آور زمین و مستغلات بود که اقتصاد دانان آنرات نمودی از بیماری هلندی تفسیر کردند.

آنچه که از گفتگوی دکتر احمد توکلی با سایت الف (و حتی دیگر رسانه ها) به نظر می رسد این است که ایشان کاملا پدیرفته اند که این طرح دستاوردی جز رکود و تورم رکودی و در یک کلام میلیاردها دلار زیان برای پیکرده اقتصاد ایران چیزی نداشته است.
البته در کوتاه مدت عدم افزایش قیمت سوخت و خدمات دولتی باعث شد شاخص تورم بسیار ملایم تر از سال قبل باشد ولی ایکاش نمودار تورم در چند سال قبل و بعد از آن طرح هم مقایسه می شد.
مدافعان این طرح کنترل تورم را دلیل این طرح عنوان میکردند در حالی که تورم حدود 14 درصد تخمین زده می شد. ولی امروزه برای دفاع از عملکرد خود مدعی بودند تورمی وحشتناک (نمیدانم وحشتناک یعنی چقدر) در کمین بوده که به مدد آن طرح پدید نیامده است.

در این گفتگوی دکتر احمد توکلی همچنین اشاره هایی به منحل نمودن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (برنامه و بودجه سابق) شده است.


اما پاسخهای ایشان (دکتر احمد توکلی) به این پرسش اساسی چندان جدی و قانع کننده نیست .

« که چرا مجلس در مقابل درخواستهای مکرر دولت برای دست به خزانه صندوق ذخیره بردن و مصرف بی مهابای پترودلارها مقاومتی نکرد ؟ »

بزرگ کردن شرکتهای دولتی ، افزایش حجم دولت ، بالارفتن هزینه های دولتی و عمرانی ، کاهش نرخ بهره و در یک کلام تزریق مقادیر هنگفتی پول به پیکره اقتصاد همه نتیجه این سیاست است که مجلس نه تنها مقاومتی نکرد
بلکه در بسیاری از موارد همچون تصویب بودجه جاری دولت کاملا همکاری نیز کرد.

اگر حوصله دارید این گفت و گو و پاسخ دکتر احمد توکلی را به روزنامه دنیای اقتصاد ببینید:

گفتگوی دکتر احمد توکلی درسایت الف

پاسخ و گلایه دکتر احمد توکلی در روزنامه دنیای اقتصاد

آمریکا در اوج بهره وری شرایط بد اقتصادی را تجربه می کند.

 رده : علمی پژوهشی و دانشگاهی ؛ درباره مصاحبه و گفتگوی دکتر احمد توکلی با سایت الف و روزنامه دنیای اقتصاد درباره آمار تورم در ایران و شرایط و اوضاع اقتصاد ایران و وضعیت صندوق ذخیره ارزی می باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 18:38  توسط سعید   | 

 کشمکش دو دیدگاه

این نوشته ناگهانی به فکرم وارد شد. لذا پخته نبودنش را خودتان ببخشید.

 وقتی مغز انسان بدون آگاهی باشد  ، برای پذیرفتن نادرستیها استعداد بیشتری دارد تا حقایق !
 
(یک فیلسوف هلندی)

می گویند تغییر و تحولات دردسر زا نیستند. دردسر زمانی پیدا می شود که با وجود تغییر یافتن چیزها همچنان با رویه قبلی عمل کنیم.
یک اصل کلی این است که جهان اطراف ما ثابت نیست و پیوسته دگرگون می شود. کسانی که خود را با این دگرگونی هماهنگ کنند شانس ماندن و بقا دارند.
اما بهترین راه پیش بینی آینده نیز ساختن آن است.

پس ظاهرا تکلیف روشن است ؛ اما

نمیتوان همواره با یک دیدگاه آوانگارد (۱) فقط به جلو نگاه کرد. کسانی که تمامی سنت ها را خرافه و تمامی ارزشهای انسانی را ساخته و پرداخته جهل می دانند باید توجه کنند که برخی از این ارزشها زندگی را (واقعا) زیبا تر می کنند.
من نمیخواهم در مورد بی ارزش بودن برخی ارزشها بحث کنم.
بی ارزش بودن برخی ارزشهای منسوخ اجتماعی امری است بدیهی.

آنچه می خواهم بگویم این است که هدف فقط پیش تاختن نیست. هدف خوب زندگی کردن است.
و بخشی از این هدف در تنوع و تکثر ، تبلور یافته ، خود را نشان می دهد.
این یعنی یافتن راهکارهای خردورزانه و عقلایی برای ایجاد تعادل بین ارزشهای انسانی (نه تعصب ها) و زندگی پیشتازانه. (این یعنی همان دموکراسی در صحنه اجتماع)
من پیشتر در سفرنامه ایران گفته بودم که زیبایی سفرهای ایرانگردی در تنوع انسانی و طبیعی آن بود.
رفتن به میان مردمی که با من متفاوت فکر می کردند و متفاوت با من زندگی می کردند.

و این یعنی زیبایی !

به رسمیت شناختن « حق حیات » و « آزادی انتخاب » از سوی یک ایدئولوژی یک لطف نیست ، یک وظیفه است.
خطر ناکترین چیز در مورد حاکم شدن یک ایدئولوژی بر افکار عمومی ، خطر سرکوب اندیشه دیگران است. حتی اگر آن ایدئولوژی عمیقا انسانی (یا مذهبی ) باشد به محض آغاز به سرکوب قدم در راه انحراف گذاشته است.
نتیجه بدیهی این انحراف ، در فاز نخست سرکوب و در فازهای بعدی انشقاق و انشعاب و تضاد های ترکاننده درونی خواهد بود. چیزی که در فرآیندهای دموکراتیک بسادگی حل و فصل می شود. اما در فرآیندی که قدم در مسیر سرکوب گذاشته تبدیل به فاجعه می شود.
در کنار تضاد و انشعاب اتحاد گروههای سرکوب شده نیز رخ می نماید.
و از آنجا که کلوخ انداز را سنگ است پاسخ ، لذا این اتحاد نیز به خشونت (در مقابل سرکوب) منجر می شود. (نه همیشه)
و در یک کلام استبداد ، سرکوب و دیکتاتوری بازتولید می شود.
این چرخه ی معیوب ، تنها یک راه گریز دارد.
تکیه بر عقل نقاد خود بنیاد و بنیادهای فکری و فلسفی دموکراسی.
زیرا عمیقا باور یافته ام مشکل ما آنچیزی نیست که نمیدانیم. مشکل چیزهایی هستند که میدانیم ولی درست اجرا نمی شوند.
محض خالی نماندن عریضه تعریف مشکل را از دید علاقه مندان نگرش سیستمی تکرار می کنم :
« مشکل چیزی است که باید باشد ولی نیست ، یا نباید باشد ولی هست ! »

در پایان از تراکم این همه کلمه عربی در نوشته پوزش می خواهم. ظاهرا عربی پس از گذشت قرنها هنوز زبان علوم انسانی باقی مانده !

پ ن :
۱- آوانگارد : پیشرو ، پیشتاز

دسته : ایدئولوژی فاشیست مذهبی دموکراسی و استبداد و فاشیسم در برابر نازیسم و بنیانهای فلسفی فاشیست اسلام مذهبی و اسلامی در سیاست و اقتصاد ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 21:49  توسط سعید   | 

 بدیهی انگاری

یکی از دامهایی که سر راه اندیشه و نگرش علمی قرار دارد بدیهی پنداری است.

بسیاری از دستاوردهایی که امروزه کاملا بدیهی و پیش پا افتاده به نظر می رسند با زحمت و پژوهش فراوان بدست آمده.
نمیخواهم سراغ مثالهای تکنولوژیک بروم.
از کاغذ شروع می کنم. یا پارچه. محصولی که هزاران سال پیش نمونه های اولیه آن وجود داشته.

فکر می کنید اینکه کاغذهای امروزی صاف و سفید و مناسب نوشتن هستند خیلی موضوع ساده ای است ؟
یا پارچه هایی که بدون گره و یکدست هستند خیلی بدیهی است ؟
باور نمیکنید که سالها پژوهش و آزمایش و نبوغ برای رسیدن به هرکدام از آنها صرف گردیده باشد ؟

خوب حالا چه اهمیتی دارد ؟

اهمیت اینجاست که این بدیهی انگاری گاهی باعث می شود درک درستی از جهان اطراف خود نداشته باشیم. حتی رفتارهای جمعی انسان را هم متحول می کند.

مثلا آیا دموکراسی خیلی مفهوم ساده ای است ؟
بله شاید امروز هر بچه دانش آموزی بتواند شرح دهد که چرا انتخابات مهم است و تفاوت دیکتاتوری با نظام مردم سالار در چیست.
اما مفاهیم فلسفی و از آن مشکل تر اصول اجرایی انتخابات قرنها طول کشیده تا به اینجا رسیده.

متاسفانه در زمینه این محصول هم عقب افتادگی زیادی از ممالک صنعتی داریم.
ظاهرا تفاوتی نمیکند که محصول شما ، خودرو باشد یا هواپیما یا دموکراسی !
عقب افتادگی (بخوانیم توسعه نیافتگی) در همه ی زمینه ها میتواند وجود داشته باشد. برخی وارد کننده اند و برخی صادر کننده. مثلا ژاپن خودرو صادر می کند ، ایران نفت و آمریکا دموکراسی !
تا نظر شما چه باشد.

دسته : بدیهی پنداری فلسفی و نگرش علمی به جهان در باره دموکراسی و مردمسالاری دینی تحقیق و توسعه صنعتی اقتصاد صنعت صادرات

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 9:56  توسط سعید   | 

 تلاطم در اقتصاد ایران

این هشتادمین یادداشت من و باورهایم است . پیش از این با رویکردی انتقادی در مورد اقتصاد ایران و خواندنی هایی از ایران نوشته بودم.

اما عیب این جمله بگفتی ، هنرش نیز بگو ...
پس بگذارید به نقاط قوت این اقتصاد بیمار نیز بپردازیم و توجه کنیم که نقش هریک از ما شهروندان برای رسیدن به یک اقتصاد بهتر چیست. البته اگر نقشی داشته باشیم.

نخست یک موضوع را روشن کنم: مفاهیم منسوخ و فله ای که تنها بدرد تریبون های سیاسی می‌خورند را دور بریزید. واژگانی چون:
خود کفایی (بزرگترین و مرفه ترین اقتصادهای جهان هم خودکفا نیستند و تلاشی هم برای آن نمی کنند)

» با یک سوال آغاز می کنم : کدام کشور در جهان همزمان از منابع بزرگ نفت و گاز برخوردار است و با تکیه بر منابع کنونی اش میتواند تا ۲۰۰ سال آینده رشد کند ؟

» کدام کشور از موقعیت دسترسی به آبهای آزاد و تجارت دریایی همزمان با موقعیت های گردشگری ؛ کوهستان و آب و هوای پاک برخوردار است ؟

» کدام کشور ۳۳ میلیون هکتار زمین کشاورزی دارد و ۱۸ میلون هکتار زمین قابل تبدیل ؟ (راهنمایی: این کشور میتواند با این امکانات خوراک ۴۰۰ میلون انسان را تامین کند)

» کدام کشور موقعیت راهبردی و استراتژیک برای ترانزیت میان شرق و غرب عالم را دارد ؟ چه در زمینه ترانزیت هوایی و چه زمینی ؟ (راهنمایی این موقعیت اکنون نصیب رقیب آن دبی شده است)

خوب پرسش اساسی این است که این تفاوت بین سطح رفاه و منابع کشور ایران چه توضیحی دارد ؟

برخی جنگ را مقصر میدانند. که البته کافی نیست. اما ....

شرح دقیق این بحث و پاسخ پرسشهای بالا را در ادامه مطلب بخوانید !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 14:12  توسط سعید   | 

 پاسخ به برخی نظرها

یکی از اهداف من از راه اندازی این وبلاگ ثبت اندیشه ها باورهای من در برابر وقایع گوناگون بود. تا سندی باشد بر افکار گذشته ام و بتوانم با گذر زمان روند فکری خودم را پی گیری کنم.

عمومی و باز هم نوشتم. با نام و نشان واقعی. به دو دلیل.
» یکی اینکه افکار و باورهایم را در معرض قضاوت صادقانه جامعه قرار داده باشم.
» و دیگر آنکه مکملی باشد بر کار روزنامه نگاری که کار جنبی و تفننی من است. و طبعا حرفهایی که در روزنامه نمیتوان زد اینجا ثبت کنم.
اینکه در روزنامه خیلی حرفها را نمیتوان گفت نه به دلیل رسمی بودن بلکه به دلیل محدودیت های قانونی و فرا قانونی است. لذا امیدوارم منظورم را به بذله نوشتن و هرز گویی برداشت نکنید.

کم کم نوشته هایم در سه دسته کلی شکل گرفتند.
نوشته های عاطفی ؛ شخصی و عرفانی
علمی ؛ پژوهشی و دانشگاهی
نوشته های فرهنگی ؛ سیاسی و تاریخی
اما وقتی برای مدتی از زادگاهم شهر شیراز دور ماندم مطالبی هم درباره شیراز بنام شیراز نامه ها نوشتم. و سر انجام وقتی تصمیم گرفتم نوشته ها و مقالات روزنامه را هم که مدتی از تاریخشان گذشته بود وارد این مجموعه کنم دسته پنجم شکل گرفت.

» یک چیزی که خیلی نظرم را جلب کرد نظرات متناقض خوانندگان وبلاگ در برابر موضوعهای مختلف و گاهی حتی در برابر یک موضوع خاص بود.

مثلا یکی من را وطن پرست و فرزند ایران خوانده بود و دیگری وطن فروش و خائن !
یک محافظه کار و ترسو و دیگری تند رو و احساساتی.
تردیدی نیست که هر دو « چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند » من کشورم را دوست دارم ، خیلی هم دوست دارم. مردم کشورم را هم همینطور اما پرستش من چیزی بین من و خداست نه وطنم.

اینکه افراد مختلف نظرهای گوناگون داشته باشند و یکی از نوشته من خوشش بیاید و یکی بدش بیاید طبیعی است. اما اینکه در برابر نوشته های گوناگون نظرها تا این حد فرق کند نشان میدهد که :
به غلط عادت کرده ایم همه شخصیت یک فرد را در یک یادداشت کوتاه وبلاگ جستجو کنیم. و زحمت خواندن یکی دو تا یادداشت دیگر را قبل از اظهار نظر های تند و برچسب زدن های عجولانه هم به خودمان ندهیم.

در این نوشته تعدادی از نظرات خوانندگان محترم و مخاطبان خودم را بازگو می کنم و به آنها پاسخ می‌دهم. همچنین فهرستی از نوشتجات این چند ماه گذشته. اگر حوصله دارید ادامه مطلب را در اینجا بخوانید: از همین جا از همه کسانی که با نظرات موافق و مخالف خود بر دانسته هایم افزودند سپاسگذاری می کنم.

دسته : علمی و دانشگاهی مقالات تحلیل اقتصادی اقتصاد ایران و اقتصاد نوین ِ مقایسه اقتصاد خرد کلان جهان جهانی شدن و جهانی سازی و افول رشد سقوط  اقتصاد آمریکا یا آمريکا بحران اقتصادی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 14:17  توسط سعید   | 

 افت رشته صنایع

مهندسی صنایع و بازار کار
رشته مهندسی صنايع تا سال ۷۵ به شدت ناشناخته و غریب می نمود. در نیمه پایین کشور که این ناآشنایی تا سال ۸۰ نیز ادامه داشت. با همت مهندسان جوان و استادان امر کم کم نظر صاحبان صنایع به بهره گیری از نگرشهای نوین در تولید و خدمات جلب شد.کارخانه

بازار کار مهندسان صنایع روز به روز ترقی نمود و با وجود بیکاری عمومی حاکم بر کشور که ناشی از عدم پیدایش و توسعه فرصتهای شغلی اود  ، رشته مهندسی صنایع وضعیت قابل قبولی داشت.

این وضعیت ادامه داشت تا آنکه در سال ۸۲ تقریبا هیچ کدام از هم رشته ای های من بیکار نبودند. حتی دانشجویان سال آخر نیز برای خود کار نیمه وقت پیدا می کردند.

اما کم کم به قول یکی از دوستان  کیسه شعبده مهندسان صنایع لو رفت. گرچه در آغاز کار (سالهای قبل از ۸۲) بسیاری از کارفرمایان به وضوح نیازمند مهندسی صنایع به ویژه در کنترل پروژه و مباحث کیفیت بودند اما به دلایل بسیار زیادی این نیاز کم کم رو به کاهش نهاد.
برخی از این دلایل که در مجموع به افت بازار کار مهنسی صنایع منجر گردید عبارتند از:

  • بسنده کردن دانشجویان رشته صنایع به آموخته های کلاسیک و مقدماتی
  • پیچیده تر شدن نیاز های کارفرمایان و آشنایی آنها با مفاهیمی که مهندسان قرار بود بلد باشند
    در واقع این طور بگویم که دیگر کاربرگهای شکیل اکسل و نمودارهای MSP چنگی به دل کارفرمایان زیرک نمی زدند. آنها کسی را میخواستند که در یک فضای رقابتی برگ برنده باشند.
  • ناتوانی دانشگاهها در تدریس سرفصلهای نوین. حتی دانشگاههای بسیار مدعی در رشته مهندسی صنایع نیز هنوز IT را در برنامه آموزشی خود ندارند. دانشگاههای آزاد و شهر های کوچک که دیگر جای خود دارند.
  • تا اینجا عوامل درون زا را گفتم ؛ اما عواملی خارج از کنترل دانشجویان و مهندسان
  • افت بازار کار صنعت و در نتیجه نگرانی های صنعتگران از تحولات سیاسی کشور (پرونده اتمی)
  • هرچه بیشتر دلالی شدن اقتصاد کشور به ویژه پس از روی کار آمدن دولت نهم. که باعث خروج سیلاب گونه سرمایه ها از کشور و به ویژه از بخش صنعت گردید. (*) و بدیهی است که در چنین شرایطی مشاوران زودتر از همه بیکار می شود.
    بدین ترتیب مهندسی صنایع زرق و برق اولیه خود را از دست داد و از نظر تعداد بیکاران کم و بیش شبیه به سایر رشته ها گردید.

البته هنوز کم نیستند مهندسانی که بروز هستند و بازار کار آنها را به سرعت و با اشتیاق جذب می کند. اما ایشان هیچکدام به معلومات دانشگاهی بسنده نکرده اند. زبان انگلیسی قوی و آشنایی عمومی با کامپیوتر ضروری ترین قدم برای شروع است.

* سقوط شاخص بورس و هشدار ریاست قوه قضاییه در خصوص خروج سرمایه ها دلیل این مدعا می باشد.

چند وبگاه مرتبط : حامد قدوسی ؛ انجمن مهندسی صنایع ایران

مقالاتی مرتبط از همین وبلاگ : آموختنی هایی از جک ولش؛ داینامیک سیستمها ؛ پروژه تویوتا برای تسخیر بازارهای جهانی و مدیریت دانش یا مدیریت دانایی

دسته : وضعیت بازار کار مهندسی صنایع ؛ بازار کار برای رشته مهندسی صنایع بیکاری تحصیل کردگان رشته مهندسی صنایع استخدام مهندس صنایع رسمی و پیمانی دعوت به همکاری مهندسي صنايع قراردادی صنعت صنهت

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 14:41  توسط سعید   | 

 آموختنی هایی از جک ولش

درباره شرکت جنرال الکتریک
شرکت جنرال الکتریک در سال ۱۸۷۶ توسط توماس ادیسون مخترع نامدار آمریکایی پایه‌گذاری شد.
و امروزه یکی از بزرگترین شرکتهای پیشتاز جهان در زمینه تکنولوژی های نوین می باشد.
شرکت جنرال الکتریک (GE) محصولات گوناگونی از موتور جت تا توربین گاز و از تاسیسات برق ، تا توربینهای بادی تولید می کند.

مدیر افسانه ای این شرکت ،آقای جک ولش سکان هدایت آنرا در سالهای 1981 تا 2001 بر عهده داشت. تقریبا از زمان آغاز جنگ تا یازده سپتامبر!
در این بازه زمانی شرکت جنرال الکتریک ارزش خود را در بازار بورس به میزان 400 بیلیون دلار رشد داده بود. (جهت مقایسه بدانید که کل فروش نفت ایران در این مدت تقریبا همین مقدار بوده است)

جک ولش در رهبری استراتژیک و قدرت مدیریت تبدیل به یک افسانه شده است.
هدف راهبردی (استراتژیک) وی تبدیل جنرال الکتریک به رقابت پذیر ترین شرکت جهان بود!
وی خوب میدانست که برای رسیدن به چنین رویایی یک انقلاب واقعی مورد نیاز است.در واقع مدل تجارت و کسب و کار در آمريكا در 1980 براي چندين دهه تغيير نكرده بود.
جک ولش

كارگران كار مي‌كردند، مديران مديريت مي‌كردند و هركس جاي خود را مي‌دانست. بوروكراسي، حاكم بر نظام اداري آن دوران بود. انقلابي كه ولش ادعا كرده بود، همانند اعلان جنگ به روش‌هاي قديمي انجام كارها در جنرال الكتريك و در كل بازسازي شركت از بالا تا پايين بود.

امروزه جنرال الكتريك با فرهنگ يادگيري بي‌نظير و سازمان بدون مرز خود يكي از تحسين‌برانگيزترين شركت‌ها در جهان است. تكنيك‌ها و ايده‌هايي كه جك ولش براي حركت رو به جلوي جنرال الكتريك به كار برده است براي تمامي سازمان‌ها در هر اندازه‌اي، كوچك، متوسط يا بزرگ، قابل استفاده است.

درسهای زیادی هست که مدیران میتوانند از اعجوبه ای چون جک ولش بیاموزند.
درسهایی برای رهبری و نه فقط فرماندهی و دستور دادن. درسهایی برای بهره گیری از امواج خروشان دنیای رقابت و حفظ جایگاه جنرال الکتریک در نوک پیکان تیزروی تکنولوژی های مدرن.

درس یک : رهبری کنید
واقعیت این است که مدیران با دستورات عجیب و غریب خود کارها را پیچیده می کنند. شما رهبری کنید. رهبران الهام میبخشند. دقت داشته باشید که این نکته دقیقا در امتداد اصل تفویض اختیار و باز کردن دست زیر دستان برای تصمیم گیری به موقع و پرهیز از بروکراسی است.

مابقی درسها را در قسمت ادامه بخوانید : { آموختنی هایی از جک ولش} ۲۵ درس مدیریت نوین

منبع : روزنامه دنیای اقتصاد / ترجمه آقای محمود غلامی با اضافه ها و ویرایش توسط خودم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:43  توسط سعید   | 

 داینامیک سیستمها

سیستمهای پویا و شگفتی های آن
سیستم پویا یا دینامیک چیست ؟

در واقع پاسخ این است : سیستم پویا چیزی است که واقعا وجود دارد. زیرا سیستم ایستا یا استاتیک در واقع برش و یا دیدگاه خاصی از یک سیستم داینامیک است که برای سادگی در تحلیل و آنالیز با یک یا چند شرط ساده ساز ، ایستا فرض شده است.

در علم سیستمها ، منظور از ایستا یعنی اینکه پارامترهای سیستم ( یا متغیرهای حالت ) با گذر زمان تغییر نمیکنند. نمونه یک سیستم ساده را میتوان یک ساعت فرض کرد. برای نمونه تغییر در سرعت چرخش عقربه های ساعت در طول یک دور گردش براثر جاذبه زمین تغییر بسیار ناچیزی دارند و قابل صرف نظر است.رسم فازی آونگ دوتایی

اما تصور کنید یک سیستم پیچیده که رفتار آن براثر جزیی ترین تغییر در هریک از پارامترهایش دچار نوسانهای شدید آنهم به صورت دیفرانسیلی شود.
مثلا آب و هوا و اقلیم یک منطقه جغرافیایی وضعیتی اینگونه دارد. کوچکترین نوسان در یک متغیر آنعم در ارقام چهارم تا ششم اعشار میتواند نتیجه پیش بینی آب و هوا را به کل دگرگون سازد.

موضوع آشوبناکی یا نظریه آشوب نیز همین جا مطرح شد. نخستین بار سیستمهایی مشاهده شدند که اگرچه در قلمرو فیزیک مکانیک کلاسیک بودند، اما رفتار دینامیک و غیر خطی آنها باعث شده بود تا پیش بینی رفتار بلند مدت آنها عملا غیر ممکن گردد.
بعدا ثابت گردید که نه تنها در عمل پیش بینی نا ممکن است بلکه در تئوری نیز سدهایی برای رسیدن به یک پیش بینی دقیق و دراز مدت وجود دارد.

دانشمندی بنام لورنتس مشغول پژوهش روی مدل رياضی بسيار ساده ای که از آب و هوای زمين بود ، به يک معادله ديفرانسيل غير قابل حل رسيد.

وی برای حل اين معادله به روشهای عددی با رایانه متوسل شد. او برای اينکه بتواند اين کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتيجه آخرين خروجی يک روز را به عنوان شرايط اوليه روز بعد وارد می کرد. لورنتس در نهايت مشاهده کرد که نتيجه شبيه سازی های مختلف با شرايط اوليه يکسان با هم کاملا متفاوت است. بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که رویال مک‌بی (Royal McBee)، رایانه‌ای که لورنتس از آن استفاده می کرد، خروجی را تا ۴ رقم اعشار گرد می کند. از آنجايي محاسبات داخل اين رایانه با ۶ رقم اعشار صورت می گرفت، از بين رفتن دورقم آخر باعث چنين تاثيری شده بود. مقدار تغييرات در عمل گرد کردن نزديک به اثر بال زدن يک پروانه است. اين واقعيت غير ممکن بودن پيشبینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد.

بدین ترتیب نظریه آشوب مطرح گردید. بال زدن پروانه در پکن منجر به وقوع طوفان در نیویورک می شود! به این رخداد اثر پروانه ای گفته می شود.

آنچه یک سیستم را در طبقه بندی سیستمهای پیچیده قرار میدهد مواردی است از قبیل :

میان رشته ای یا Multy disciplinary بودن.
بزرگ مقیاس یا Larg Scale بودن.
دارابودن تعداد زیاد پارامتر های مداخله گر.
غیر خطی یا None Linear بودن. بویژه زمانی که رفتار دیفرانسیلی باشد. یعنی عامل زمان
(نرخ و سرعت تغییر) در سرنوشت و رفتار سیستم اثر بگذارد.

در چنین حالتی با یکی سیستم پیچیده طرف هستیم. در واقع همه دنیای ما رفتاری اینگونه دارد. حتی یک اتم نیز رفتاری استاتیک و 100% قابل پیش بینی ندارد. نظریه کوانتم و اصل عدم قطعیت با به رسمیت شناختن چنین حقایقی بود که توانستند رفتار اتمی را توضیح دهند.

در همین رابطه : نظریه آشوب و اثر پروانه ای را در ویکی پدیا ببینید.
از همین وبلاگ :

دسته : نظریه سیستمها و نگرش سیستمی با مقاله فیزیک سیستمهای پیچیده و داینامیک سیستمهای پیچیده. سیستم ، سیستمی و رفتار غیر خطی در پیش بینی آب و هوا در بلند مدت علم رفتار سیستمها مطالعات سیستمی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 19:46  توسط سعید   | 

 فقر زدایی و خط فقر

یکی از مباحث جنجالی علم اقتصاد که موضوع اتفاق نظر اقتصاد دانان سوسیالیست و لیبرال نیست !موضوع چگونگی مبارزه با فقر است.

گرچه کسی تردیدی ندارد که تلاش برای محو فقر از جامعه از جمله وظیفه های دولت است. اما اقتصاد دانان چپ (سوسیالیست) بیشتر معتقدند که باید منابع جامعه بطور مساوی میان مردم تقسیم شود.
و چون همیشه این منابع کمتر از میزان نیاز جامعه بوده اند ، لذا مسایلی چون جیره بندی ، سیستم کوپن و ... در این گونه نظامهای اقتصادی فراوان دیده می شود.خط فقر
اقتصاد دانان لیبرال بیشتر معتقدند که مکانیزم بازار به خودی خود منابع را به صورت بهینه تخصیص خواهد داد. و هرگونه دستکاری دولت در فرآیند تخصیص منابع اقتصادی منجر به پیدایش فساد و رانت خواری خواهد شد.
گذر زمان نقاط قوت و ضعف هر دو نظریه را مشخص ساخت.

اقتصادهای کومونیستی (خیلی چپ !) متزلزل و نابود شدند و جای خود را به مافیا های ثروت و قدرت سپردند. (آخر عدالت!)
اقتصادهای سوسیالیستی مانند هلند و فرانسه به رشد ملایم خود در کنار یک مساوات اجتماعی ادامه دادند. البته فرانسه مدتهاست به سیستم اقتصاد باز پیوسته. اقتصاد های آزاد نیز رشد سریع و گاه حتی برق آسا را تجربه نمودند.

اقتصاد چین و برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز زمانی به رشد مناسب رسیدند که دست از آرمانهای دور و دراز مساوات طلبی برداشتند و به کارآفرینان اجازه دادند تا خلاقیت و نبوغ خود را بکار اندازند و با رهایی از سیستم دست و پا گیر دولتی به تولید و توسعه دست بزنند.

اما آیا اقتصاد باز (لیبرال) باعث فقر میشود ؟ آیا باعث افزایش شکاف طبقاتی میشود ؟
آمار پاسخ را روشن می کند. شکاف طبقاتی در جامعه آمریکا بسیار زیاد است اما تعداد فقرا چطور ؟

جالب آن است که اگر چه در اقتصاد آمریکا افراد کار آفرین و نخبه مانند بیل گیتس ، جک ولش و حتی همین انوشه انصاری میتوانند با بهره گیری از خلاقیت و نبوغ خود تولید ثروت کنند و به دارایی های بسیار کلان برسند اما اینگونه نیست که این ثروت از جیب بقیه مردم آن کشور یا جهان بیرون کشیده شده باشد.
خط فقر در امریکا که یک اقتصاد کاملا کاپیتالیستی (سرمایه داری) دارد 12% است. یعنی کمتر از ایران !
اگر چه در همین کشور 10 ثروتمند نخست به اندازه همه مملکت ما پول دارند.
اقتصاد آمریکا نزدیک به 13 تریلیون دلار کالاو خدمات تولید و به جهان عرضه می کند. ایران نیز 60 بیلیون دلار. یعنی یک دویستم آمریکا !

بگذارید نگاهی بیاندازم به بخشی از گزارش واحد مطالعات اقتصادی اکونومیست. که نتیجه یک تحلیل 60 ساله از اقتصاد جهان است.
گرچه همه نمودارها در دهه 90 حاکی از افزایش شکاف ثروتمندان و فقرا در جهان بود ، اما در دو دهه گذشته رشد رویا گونه اقتصاد جهان جهت گیری نمودارها را عوض کرد.
در کنار رشد سریع جمعیت ، سرانه اقتصاد جهان رشد چهار برابری را تجربه کرد. برای ممالک ثروتمند همچون گروه G7 (جی هفت) این مقدار رشد پنج برابر بود.
در این میان کسانی که روزانه با کمتر از یک دلار درآمد زندگی می کنند ، (زیر خط فقر مطلق) به نصف کاهش یافته اند. و به سطح 21% رسیده اند.(1)
و این بدان معناست که ۴۰۰ میلیون نفر از کره مردم جهان از منجلاب فقر مطلق بیرون کشیده شده اند.

خوب است بدانیم بالغ بر ده میلیون نفر از مردم کشور ما ، در همین دو دهه گذشته ، از طبقه متوسط به زیر خط فقر هل داده شده اند. و ده میلیون نفر نیز از زمان تولد زیر خط فقر بوده اند.

بخشی از این انقلاب اقتصادی ، نتیجه پیوستن کشورهایی چون هند و چین به جامعه جهانی و خروج از انزوا بود که باعث بهبود وضع اقتصاد و معیشت مردم فقیر دو کشور گردید.

اما خط فقر چیست ؟
اصطلاح خط فقط در واقع برای نشان دادن آن بخش از جمعیت یک کشور است که توان تامین نیازهای اولیه خود را ندارد. (خط فقر مطلق)
یک خط فقر نسبی هم گاهی تعریف میشود که بیانگر بخشی از جمعیت یک کشور است که خوراک ، پوشاک و مسکن خود را تامین می کند ولی در رویارویی با یک بحران یا نوسان اقتصادی ممکن است شدیدا لطمه ببیند.
برخی کارشناسان معتقددند که چهل درصد از مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند.

فرض کنید شاخص ما برای خط فقر نسبی روزانه 3 دلار درآمد باشد. بدین ترتیب یک خانواده 6 نفره ( سه فرزند و پدر و مادر و یک نفر مادر بزرگ) تنها در صورتی خارج از خط فقر هستند که پدر خانواده ماهیانه 540 هزارتومان در آمد داشته باشد !!

خودتان حساب کنید که معلمان ، کارگران ، نظامیان ، فروشندگان ، کارمندان و آحاد ملت کجای کارند.

آمارهای رسمی حاکی از آن است که یک هشتم جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق هستند. یعنی جمعیت حاضر و آماده برای بزهکاری ، خلاف و دزدی.
این بخش از جامعه بیمه نیست ، آینده ای ندارد و از امکانات آموزشی و اقتصادی و رفاهی نیز بی بهره است.
این بخش از جمعیت بواسطه اینکه احساس طرد شدن و حقارت می کند گاه حتی به جنایت متوسل می شود.
بخشی از آمار تجاوز ، قتل و بزهکاری در ایران ناشی از همین جمعیت فقیر است. که برای تامین نیازهای اولیه خود مانند خوراک و پوشاک به جنایت و بزه متوسل می شود.
آمارهای غیر رسمی جمعیت زیر خط فقر مطلق را تا 16% برآورد کرده اند. (یعنی 12 میلیون نفر)

در این رابطه : درس اول علم اقتصاد و اقتصاد ایران و پستهای عجیب را هم ببینید.

 (1) فاصله زمانی این پژوهش سالهای 1946 تا 2006 است. منبع : Celebrating 60 years with a glimpse of the future By: Economist Intelligence Unit

دسته : خط فقر ایران چیست. آمار اقتصادی و تورم و آینده اقتصاد ایران. فقر و فحشا و بزهکاری و رابطه فقر با خلاف و بزه اجتماعی محاسبه خط فقر نسبی و مطلق سوسیال دموکرات و لیبرال دموکرات یا دموکراسی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:25  توسط سعید   | 

 پروژه تویوتا برای تسخیر بازارهای جهانی

تویوتا در سالهای گذشته طرحی برای تسخیر بازارهای جهانی و پاسخگویی به نیازهای مشتریان در سده 21 ارایه کرد. و نتیجه آن را امسال برداشت نمود.
این طرح که IMV یا خودروی جهانی چند منظوره (International Multi Purpose vehicle) نام دارد تابستان 2004 آغاز گردید.
پروژه IMV یک پروژه خودروی بی سابقه است. تمام مراحل ساخت آن حتی پشتیبانی و تولید در خارج از ژاپن پیاده شده است.تویوتا

اکیو تویودا مدیر ارشد اجرایی کمپانی تویوتا آن را نقطه عطف تاریخی شرکت تویوتا اعلام کرده است.
محصول این پروژه خودروهای وانت (پیکاپ) در سه مدل : اتاق استاندارد ، کابین بزرگ و دو کابینه بود. همچنین تولید خودروهای ون و سواری و فرتونر یک یک نوع SUV (بیابانی) است نیز در کنار انها و بر اساس همان استاندارد انجام شد.
تویوتا دریافته است که برای راضی نگهداشتن مشتری ، خودروها باید علاوه بهترین های جهانی ، بهترین های محلی هم باشند.

بگذارید اینگونه نتیجه گیری کنیم :
احترام به خواست مشتری(کیفیت مداری) ، شرط بقا است. این مشتری را میتوان ملت و عرضه کننده خدمات را میتوان دولت نیز تصور کرد.
موضوع روابط مبتنی بر کیفیت و احترام ، و اعتماد متقابل موضوعی نیست که تنها اختصاص به امر فروش داشته باشد.

البته بازهم موضوع انحصار و رقابت نیز در اینجا مطرح می شود. برای یک حکومت انحصار گر که فاقد رقیب سیاسی است اصولا مفهوم رضایت مردم و شهروندان موضوعی غریب و تعریف نشده است.
اما در یک نظام مردمسالار که گرایش های مختلف فکری (از میان مردم) برای اداره جامعه ، در یک فرآیند دموکراتیک به رقابت بر می خیزند نقش احترام به مردم و توجه به خواسته های آنان یک موضوع حیاتی است.

تفاوت تویوتا با ایران خودرو مانند تفاوت دولت عربستان سعودی یا کره شمالی است با نظام سیاسی فرانسه.
پس می بینیم که صنعت موفق ، لازم و ملزوم جامعه سالم و رقابت دوست است.

در این رابطه دموکراسی و توسعه اقتصادی را هم ببینید.
سایت تویوتا در باره پروژه IMV و ترجمه فارسی مصاحبه مدیر عامل تویوتا در ایالات ایدیانای آمریکا.

دسته: تویوتا شرکت خودرو تويوتا ژاپن کیفیت کيفيت مشتری مشتري تولید توليد تولید انبوه ناب شش سیکما تویوتا ایران خودرو پژو پیکان

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 23:31  توسط سعید   | 

 مدیریت دانش یا مدیریت دانایی

Knowledge Management
این مقاله در سال 80 ترجمه شده است. لذا از واژه مدیریت دانایی به جای عبارت رایج شده مدیریت دانش استفاده کرده‌ام. در زمان این ترجمه هنوز عبارت مدیریت دانش مرسوم نگردیده بود.

مديريت دانايي 1 ( اگر برگردان مناسبي براي سرفصل بالا باشد )  فرايند ساختيافته و سيستماتيك يافتن ، برگزيدن ،سازماندهي  ، فشرده سازي و در نهايت ارائه اطلاعات در مسير بهبود و بهينه سازي تفكر و قدرت انديشه نيروي كار است. البته در محدوده منافع وبهره سازماني.مدیریت دانش
مديريت دانش به سازمان كمک مينمايد تا بينش ، بصيرت و فهم لازم را از تجربه و سرگذشت خود بدست آورد.
در حقيقت اين فن يا دانش به سازمان كمك ميكند تا در مراتب نه گانه سيستمي خود را با تكيه به خود و بينش گروهي خود ، تا حد امکان بالا بكشد. و به سازماني يادگيرنده و خلاق بدل شود.
بطور خاص مديريت دانايي كانون توجه به مساله گردآوري ، ذخيره سازي وبهره برداري از دانش وتجربه است به صورت جمعی و سازمانی.
مدیریت دانش در محدوده هایی قبيل حل مساله ، يادگيري پويا ، راهبرد و برنامه ريزي تصميم گيري نقش آفرینی دارد.
پر واضح است كه بايد سرمايه فكري و قواي انديشه را از پوسيدگي و كهنگي نگاه داشت و به آن استواری و زيركي وهوش بخشيد و انعطاف پذيري آن را بالا برد.

نظام مدیریت دانایی چگونه كار ميكند ؟
موضوع این است بسياري از تشكيلات (Enterprise) نميدانند كه چه ميدانند!
اين بدين معناست كه آنها از ارزشمند ترين سرمايه خود در عصر دانش  محور ( یعنی دانش و اطلاعات خود) نا آگاهند و لذا از آن استفاده ای به عمل نمي آورند . اين وضعيت بارها به سازمان دوباره كاري ها و تقلا هاي بي مورد را در سرتاسر تشكيلات تحميل ميكند.

پس سازمان دو پرسش مهم را بايد از خود بپرسد:
1- اندوخته دانش سازمان چگونه است ؟ (كمي و كيفي)
2- چگونه اين اندوخته را مديريت كنيم تا ما را از بيشينه بازگشت سرمايه و سود مطمئن سازد ؟ (سود میتواند فکری باشد)
پاسخ مطلقاً درستي براي اين دو پرسش وجود ندارد و كاملا نسبي ميتوان بررسي نمود .

و راه حل شامل عوامل و فاكتور هاي متعددي است از قبيل نوع سازمان ، فرهنگ سازمان ونيـازها.
با اين وجود مديريت موثر و كارا دانش را متمركز بر راه حل هايي ميكند كه سرتاسر سازمان را در بر ميگرد :
سازمان ؛ مردم و فنآوری را .

رايانه ها و شبكه هاي مخابراتي و ارتباطي ابزارهاي خوب و پر ارزشي هستند براي گرفتن و تغيير دادن و پخش كردن  بسيار ساختيافته دانش بويژه كه بسرعت  تغيير ميكند.
به سه گام عمومي جمع آوري ،  پردازش و انتشار اطلاعات توجه كنيد.
بر خي سازمانها  تحليل و برنامه ريزي و رايانه اي نمودن  سيستم  خود را جهت بهبودهاي بنيادين و انقلابي در فرايند تصميم گيري ، تخصيص منابع ، دسترسي به نظام مديريت و فرايند “چه چيز را بايد بدانيم “ و در  نهايت
توسعه قابليت ها و انجام شاهكارها و به نتيجه رساندن راهبردها  را راه پيروزي ميدانند ...
اطلاعات بيشتر در مورد شبكه جهاني و فنآوري اطلاعات دز مقاله IT از همين سري .

۱- Knowledge Management یا مدیریت دانش
درهمین رابطه : ممیزی سیستمهای اطلاعاتی و کایزن و نگرش سیستمی را هم ببینید
ترجمه و تاليف:
سعيد پوردلير بنقل از  www.knowledge-Management.net

دسته: مدیریت دانش ؛ مدیریت دانایی ، مدیریت بر محور پایه دانش آگاهی اطلاعات سازمان ، یادگیری سازمانی ، سازمان یادگیرنده ، شبکه های ارتباطی و مخابراتی گارآفرینی ، مهندسی صنایع و سیستمها، مديريت دانش ، بهره وری سیستماتیک ، بینش سازمانی ، راهبرد استراتژی سازمان یادگيرنده خلاق آفریننده

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 14:42  توسط سعید   | 

 دموکراسی و توسعه اقتصادی

از دیدگاه توسعه ای ، دو نگرش به مردمسالاری وجود دارد.

  • دموکراسی به مثابه ابزاری برای توسعه
  • دموکراسی ضرورت توسعه اقتصادی

مفهوم دموکراسی یا مردمسالاری: باید تاکید کرد که منظور از دموکراسی یک روش برای تامین نیازهای اجتماعی جامعه (از جمله حکومت کردن) است. و نه یک آرمان!

لذا دموکراسی چیزی نیست که بگوییم به آن رسیده ایم یا نرسیده ایم. و یا مثلا آمریکا دموکراسی دارد یا ندارد. هرجامعهای از نظر شاخصهای دموکراسی یک وضعیت دارد که روشن است برخی بهتر و برخی ضعیفتر هستند. اما تلاش برای بهبود شاخصه های مردم سالاری هرگز متوقف نخواهد شد.عدالت و آزادی

شاخصه های دموکراسی : انتخابات منظم و عادلانه ، تفکیک قوا و دستگاهها قضایی مستقل از دولت. نظارت همگانی از طریق مطبوعات آزاد و مستقل. اخیرا مباحثی چون جامعه مدنی و اقتصاد آزاد (باز) نیز مورد توجه اهل اندیشه و فیلسوفان قرار گرفته است.

در اقتصاد توسعه از دیدگاه استراتژیک از بین بردن موانع توسعه و تقویت زیر ساخت های توسعه اقتصادی دو جزء روشن و غیر قابل انکار برای ایجاد رشد اقتصادی و افزایش رفاه در جامعه هستند. بدین ترتیب بروکراسی (فساد اداری) و توتالیتاریسم (سرکوب و فشار سیاسی) که هر دو ، دو عامل از بین برنده سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی هستند خود به خود باید به عنوان موانع توسعه طرد و منسوخ شوند.

دموکراسی سنتی مفهومی ساده داشت. کنترل قدرت سلطان توسط روحانیون و افراد با نفوذ و ثروتمندان. که البته به تدریج باعث تشکیل پارلمان گردید. در ابتدا پارلمان جایی برای گردهمایی همین افراد با نفوذ بود اما به تدریج افراد با نفوذ جای خود را به روشنفکران ، حقوقدانان و اندیشمندان دادند. البته کاملا طبیعی بود که مردم تحت فشار افراد با نفوذ و روحانیون ، در نخستین پارلمانهاتنها به همین افراد رای دهند. اما گذر زمان جا را برای حضور تکنوکرات ها گشود. به خصوص زمانی که پارلمان در پاسخگویی به نیازمندیهای مردم ، دست به دامان همین افراد نخبه گردید.

اما دلایل ضرورت دموکراسی در فرآیند توسعه :

  • دموکراسی باعث نهاد سازی و ترویج فعالیتهای مدنی و همکاری اجزای جامعه می گردد.
  • دموکراسی باعث محدودیت خوی دمدمی مزاج سلطان و جایگزینی قانون و در نتیجه امنیت کسب و کار است.
  • دموکراسی باعث بهره گیری دولت از خرد جمعی در فرآیند توسعه می گردد. (هم اندیشی)
  • دموکراسی تضمین گر نقد و نظارت و لذا مانع ایجاد فساد (اداری ، اقتصادی و سیاسی است)
  • دموکراسی ضامن توسعه پایین به بالا (دموکراتیک) به جای توسعه آمرانه از بالاست. (فرهنگسازی)
  • دموکراسی عامل توسعه درونزا (بومی) به جای توسعه برونزا (استعماری) است
  • دموکراسی برای حکومتها یک ضرورت انکار ناپذیر است برای رویارویی با پیچیدگیها و تنشهای محیط

 انتقادات وارد بر دموکراسی از دیدگاه توسعه اقتصادی

  • عدم انسجام و یکپارچگی در سیاستهای ملی در نتیجه تغییر دوره ای حاکمان
  • هرج و مرج و بی ثباتی در شرایط عدم توانایی سیستم در پاسخگویی به نیاز شهروندان در مشارکت
  • عدم امکان و ضرورت دموکراسی در شرایط فقدان حداقلی توسعه اقتصادی و اجتماعی

گرچه هیچکدام این انتقادها اساس دموکراسی را هدف نگرفته تنها انگشت بر مواردی تکنیکی و اجرایی می‌گذارند اما شاران ذکر است که اگر محیط جهانی را متغیر و دارای سرعت تغییر بالا فرض کنیم (که هست) و راه پاسخگویی به این تحولات (تکنولوژیک و استراتژیک) را مشارکت همگانی به صورت متکثر و نه توده وار (فله ای و پوپولیسی) بدانیم انتقادها قابل هضم میشوند.

در مجموع میتوان چنین نتیجه گرفت که دموکراسی به عنوان یک روش برتر در اداره جامعه مدرن دستاوردی بشری است ، که مانند دیگر دستاوردها (پزشکی و مهندسی) باید مورد توجه و بهره گیری اساسی قرار گیرد.

نیازهای روز افزون جوامع که هم از نظر عمق و هم از نظر تنوع درحال انفجار هستند دیگر با یک حکومت فراگیر (توتالیتر) نه تنها قابل پاسخگویی نیست ، بلکه راه تامین نیازها از طریق مشارکت کارآفرینان و نخبگان نیز از دروازه دموکراسي عبور می کند.

در این رابطه بازآفرینی دولت و مدیریت کیفیت در دولتها را هم ببینید.

مقوله : ايران علمی دانشگاهی | دسته : ایران دموکراسی و مردمسالاري توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی، فقر و توسعه جامعه مدنی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 14:16  توسط سعید   | 

 نگاهی اقتصادی به برنامه اتمی ایران

نیروگاه اتمی بوشهر نزدیک به چهل سال است که در حال ساخته شدن است. در این چهل سال نیروگاههای زیادی ساخته شده ، بهره برداری شده اند و بازنشسته گردیده اند. در این نوشته نگاهی داریم به مساله انرژی ، انرژی هسته ای و پرونده هسته ای ایران و اینکه چرا نیروگاه بوشهر تاکنون ساخته نشده درحالی که طبق برنامه باید تا اکنون بازنشسته می‌شد!نیروگاه برق اتمی

فقط خواهش می کنم برداشت سیاسی نفرمایید. این یک نوشته فنی - اقتصادی است. نظر سیاسی من در باره پرونده اتمی ایران پیشتر در روزنامه دنیای اقتصاد چاپ و منتشر گردیده است.

سال ۱۳۵۷ که انقلاب شد ، فاز نخست (رآکتور یک) نیروگاه بوشهر ۹۵٪ تکمیل شده بود. ( به نقل از معاون پیشین سازمان انرژی اتمی)
پس از انقلاب با پیگیری سیاست اصولگرایانه نه شرقی ، نه غربی 5% باقی مانده که البته گرانقیمت ترین بخش باقی مانده بود نیز پادر هوا ماند. و شرکت های اروپایی طرف قرارداد کار را به بهانه های مختلف رها کردند.
صدام حسین نیز که نیروگاه اتمی خودش در دومین سال جنگ با ایران توسط اسراییل هدف قرار گرفته بود در اقدامی تلافی جویانه نیروگاه اتمی بوشهر را هدف قرار داد.
پس جنگ ایران تصمیم گرفت که نیروگاه اتمی را دوباره بسازد. روسها حاضر به بازسازی نشده و با تخریب کامل آن تصمیم گرفتند همه کار را از اول شروع کنند.
که البته امروز پس از 19 سال دلیل آن را خوب می فهمیم.
اینکه اصلا داشتن نیروگاه هسته ای در ایران مقرون به صرفه است یا نه و دی یک جمله ساده تر اینکه آیا انرژی هسته ای بدرد ایران میخورد یا نه ، موضوعی کاملا تخصصی و اقتصادی است.
پیامهای گوناگونی می شنویم که می گویند : انرژی هسته ای به عزت و شرف و غرور ما بسته شده و یا چیزهایی از این دست.

به سختی میتوان بین یک نیروگاه گازی ، یا یک کارخانه صنعتی با عزت و شرف ملی رابطه ای یافت. اما تبلیغات دولت برای جلب حمایت مردمی از برنامه غنی سازی (که هیچ ارتباط مستقیمی به داشتن برق اتمی ندارد) باعث شده که عده ای فکر کنند رسیدن به تکنولوژی غنی سازی (که بشر حود 60 سال پیش بدان دست یافت) خیلی مهم تر از رسیدن به تکنولوژی روز کامپیوتر و موبایل و غیره است.

توجیه اقتصادی برق هسته ای در بلند مدت تنها در صورتی ممکن است که تعداد بیشتری نیروگاه اتمی تاسیس گردد. زیرا هزینه واحد و هزینه اولیه تاسیس نیروگاه اتمی بسیار بیشتر از نیروگاه گازی یا سیکل ترکیبی مشابه ، با همان میزان توان تولیدی است.
پیش از انقلاب اسلامی دانشگاه استنفورد آمریکا یک طرح توجیه اقتصادی به سفارش دولت وقت ایران تهیه دیده بود. بر اساس این طرح توجیهی می بایست 20 نیروگاه اتمی در ایران تاسیس شود.
نیروگاه بوشهر ، اراک و اصفهان سه تا از این نیروگاهها بودند.
البته موضوع درگیری ایران با سازمان ملل و آژانس بین المللی انرژی اتمی ربطی به بوشهر ندارد. و کسانی هم که ندانسته دور بوشهر زنجیره انسانی تشکیل میدهند ...
موضع بر سر غنی سازی اروانیوم در نطنز است.
در چهان ۴۶ کشور برق هسته ای استفاده می کنند. ولی تنها ۴ کشور خودشان غنی سازی اورانیوم را انجام میدهند. زیرا بسیار گران است و برای کشورهایی که تعداد رآکتور فعال کمی دارند صرفه اقتصادی ندارد.
ایران با بیان اینکه ممکن است روزی کشورهای دیگر از فروختن سوخت هسته ای به ایران خودداری کنند خود اقدام به غنی سازی اورانیوم می کند.
تاکنون 18.2 میلیارد دلار نیز صرف تاسیسات غنی سازی شده است. (به نقل از منابع دولتی ایران)
خوب است بدانید با این پول میتوانستیم 18 تا 20 نیروگاه اتمی تاسیس کرده و ابرقدرت انرژی منطقه شویم و صادات برق به اندازه صادرات نفت برایمان عایدات داشت.
همچنین اگر ایران نگران تامین سوخت بود میتوانست به اندازه مصرف پنج یا ده سال سوخت اتمی را انبار نماید. گمان نمیکنم برنامه استراتژیک و بلند مدت تر از 10 سالی در کشور داشته باشیم.
البته یک میلیارد دلار نیز صرف خرید موشکهای پدافند هوایی از روسیه برای تامین امنیت تاسیسات نطنز شده که باید در محاسبات اقتصادی مد نظر قرار گیرد.

انرژی هسته ای حق مسلم ماست! خوب نمیشود این حق را نادیده گرفت . ولی اشکالی دارد انرژی را از منطقی ترین و اقتصادی ترین راه بدست بیاوریم ؟
مثلا چرا خانه 100 طبقه حق مسلم ما نیست ؟ موضوع همین قدر بی ربط است. نیروگاه ، نیروگاه است و باید توسط برنامه ریزان اقتصادی ترین و موثر ترین روش برای تامین انرژی مورد نیاز توسعه کشور تعیین و برنامه ریزی گردد.
اما اینکه چرا غربی ها به ایران اعتماد ندارند ؟ چرا غنی سازی صلح آمیز ایران را تلاش برای ساخت بمب اتمی میدانند ؟ صرفنظر از انگیزه های سیاسی میتوان دلایل زیر را برشمرد:

  • ایران بر خلاف تعهد خود به پیمان NPT مدت 18 سال برنامه های اتمی خود را به صورت پنهانی پیش برده. ( به نقل از سخنان آقای روحانی مذاکره کننده پیشین)
  • تمام برنامه های اتمی و هسته ایران توسط ارگانهای نظامی و { نه علمی } اجرا میشوند
  • ایران هنوز نیروگاهی ندارد که غنی سازی کند! موضوع مهم همین است.
    غنی سازی اورانیوم در ایران چنان غیر اقتصادی است که کسی را به سختی میتوان قانع کرد هدف تولید برق است.
  • در واقع مسئولان ایران بر سر قضیه هسته ای یا باید بپذیرند که هدف نظامی داشته اند و یا بپذیرند که از نظر اقتصادی بسیار ناشیانه رفتار کرده اند.
  • ایران صراحتا در سیاست خارجی از پیام نه شرقی و نه غربی و نابودی اسراییل پیروی می کند. و جهان نگران عملی ساختن این شعار است. البته آنها نمیدانند که ما هیچوقت به شعارهایمان عمل نمی کنیم. آنها فکر می کنند ایران هم مثل کشورهای خودشان است.
  • ایران پیش از بازرسی تاسیسات لویزان توسط بازرسان آژانس ، آنرا تخریب نمود و متلاشی ساخت.

برای امروز کافی است فعلا خواندنی هایی از ایران را نیز ببینید.

و در پایان یک سوال ؟
آنجا کجاست که 20 ميليون فقير مطلق،  پنجاه میلیون زیر خط فقر نسبی، 7 ميليون بيكار، 4 ميليون معتاد، 300 هزار زن تن فروش ؛ 14 ميليون بيمار روانى ، 600 هزار كودك كارگر (خیابانی) ، يك و نيم ميليون محروم از تحصيل،8 ميليون بيسواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، 450 هزار تصادف در سال، ۷۰ هزار بيمار ايدزي، سن بزهکاري زير 10 سال، کف سني فحشا 14 سال، و کف سني اعتياد 13 سال و... دارد ؟
 اينجا ايران توست عزيز
نگاهی هم به اقتصاد ایران بد نیست.
دسته : انرژی هسته ای نیروگاه اتمی بوشهر بمب اتم آژانس بین المللی انرژی هسته ای انرژي هسته اي نيروگاه اتمي بوشهر نطنز تاسیسات غنی سازی اروانیوم غني سازي اورانيوم ايران توجیه اقتصادی برق اتمی بازفرآوری اروانیوم توسط ایران تحریم فیزیک هسته ای و پزشکی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 1:28  توسط سعید   | 

 شاهکار دیگری از مهندسی صنایع

شاید بدانید که رویای ساخت خانه در یک روز همواره برای بشر وجود داشته.مهندسی صنایع
در سالهای گذشته گروههای مهندسی زیادی خانه های یک روزه گوناگونی ساخته اند که همگی به صورت پیش ساخته بوده و در محل سرهم (مونتاژ) شده اند.
اما اکنون یک دانشمند ایرانی که مثل بقیه دانشمندان ایرانی مقیم آمریکا هستند ! برنامه جدیدی را برای ساخت خانه یک روزه پی‌گیر شده اند.

پروفسور بهرخ خوشنویس استاد مهندسی صنایع و سیستم ها در دانشگاه کالیفرنیا در نظر دارد یک روبات خود کار برای این منظور طراحی نماید. تیم وی معتقد است که بیشتر محصولات مورد استفاده هم اکنون به صورت خودکار تولید می شوند.
اما در مورد خانه سازی چنین نیست. موضوع تنها این است که رباتی در این قد و قواره نداریم !
حدود یک دهه پیش این ایده به فکر رییس مرکز فن آوری های ساخت سریع و خود کار در ایالات متحده آمریکا رسید.
پروفسور خوشنویس ده سال گذشته را به کار بروی این ایده گذرانده است. وی این فن آوری را Contour Crafting نامیده است.

روش کار به این صورت است که یک روبات هوشمند فرمانها را بر اساس طرح و نقشه قبلی  از یک رایانه دریافت نموده و لایه های مواد ترکیبی را بر هم سوار می کند.
به این ترتیب رویای ساخت یک خانه تمام عیار در یک روز تحقق میابد.
روش این کار شبیه به روش کار چاپگر هاست. همانطور کا چاپگر ، جوهر را روی کاغذ می گستراند این روبات مصالح ساختمان را روی زمین می گستراند!
آیا اجداد چادر نشین اسان روزی فکر می کردند که خانه ای رو یک روز بنا شود ؟
رسیدن به چنین سرعتی در ساخت و ساز برگ دیگری است از شاهکارهای مهندسی صنایع و سیستمها.

موضوعات مرتبط : تاریخچه و پیشینه ی کیفیت و مدیریت پروژه در شرایط عدم اطمینان و تورم و مصاحبه مدیر شرکت تویوتا در ایندیانای آمریکا.

دسته علمی دانشگاهی ؛ ساخت خانه در یک روز خانه سازی یک روزه مهندسی صنایع تولید پروژه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 23:59  توسط سعید   | 

 اقتصاد ایران

تورم و اقتصاد ایران

چندی پیش یک وزیر اقتصاد در اروپا استعفا داد. دلیل آنهم ناتوانی وزارتخانه متبوع وی در کنترل تورم بود. زیرا تورم آن کشور (که فکر کنم هلند بود) از مرز 2.4% عبور کرده بود. بماند که خبر نگار صدا و سیما در آن کشور گزارش مفصلی در مورد تورم خارج از کنترل در آن کشور تهیه نمود. البته وی در گزارش خود اشاره نکرد که تورم در ایران چند برابر بیشتر است.

اما نوشتن درباره اقتصاد ایران زمانی مشکل می شود که آمار های محدود و مخدوش دستاویز تبلیغات سیاسی می شوند. مثلا یکی می گوید ما گرانی را کاهش داده ایم. خوب این یعنی چه ؟
اصلا گرانی در اقتصاد معنایی ندارد.
آنچه که موضوع بحث است تورم یا کاهش ارزش پول است که به غلط با کلمه عامیانه گرانی بیان می شود. جالب است که حتی سران مملکت هم بواسطه نا آشنایی با مفاهیم مقدماتی علم اقتصاد از واژه عامیانه گرانی استفاده می کنند.

 یکی از حقه هایی که بانک مرکزی برای پایین نشان دادن نرخ تورم در ایران استفاده می کند داخل کردن محصولات با فن آوری بالا (High tech) در سبد محاسبه تورم است. فرض کنید قیمت گوجه فرنگی و برنج و پیاز در دوره مورد مطالعه هر کدام 15% افزایش یافته باشد. قیمت تلویزیون پلاسما و موبایل نوکیا هم 5% کاهش داشته باشند. معمولا قیمت محصولات با تکنولوژی بالاهمواره رو به کاهش است زیرا فن آوری های تازه پی در پی جای آن را می گیرد. خوب اگر میانگین بگیریم میزان تورم خیلی متفاوت می شود. زیرا اگرچه اشتباهی مرتکب نشده ایم ، اما آنچه اهمیت دارد نرخ تورم در کالاهای اساسی و ارزاق است.

یکی از اساتید برجسته اقتصاد ایران برای محاسبه نرخ تورم دست به اقدام جالبی زد.
وی یک روز خاص به فروشگاه زنجیره ای بزرگی وارد شد و اجناس بسیار گوناگونی را به ارزش 100 هزار تومان خریداری نمود. از مواد غذایی گرفته تا دستمال کاغذی و تنقلات. یک سال بعد در همان روز دوباره به همان فروشگاه وارد شد و همان فهرست کالا ها را خرید. نرخ تورم زمانی تعجب بر انگیز شد که این استاد اقتصاد در صندوق فروشگاه بابت همان کالاهای سال گذشته 160 هزار تومان پرداخت نمود. نرخ تورم به سادگی قابل محاسبه است. و آن تورمی که واقعی است و مردم باید آن را تحمل کنند عدد بالا است.

امروز یک برنامه تلویزیونی داشت در مورد وضعیت بازنشستگان داد سخن میداد. میهمان برنامه می گفت که نرخ تورم 12.1 % (!) از سوی بانک مرکزی اعلام شده ولی ما (برای لطف به بازنشستگان) آن را 14 در صد محاسبه کرده ایم.

توجه کنید که اختلاف میان تورم محاسبه شده بوسیله دو دستگاه رسمی این کشور بیش از نرخ تورم در آن کشوری است که وزیرش بواسطه ناتوانی در کنترل قیمت ها صندلی وزارت را ترک گفته بود.

اگر به مباحث اقتصادی ایران علاقه دارید برای اطلاعات بیشتر اینجا را هم ببینید : خواندنی هایی از ایران و نگاهی اقتصادی به برنامه اتمی ایران و فقر زدایی و خط فقر .

دسته: اقتصاد ايران و اقتصادی تورم در اقتصاد ایران نرخ تورم روش محاسبه نرخ تورم در ایران گرانی مسکن تورم در ایران چیست؟ | مقوله : علمی دانشگاهی تحلیل اقتصاد ایران دولت نهم دولت احمدی نژاد تورم رکود فقر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 16:53  توسط سعید   | 

 بازآفرینی دولت و مدیریت کیفیت در دولتها

مدیریت کیفیت در دولت ، آیا ممکن است ؟

یک درسی در مدیریت کیفیت وجود دارد که می گوید(۱):

  • آنچه انجام میدهی را بگو
  • آنچه می گویی را انجام بده
  • کارهای انجام شده را مستند سازی کن
  • نشان بده که آن را (درست) انجام داده ای
  • بازنگری کن و بهبود بده
  • رهبری کن
  • ارتباطات را توسعه بده

امروزه موضوع کنترل کیفیت یا مدیریت کیفیت , دیگر تنها به صنعت ، تجارت یا خدمات محدود نمی شود. دولتها نیز باید موضوع بحث کیفیت واقع شوند.
اعم از کیفیت خدمات بخش عمومی همچون رفاه ، آموزش ، بهداشت و درمان و خدمات نظامی و امنیتی. و یا خدمات سیاسی و کیفیت سیاستهای دولت.

اما کیفیت چیست ؟

کیفیت آن چیزی است که به «شما » مربوط می شود. کیفیت یعنی خود شما !
گرچه تعریف کمی گنگ به نظر میرسد ولی در واقع نگاهی است متفاوت به همان تعریف کلاسیک کیفیت یعنی: {{ کیفیت یعنی تطابق با نیازهای مشتری }}

نظام کیفیت بر اصل پیشگیری استوار است. استاندارد مطلوب در کیفیت ، وضعیت « خطای صفر »(2) است.
ارزش و بهای کیفیت نیز همانا هزینه ای است که برای عدم تطابق ها ، دوباره کاری ها و اتلاف ها می‌پردازیم.

آنچه که خواندید بخشی بود از یک سخنرانی که در کشور کانادا توسط نخبگان آن کشور ارایه شده بود برای اجرای مدیریت کیفیت در دولت.
خلاصه و جمع بندی موضوع این است که امروزه اشتباهات نه فقط در دنیای تجارت و صنعت بلکه در اداره کشور نیز غیر قابل گذشت هستند.
پنج اصل زیر به عنوان موارد کلیدی در امر پیاده سازی مدیریت کیفیت در دولتها پیشنهاد می شود:

  • مدیریت و رهبری بسیار قوی و بالا به پایین (Top-Driven)
  • مشارکت (همگانی)
  • پرورش و آموزش عمومی
  • ارتباطات گسترده
  • تعهد و پایبندی

نا گفته پیداست که تمامی موارد بالا اصول بدیهی و نخستین دموکراسی هستند. اگر امروزه مفهوم دولت جانشین حکومت شده و پارادایم جدیدی برای اداره ملتها پدید آمده است ناشی از بنیان استوار و مفهوم ناب دموکراسی است.
دموکراسی یا مردمسالاری به عنوان یکی از ارزشمندترین دستاوردهای فکری بشر در چند قرن گذشته رابطه تنگاتنگی با زندگی مدرن دارد.

بی آنکه بخواهم به شرح ارکان دموکراسی (نظارت همگانی ، تفکیک قوا ، مطبوعات آزاد و مستقل ، قدرت دوره ای و حاکمیت قانون) بپردازم تنها به ذکر این نکته بسنده می کنم که دستاوردهای فکری بشر همه به هم پیوسته اند. اگر پوشاک و نساجی را به عنوان اصل مسلم زندگی انسانی پذیرفته ایم نمیتوان نسبت به مطبوعات و رسانه های آزاد بی تفاوت بود.
اگر پزشک و دارو جزء جدایی ناپذیر زندگی هستند ، تفکیک قوا و برابری همگان در پیشگاه قانون نیز باید به همان اندازه جدی انگاشته شود.
نمیتوان کشوری را صنعتی تصور کرد و یا مدعای توسعه داشت ولی یکی از ارکان دموکراسی (مردمسالاری) در آن وجود نداشته باشد.

ولی به خاطر داشته باشید آنچه که گفته شد برای جوامعی است که دولت در آنها جایگزین حکومت شده و کابینه پاسخگو جایگزین دارالخلافه و دارالحکومه گردیده است.
درباره نقش مدیریت کیفیت و فنآوری اطلاعات در بازآفرینی جوامع و دولتها و بازنگری روابط بر اساس پرادایم فرا صنعتی باز هم خواهم نوشت.

در همین رابطه : دموکراسی و توسعه اقتصادی و نگاهی اقتصادی به برنامه اتمی ایران را ببینید.

پی نوشت:
(۱) درسهای رائول لوپز , Raul Lopez ; Major Project Service Line (MPSL) February 4 2003
(2) Zero defects

کلید : بازآفرینی دولت و صنعت در قرن 21 عصر اطلاعات و ارتباطات نوین مدیریت کیفیت جامع فراگیر پاسخگو بازآفريني مدرن مردمسالار دموکراتيک مديريت کيفيت فراگير جامع پاسخگو فنآوري فن آوري اطلاعات تکنولوژي نوسازی مدیریت کیفیت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 0:23  توسط سعید   | 

 شش سیگما

شش سیگما !

شش سیگما به عنوان طغیانی برای بهبود و ابزاری در دست مدیران برای رسیدن به اهداف استراتژیک بکار می رود.
شش سیگما ار طریق روشهای علمی , در واقع یک ابتکار بلند مدت برای جهش در سیستمهاست.
متدلوژی شش سیگما در واقع یک رویکرد تحلیلی منظم و ساختیافته براساس آمار و اطلاعات واقعی است و باید آن را مسیری پایدار و مطمئن دانست که تلاش آن رضایت مشتری است.

پیشینه شش سيگما
نگاهی به تاریخچه 6 Sigma : نخستین بار شش سیگما در سال 1980 مطرح گردید و شرکت های بزرگ آمریکا (همچون موتورولا) آن را سرلوحه عملکرد خود قراردادند و دستاوردهای علمی ارزنده ای نیز داشتند. این روش بعدها مورد توجه اروپایی ها و ژاپنی ها قرار گرفت.
در کشور ما ایران نیز شش سیگما با حدود دو دهه تاخیر مورد توجه قرار گرفت. (منظور از 2 دهه کنایه محترمانه از 26 سال است)

ایران خودرو و صنایع الکترونیک ایران( مستقر در شیراز) از نخستین شرکتهایی بودند که به آن توجه نشان دادند. صنایع الکترونیک ایران (صا ایران) با وجود بهره گیری از استانداردهای نظامی تنها توانست به سطح حدودا دو سیگما برسد و آن را رها نمود. اطلاعات مطمئنی در مورد اینکه ایران خودرو و سایر خودروساز ها و قطعه سازها به چه سطحی رسیدند ندارم.کتاب فارسی شش سیگما
اطلاعات غیر رسمی حاکی است که در ایران بیمارستان ها و مراکر حساس تنها توانسته اند به سطح دو سیگما برسند و سایر مراکز تولیدی کمتر از این هستند. یعنی راندمان حدود 50% و کمتر.
نام شش سیگما را به بیل اسمیت در دهه هفتاد نسبت می دهند. وی هم اکنون پدر شش سیگما خوانده می شود.

متدولوژی شش سیگما
در شش سیگما به جای برخورد سطحی (چسب زخمی ) به صورت ریشه ای با مشکل برخورد می شود. در فرآیند شش سیگما که همواره تاکید می شود به صورت کوتاه مدت ( حد اکثر شش ماهه) طرح ریزی و اجرا شود پنج مرحله وجود دارد. که به  DMAIC معروف است.
دیدگاه و نگرش شش سیگما بر خلاف TQM به صورت بالا به پایین است. یعنی توسط مدیران ارشد طرحریزی می گردد و به صورت ارشادی اجرا می شود. TQM بلند مدت ، مشارکتی و از پایین به بالاست.
برخی شش سیگما را مرگ زود هنگام  TQM قلمداد کرده اند. که چندان قطعی و بایسته به نظر نمی رسد. از نقطه نظر اقتضایی گزینه بهتر آن است که برای سازمان بهتر باشد.
رویکرد انحراف معیار شش گانه در واقع حرکت از عکس العمل های انفعالی به رویکرد فعالانه است. یعنی رفتن به استقبال مشکلات و کاستی ها ی سازمانی.
رویکرد شش سیگما باعث می شود تا سازمانها در کلاس جهانی به رقابت بپردازند. این رویکرد تنها به کیفیت محدود نیست بلکه برنامه است جامع برای کل سازمان.

در همین رابطه : آموختنی هایی از جک ولش و داینامیک سیستمها و مدیریت دانش یا مدیریت دانایی را هم ببینید.

کلید :مدیریت شش سیگما ناب در ایران و متدلوژی و رویکرد متدولوژی شش سيگما سیکما فارسی ایرانی. ايران ایراني. کتاب مقاله درباره شش سیگما مديريت 6sigma زیگما شش مدیریت و بهبود مستمر ایران خودرو
مقوله : علمی / دانشگاهی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 7:13  توسط سعید   | 

 کایزن و نگرش سیستمی

درباره کایزن و نگرش سیستمی

پیش از این در مورد مفاهیم اجرایی و عملی کایزن نوشتیم. ( مفهوم اساسی کایزن در اجرا )
اکنون می خواهم نگاهی داشته باشم به تاثیر نگرش سیستمی در پیاده سازی کایزن.
دانستیم که کایزن یعنی بهبود. به همین سادگی !
گرچه به قول مدیر شرکت تویوتا  * مشکل اصلی در کایزن ، یافتن مشکلهاست اما شاید برای صنایع کشور ما اینگونه نباشد.
در بسیاری از صنایع ما ، مشکل آشکار است و حتی به قول یکی از تحلیلگران سیستم :
« یافتن مشکل ها تخصص نمی خواهد ، شعور می خواد ! »

در واقع تشخیص تاکتیکی مشکلات یک موضوع است و درک جایگاه سیستمی این مشکل موضوع دیگری است. منظورمان از جایگاه سیستمی مشکل یعنی کشف اینکه مشکل زاییده چه عواملی است و چه علایمی را نشان می دهد. اینجا نیازمند تشخیص و تفکیک میان علایم ظاهری مشکل و ریشه ها و علتهای پدید آورنده مشکل هستیم.

که این خود نیازمند آشنایی با نگرش سیستمی است.
مشکل را هم اینگونه تعریف می کنیم : « چیزی که نباید باشد ولی هست ؛ یا باید باشد ولی نیست. »
در واقع هر مشکل ناشی از یک کمبود و یا یک تداخل است.
در نتیجه حل مشکلها و بهبود تدریجی (اجرای کایزن ) در سازمان (خواه تولیدی خواه خدماتی ) نیازمند نگرش سیستمی است.
منظور از نگرش سیستمی هم سخنرانی ها و دسته بندی های موهومی و مجازی نیست. بلکه منظورمان توجه به اصولی همچون :

  • روابط پیش نیازی
  • عکس العمل های انسانی کارکنان (مقاوت ها و کارشکنی ها)
  • اولویت بندی مشکلات از نظر اهمیت و سطح سیستمی
  • و سر انجام برخورد با ریشه ها و نه نشانه های ظاهری مشکل است.

از آنجا که کایزن توام با جلب مشارکت کارکنان و بهبود مستمر کیفیت است لذا خود به خود با تحلیل سیستمها و نگرش سیستمی پیوند می‌خورد. و ابزارهایی چون سیستم پیشنهادات ؛ TQM یا مدیریت فراگیر کیفیت در صورتی میتوانند موثر واقع شوند که با نگرش و دیگاه سیستمی (جامع ) بکار روند.
دست آخر به این نکته بسنده می کنم که هنگام بررسی هر موضوع چهار دیدگاه زیر را پیاپی مرد توجه قرار دهید:

  • جامع نگری (توجه به آن پدیده و محیط و شرایط خاص آن )
  • مانع نگری ( توجه فقط به آن پدیده و زدودن تاثیر حواشی از مطالعه)
  • آسیب شناسی (شناخت آسیب های احتمالی و آنچه میتواند مانع رسیدن به هدف شود)
  • حالت ایده آل ( شناخت و آگاهی از وضعیت مطلوب در حالت ایده آل یا همان چیزی که در بهترین حالت باید باشد)

* رجوع کنید به مصاحبه مدیر شرکت تویوتا در آمریکا درباره اجرای کایزن در آمریکا.
حق استفاده از این نوشته تنها با ذکر نام و درج لینک (پیوند) به این وبلاگ داده می شود.

در همین رابطه :تاریخچه و پیشینه ی کیفیت و مدیریت پروژه در شرایط عدم اطمینان و تورم را هم ببینید.

اجرای کایزن ومقاله  نگرش سیستمی ؛ بهبود مستمر ، تویوتا کايزن کانبان مدیریت ژاپنی و توسعه ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 15:19  توسط سعید   | 

 درباره ممیزی سیستمهای اطلاعاتی

Information Systems Audit

کلید : ممیزی سیستمهای اطلاعاتی ، سیستم اطلاعاتی استراتژیک برای سازمان


ماهیت تخصصی سیستمهای اطلاعاتی ، ممیزی آنها و مهارتهایی که برای این ممیزی لازم است ، استانداردهایی را می طلبد که به طور ویژه ای برای تحلیل و بررسی سیستمهای اطلاعای لازم تدوین شده باشند.
یکی از اهداف انجمن ممیزی (بازرسی) سیستمهای اطلاعاتی (IS) که به اختصار ISACA نامیده می شود نیز همین است.
یعنی تدوین استاندارد هایی که اهداف راهبردی سازمان را مورد توجه قرار دهند. برای نمونه کاهش هزینه و افزایش مزیت رقابتی.

اگر هدف سازمانی این باشد (کاهش هزینه و افزایش توان رقابت) آنگاه میتوان پرسید که سیستم اطلاعاتی فعلی تا چه اندازه این اهداف را پوشش می دهد ؟
پاسخ این پرسش برای اغلب سازمانهای ایرانی ، بوِیژه در بخش دولتی جالب است. آنها از کامپیوتر استفاده می کنند تا همان سیستم اطلاعاتی دستی و سنتی گذشته خود را این بار به جای کاغذ روی مانیتور ادامه دهند.
پیامد آن هم افزایش هزینه برای خرید ، نگهداری و بروز رسانی سیستم رایانه ای اطلاعات است. !!


یکی از اهداف انجمن نامبرده (ISACA) نیز این است : تدوین و انتشار استانداردهایی برای ممیزی و بازرسی سیستمهای اطلاعاتی.
در اینجا قصد معرفی آن انجمن را نداریم.


بلکه هدف اشاره به این موضوع است که یک سیستم اطلاعاتی چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ و ابعاد کیفی . کمی آن بایستی چگونه باشد ؟
پاسخ را در یک کلمه میتوان جمع و جور کرد. سیستم اطلاعاتی بایستی تامین کننده اهداف استراتژیک سازمان باشد.

و بر خلاف گذشته های نه چندان دور این سیستم نباید تنها به جمع آوری ، پردازش و انتشار اطلاعات درونی سازمان بسنده کند. زیرا در شرایط رقابتی این کار به منزلی خودکشی است.
لحاظ کردن بهره وری و کاهش مصرف منابع (بویژه منابع انسانی) و تامین اطلاعات مورد نیاز کلیه سطوح سازمانی اگر چه مهم هستند اما یک جنبه از یک سیستم اطلاعاتی موفق را در بر می گیرند.
جنبه دیگر آن ملاحظات فنی و امنیتی سیستم اطلاعاتی است. در این زمینه پایداری و ثبات سیستم و توان رویارویی آن با امواج و شوکهای داخلی و خارجی است.
شرح دقیق موارد بالا خارج از حوصله من و دستهایم (برای تایپ کردن) است !


اما تنها این را بگویم که در ایران 90% سیستمهای اطلاعاتی غلط و ناکارآمد هستند. و اگر سیستم اطلاعاتی بانکها و موسسات مالی را که به اجبار بهتر طراحی شده اند در حد قابل قبول در نظر بگیریم آنگاه میتوان گفت که 99% سیستمهای اطلاعاتی ما بدرد نمیخورند.
حتی بسیاری از آنها یک چرخه عمر خود را نیز کامل طی نمیکنند و جوانمرگ می شوند.


دلیل آنهم یک چیز است :
سیستمهای اطلاعاتی نامبرده توسط برنامه نویسها خلق شده اند و هیچ تحلیل سیستم یا آنالیز فرآیندی در مرحله قبل از آغاز برنامه نویسی انجام نشده است!
یک مهندس نرم افزار ساخت و توسعه یک سیستم اطلاعاتی را با نشستن پشت کامپیوتر و آغاز برنامه نویسی شروع می کند.
نتیجه هم معلوم است: یک اداره با سیستم کاغذی عریض و طویل بدون کمترین تغییر در عملکر کامپیوتری می شود. و همان بایگانی عریض و طویل و بی سر و ته و همان کاغذ بازی های تو در تو این بار باید توسط کارمندانی انجام شوند که در کار با کامپیوتر ناشی و تازه کارند.

البته حالا میتوان پز داد که ما هم کامپیوتر داریم !

کلید : مهندسی صنایع ، مهندس صنایع ، تحلیل طراحی و آنالیز سیستمهای اطلاعاتی و پیاده سازی و کیفیت سنجی و ممیزی اطلاعات تحلیل سیستمها سیستم و بازرسی سیتمهای اطلاعات و امنیت داده ها کيفيت عصر اطلاعات زندگی استاندارد ببرسی نظامهای اطلاعاتی شرق و غرب خبر
مقوله : علمی دانشگاهی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 10:31  توسط سعید   | 

 پایان دنیا و نظریه بازیها

پایان دنیا  و نظریه بازی ها

چیزی نمانده بود که سیاستمداران و جنگ سالاران بساط زندگی را از روی زمین جمع کنند که مهندسان و دانشمندان دست به کار شدند.

بحران موشکی کوبا را می گویم. سال 1961.
شوروی موشکهای کوتاه برد اتمی خود را در کوبای کمونیست مستقر ساخت. ولی با عکس العمل شدید آمریکا روبرو شد.
آمریکا تهدید کرد که اگر در مدت چند روز شوروی موشکهایش را بازنگرداند به کوبا حمله خواهد کرد و در آن سوی زمین ، روسها نیز تهدید های مشابهی را مطرح ساختند.


نیروی در یایی آمریکا کشور کوبا را محاصره کرد. و در پی آن روسها نیز چندین ناو جنگی به منطقه فرستادند. وضعیت عجیبی بود. دو طرف تهدید های اتمی بسیار جدی می کردند. جهان در آستانه نابودی بود. ارتشهای جهان در حال آماده باش بودند و خبر گزاری ها و رسانه ها تمام وقت خود را به این موضوع اختصاص داده بودند.

مردم زمین در همه کشور ها باورشان شده بود که این بار جنگ یعنی نابودی زندگی.
و مشکل اینجا بود که جدی جدی داشت جنگ می شد!

اما دانشمندان درست در اوج نا امیدی مردم جهان ، نا امید نشدند. نظریه بازی ها یا Game Theory بکار آمد.

در این میان یک دانشمند اسرائیلی از دانشگاه اورشلیم نقش بسیار مهمی داشت. وی که رابرت آمان نام داشت بعدها یعنی در سال 2005 برنده جایزه نوبل گردید.

موضوع ساده بود. اوایل دهه 60 تمایل زیادی در آمریکا برای ساختن پناهگاههای اتمی وجود داشت.
این اقدام از نظر روسها یک اقدام شدیدا تهاجمی به حساب می آمد. امروزه با کمک نظریه بازی ها یا (Game Teory) آن را بهتر میتوان درک کرد.

چرا ساختن پناهگاه یک اقدام تهاجمی است ؟
پاسخ : چون از یک حمله اتمی در هراسید.
چرا از یک حمله اتمی در هراسید ؟
چون میخواهید به طرف مقابل حمله کنید و نگران تلافی او هستید.
اگر پناهگاه نسازید پس خود را در معرض حمله قرار داده اید و برای جلوگیری از حمله او باید حمله نکنید!
مسخره است اما این واقعیت آن روزها بود.

ساختن پناهگاه هسته ای = کاهش هزینه جنگ = افزایش تمایل برای آغاز آن.

این بار جهان از خطر نابودی نجات یافت چون در نیمکره غربی سیاستمداران و جنگ سالاران گوشی شنوا برای شنیدن حرفهای دانشمندان خود داشتند.  آیا این چیزی جز قدرت دموکراسی بود ؟

کلید: نقش نظریه بازی ها بحران موشکی کوبا بمب اتم هسته ای موشک کوبا آمریکا . مقاله دانلود نظریه بازیها Game Tehory قدرت اتمی و نظریه بازیها.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:21  توسط سعید   | 

 مفهوم اساسی کایزن در اجرا

مفهوم اساسی کایزن در اجرا

رقابت و تلاش برای بهتر بودن ، و بهتر زیستن پیشینه ای به اندازه تاریخ دارد.
در دنیای صنعتی تلاش برای بهتر تولید کردن به معنای تلاش برای بقاست.
به طور کلی دو دسته رویکرد یا متد اساسی، برای بهینه سازی وجود دارد.

  • نخست روشهای بهینه سازی ریاضی که مبتنی بر آمار و پژوهش عملیاتی (OR) هستند.
  • دوم روشهای هیوریستیک (Heuristic) یا نوآورانه.

روشهای مدیریت ژاپنی اعم از نظام پنج اس (5S) یا کایزن - کانبان و غیره همگی را میتوان در دسته دوم جای داد.
از همین روست که این روشها به نظر بدیهی و پیش پا افتاده می رسند. مفهوم عمیق بهبود مستمر گرچه ساده به چشم می آید اما در واقع سختی های نهفته ای در خود دارد.
مدیران تویوتا مشکل ترین جنبه کایزن را چه خوب توصیف می کنند:
مشکل ، یافتن مشکل هاست!

روشهای هیوریستیک همگی بر اساس تجربه و مشاهده های مستقیم و اغلب با سعی و خطا پایه ریزی شده اند.
شاید به همین دلیل است که مفاهیم اساسی همگی آنها بسیار درگیر با هم می باشد.
پیاده سازی JIT بدون عبور از 5S به نظر ناممکن میرسد. بدون مشارکت فعال همه سطوح سازمان نیز، کایزن جایگاهی ندارد.

پیاده سازی سیستمی که لحظه به لحظه به دنبال اشکالهای درونی خود باشد و در عین حال از محیط خود غافل نگردد شاید در سخن ساده باشد، اما در اجرا بی گمان چنین نیست.
می گویند کارگر ژاپنی نه تنها از دستهای خود ، بلکه از مغز خود هم استفاده می کند !
کایزن ، تولید ناب ، سیستم پنج اس و کاهش سطح موجودی ها (Jit or Stockless) ، همگی یعنی یک چیز:
تولید با کمک اندیشه یا به قول بیل گیتس : کسب و کار بر بال اندیشه.

در این رابطه مصاحبه مدیر شرکت تویوتا در آمریکا را هم بخوانید.

صفحه اصلی وبلاگ من و باورهایم

کلید: کایزن و  کانبان تولید بدون موجودی مدیریت ژاپنی کایزن اجرا و پیاده سازی کایزن کايزن مدیریت علمی مهندسی صنایع فارسی ایران مقاله ترجمه مصاحبه

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 16:59  توسط سعید   | 

 نقش روشهای خلاقانه در دریافت نمره

بسیاری از دانشجویان به خوبی بر این نکته آگاهند که هر استادی یک قلق خاص خودش را دارد.
و برای دریافت نمره مطلوب بایستی آن ریزه کاری را دانست. مثلا برخی استادها نسبت به تملق حساس هستند و برخی برعکس.

همچنین ممکن است برخی از حضور به موقع در کلاس و یا فعال بودن خوششان بیاید.
اما به هر حال شما نمیتوانید بعد از تحویل برگه امتحانی به التماس بپردازید و توقع پیروزی داشته باشید.
بهتر است بلند مدت به این موضوع توجه داشته باشید. یعنی از همان اول ترم.
مثلا با استاد در مورد گرفتاری های خود (راست یا دروغ) صحبت کنید و بگویید که شش نفر را نان میدهید.


اما از همان ابتدا سعی کنید منظم و درسخوان جلوه کنید. یعنی ضمن آنکه گرفتاری ها را بیان می کنید خیلی هم کوشا و فعال به نظر بیایید.
ممکن است روشهایی همچون مادرم مریض بود ، پدر بزرگم مرد و غیره خیلی ساده به نظر بیایند اما معمولا این روشهای قدیمی کارآیی خود را ازدست داده اند.

از روشهای خلاق استفاده کنید.
مثلا فرض کنید یک دانشجویی قرار است ترم تابستان پروژه پایانی بگیرد. عید نوروز به استاد تلفن بزنید و تبریک بگویید. خلاصه و مفید.
سپس مدتی گم شوید. و یک فرصت دیگر مثلا روز معلم با او تماس بگیرید و کاری را که لازم است بکنید.
اکنون شما یک آدم با معرفت هستید.
مرحله بعد مشورت با استاد قبل از انتخاب واحد کردن است. نظر او را در مورد سختی درس ، منابع درسی و مسایل حاشیه ای جویا شوید. نسبت به آن درس ابراز علاقه کنید. بگویید که درس خیلی مهمی است ! (یعنی استاد مهمی دارد!)
پس از شروع ترم کمی از گرفتاری های خود و سختی ها صحبت کنید. و همان اول ترم سر کلاس خیلی فعال باشید.
زیاد سوال نپرسید اما خواب هم نباشید مثلا هر جلسه یک سوال کافی است.
خوب گرچه هیچ چیز جای مثل بچه آدم درس خواندن را نمیگیرد اما تنها در چنین حالتی است پس از پایان فصل امتحانات و آغاز فصل التماسات شما میتوانید امیدوار باشید.
امید به اینکه التماسهای شما به نتیجه برسد.

بسیاری از دانشجویان هر نمره ای که بگیرند 10 یا 19 ، مهم نیست بازهم التماس می کنند. مثلا از هر استادی یک نمره به زور میگیرند.
این وضعیت در مورد دانشجویان دختر بیشتر صدق میکند. کمی ناز و التماس بسادگی دل استاد 50 ساله را نرم میکند.
در پایان دوره تحصیلی هر درس یک نمره = یک نمره معدل بالاتر = کلی امتیاز !
پس نقش روشهای خلاقانه را در گرفتن نمره مفتی از استادها فراموش نکنید.
مقوله : علمی دانشگاهی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 13:20  توسط سعید   | 

 گزارشهای علمی

گزارش نویسی علمی

 یک موضوعی که در گزارش های علمی به چشم میخورد این است که در گزارش اغلب به روش کار یا پژوهش پرداخته می شود.
و حتی ممکن است مشکلات و سختی های کار نیز در آن به صورت خلاصه گفته شود.
اما به ندرت (تقریبا هرگز) به روش حل مشکلات پرداخته می شود. یعنی هرگز مسیر پر پیچ و خمی که پژوهشگر برای رسیدن به جواب تحقیق و پژوهش خود پیموده است معرفی نمی شود.
خواه تحقیق یک کار محض باشد ، خواه کاربردی و خواه یک مطالعه موردی (موردکاوی).

دلیل آن هم دو چیز میتواند باشد : یکی بی اهمیت شمردن آن و دیگری زیادی مهم شمردن آن !
بله اغلب یا فکر می کنیم شرح این موارد اهمیتی (یا نمره ای) ندارد و گاه در پژوهشهای جدی فکر می کنیم که اینها رمز و راز کار هستند و باید نزد خودمان بماند.

دقت کنید که اگر چند دقیقه یا ساعت وقت بگذاریم و مشکلات کار را مستند کنیم و راه کار ها را هم بگوییم نه تنها پژوهش ما خیلی علمی تر و ارزشمند تر میشود بلکه راه را برای تحقیق های آینده باز می کنیم.
و با این کار مقاله یا پژوهش خود را نیز مرجع و معتبر می کنیم. این مشکل نه تنها در تحقیقهای ایرانی بلکه در پژوهشهای خارجی نیز وجود دارد.

و دست آخر ژیشنهاد های معقول و منطقی برای تحقیات آینده هم فراموش نشود.

گزارش علمی پژوهش، تحقیقات در ایران ، روش علمی، گزارش نویسی، روش تحقیق، مطالعه موردی، مورد کاوی فارسی ایرانی و وضعیت تحقیق و پژوهش در ایران

مقوله : علمی دانشگاهی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:44  توسط سعید   | 

 رابطه مهندسی صنایع و حرف مفت!

 یک دعوایی من دارم با مهندسان صنایع. (هم رشته های های خودم)
بله با همکاران عزیزی که خیلی با سواد هستند ولی فقط کتابها رو حفظ می کنند.
همونهایی که ) به قول یک استاد صنایع) حرف مفت زیاد می زنند ولی مفتی حرف نمیزنند. (ویژگی مهندسان صنایع)

اما چرا این شوخی باب شده است ؟

خوب مثلا خیلی خوب همه بندهای ایزو را از بر می گویند و یا تمام مراحل TQM رو خوب شرح می دهند.
همینطور در مورد شش سیگما و MRP و پروژه و خیلی چیزهای دیگه که خودشون می دونند.
اما جای یک چیز خالیه. مثلا کلی بحث میکنند که این رویکرد بهتره یا اون یکی.

TQM بهتره یا شش سیگما ؟؟!!
یا مثلا دعوا سر اینه که کدوم رویکرد سیستی تر هست ؟ و کدوم کاربردی تر؟
من حرفم اینه که بابا ، ابزار سیستمی و غیر سیستمی نداره.
مثلا آچار بهتره یا انبر دست ؟ اصلا میشه پرسید ؟


هر ابزاری یک جایی کاربرد داره و هر پیچی با یک آچاری باز میشه. بعضی ابزارها هم خوب مثل آچار فرانسه هستند. یعنی خیلی پیچها رو باز میکنند اما نه همه اونها رو.

دوستان عزیزم . همکاران مهندس صنایع، بیشتر از اینکه به این فکر کنید که از کدوم ابزار استفاده کنید به فکر این باشید که نتیجه بگیرید.
مهم نیست که مکانیک با کدوم آچار پیچ رو باز می کنه ، مهم اینه که ماشین تعمیر بشه.
کارفرما هم علاقه ای به گزارشهای مفصل شما در باره ایزو نداره و نمودارهای عجیب و غریب شش سیگما برای یک مدیر اصلا اهمیت نداره.

آنچه که اهمیت داره اهداف سازمان (یا مدیر) هست.

مهم اینه که شما چقدر کار اون رو ساده می کنید و چقدر به جیب اون کمک می کنید.
پس دیگه با کارفرما سر TQM یا ERP یا MRP یا Six Sigma  یا QC یا ISO یا SCM یا JIT یا TPM یا ۵S بحث نکنید.
این یعنی همون مشتری مداری که همگی حرفش را میزنیم.
خوب؟

توضیح: نگرش سیستمی یکی از ارزشمندترین و کارآمد ترین اندیشهای مهندسی و مدیریتی است و بسیاری از مسایل تنها به کمک آن قابل حل هستند. قصد نفی آن نیست بلکه هدف این است که بگویم نگرش سیستمی متعلق به ابزار نیست بلکه متعلق به فرد است. این که از ابزار با نگرش سیستمی بهره می گیرد یا با نگرش دکارتی (جزیی)

هر دو نگرش در جای خود موثر و مفید هستند.

در همین رابطه مقالات مهندسی را هم ببینید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 18:59  توسط سعید   | 

 مصاحبه مدیر شرکت تویوتا در ایندیانای آمریکا

ما برآنیم تا کاری کنیم که کارکنان ما نقاط قوت و ضعف رقبا را بدانند.
مدیر عامل کارخانه تویوتا در ایندیانای آمریکا

مصاحبه : کریس تیرنی / برگردان : سعید پوردلیر

رهبران کمک می کنند تا ارزشها و نقاط مثبت سیستم تولید تویوتا زنده و کارآمد بماند. این سخن سیزو اوکاموتو مدیر کل شرکت توبوتا در پرینستون (ایالت ایندیانا) است.
وی خود یکی از نخبگان پیشتاز در سیستم مشهور تولید تویوتا (TPS) است. او دست پرورده استاد خود تاایچی اوهنو (Ohno) یکی از بنیانگزاران و ابداع کنندگان این سیستم است که معتقد بود بهبود مستمر را در همه کارها می توان پیاده سازی کرد و نه تنها برای سیستمهای تولیدی. این موضوع مورد تقلید دیگر خودرو سازها نیز قرار گرفت.

امروزه اوکاموتو این سیستم را به کارکنان خود در ایندیانا آموزش می دهد. همچنین به نیروی انسانی تازه استخدام شده در سن آنتونیو. در گفتگو با نشریه « دیترویت نیوز» اوکاموتو باز هم تاکید کرد که نگاه نقادانه به نظام و فرآیندهای تولید ، احترام به مردم و کاهش ضایعات سه رکن اساسی بهبود مستمر است.

***
پرسش : آشنایی شما با سیستم تولید تویوتا (Toyota Production System TPS) چگونه بود ؟
آموزگار من آقای «چو» بود. اما گاهی نیز از آقای «اوهنو» می آموختم. او یک بار مرا برای یک تامین کننده (قطعه ساز) به توکیو دعوت کرد. ما چرخی در اطراف زدیم و او به من گفت: تو یک هفته اینجا بمان. اعضای تیم 10 نفر هستند. تو می توانی به 5 نفر کاهش دهی. من روز جمعه باز خواهم گشت. او با یک نگاه اجمالی به اطراف مشکل را دریافت . او معلم بسیار جذابی بود.

پرسش: گفته میشود وی آموزگار بسیار سختگیری است.
روش آموزشی او یکتا بود. او در آغاز همه چیز را نمی گفت بلکه نخست زمان زیادی برای فکر کردن به ما می داد. من اکنون روش مشابهی را در TMMI بکار می برم. (Toyota Motors Manufacturing Indiana)
چگونه میتوانیم خودمان مشکل را پیدا کنیم ؟ هرگاه که من در تویوتا کار می کردم (آموزش می دادم) در آغاز پاسخ روشن را نمی گفتم. نخست منتظر می شدم تا آنها خود مشکل را کشف کنند. و این مستلزم صبر و شکیبایی بسیاری است.

پرسش : فوجیو چو چگونه استادی بود ؟
آقای چو یک معلم بسیار مهربان هستند و به نظرات دیگران به دقت توجه می کنند. و این ویژگی بسیار متفاوتی است.

پرسش : مشکلترین جنبه رسیدن به سیستم تولید تویوتا چیست ؟
کایزن ! استمرار و نگهداشتن  بهبود مستمر کار ساده ای نیست. شما باید کارکنان را به تفکر کایزن وادار نمایید. مدیران به آنها اهداف بالاتری می دهند. معرفی سیستم و اهداف بزرگ ساده است. مشکل یافتن مشکل هاست!

پرسش : چگونه اعضای تیم را به تکاپو وامیدارید ؟
ما سعی می کنیم تا آنها نقاط قوت و ضعف رقبا را بشناسند. ما اطلاعات را در اختیار اعضای تیم می گذاریم. اکنون آنها خود ایده ها را خلق می کنند مبنی بر اینکه : «چه باید کرد ؟ »
حالا هرکسی میداند که بدون کایزن ، ما نمی توانیم توان رقابتی خود را نگه داریم.

پرسش : آیا آموزش نظام تولید تویوتا به اعضای آمریکایی تیم با آموزش آن به ژاپنی ها متفاوت است ؟
نه چندان. آمریکاییها مشتاق یادگیری اند. اعضای آمریکایی تیم در مورد امنیت شغلی بسیار حدی هستند، لذا انگیزه آنها بسیار بالاتر از ژاپنی هاست. ژاپنی ها نسبت به رییس خود بسیار مطیع هستند در حالی که آمریکایی ها فردیت بیشتری نشان می دهند. ولی هرگاه که درک کنند چرا ما کایزن را ادامه می دهیم ، ما نتایجی بسیار بالاتر از انتظار خواهیم گرفت.

پرسش : عمده ترین برداشتهای غلط درباره سیستم تولید تویوتا چیست ؟
گاهی (TPS) به غلط یک ابزار مدیریتی برای کاهش هزینه ها تلقی می شود. به خصوص زمانی که فقط یک بخش از سیستم تولید تویوتا معرفی شود مثلا کانبان. واین با واقعیت تفاوت دارد.
معرفی کانبان به عنوان یک سیستم تدارکات (لجستیک) ساده است. اما در واقع هدف آن کاهش هزینه تدارکات نیست. بلکه وسیله ای است برای آوردن مشکلات به سطح. بسیاری از مردم این را نمی فهمند. با کاهش سطع موجودی ، مشلات نیز به سطح می آیند. اکنون می توان مشکلات را حل کرد تا سیستم قوی تر گردد.
( با کاهش سطح آب سنگهای کف هویدا می گردند و می توان آنها را برداشت – مترجم)

پرسش : کارخانه پرینستون طراحی شده است تاکارخانه مادر باشد برای واحد تگزاس. چه احساسی دارید از گرداندن نخستین کارخانه خارج از ژاپن ؟ آنهم در حالی که به عنوان کارخانه مادر طراحی شده است ؟
مسئولیت بسیار سنگینی است و تعهد بسیاری در پی دارد. در عین حال فرصت بسیار خوبی است تا قابلیتهای اعضای تیم را بالا ببریم.
با آموزش ، آموزگار نقاط ضعف خود را پیدا می کند و باید پیش از آغاز آموزش آن مشکلات را حل کند.
آموزش بهترین تمرین است.

مقوله : علمی / دانشگاهی (مهندسی صنایع)

دسته : ماشین تویوتا و تولید تویوتا در آمریکا . مشکلات کایزن تولید ناب ومقاله  انبوه شرکت کارخانه تويوتا ژاپن ایران مقایسه خودروهای تویوتا است

در همین رابطه آموختنی هایی از جک ولش را هم ببینید.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 15:45  توسط سعید   | 

 این پروژه لعنتی

می پرسند : چرا تحقیقات علمی در ایران خاک می خورد ؟

انگار اگر مثلا از این تحقیقات درست استفاده میشد وضع کشور یک طور دیگری بود.
نه خیر ! اصلا هم تاثیری نداشت. چون مشکل کشور ما خیلی عمیق تر حاد تر و ابتدایی تر از این حرفهاست.

موضوع پروژه پایانی من تحقیق بروی دلایل تاخیر ها در پروژه های عمرانی شیراز است. بعد از کلی تحقیق تازه متوجه شدیم که اصلا اهمیتی ندارد که پروژه ای با تاخیر انجام شود یا حتی نیمه کاره رها شود.
وقتی یک راننده تراک بتن ریزی برای یک دست جوجه کباب بتن ریزی را رها میکند و شکمش را بر خسارت هنگفت ایجاد تاخیر در پروژه ترجیح میدهد ، تحقیق من به چه دردی میخورد ؟ ها ؟


وقتی میلگردهای یک ساختمان بتنی قبل از بتن ریزی برداشته (دزدیده) میشوند و آنچه اهمیت ندارد جان ساکنان آن ساختمان است ، دیگر یک پژوهش اصلا به چه درد میخورد ؟

حالا این منم و یک پروژه تحقیقاتی سرهم بندی شده با یک نتیجه . بله یک و فقط یک نتیجه :

دلیل تاخیر ها و بلکه همه مشکلات کشور ما در مدل اداره کشور است. نه ربطی به پیمانکار دارد و نه کارفرما و نه ربطی به این دارد که همه دزد هستند. کسی دزد نیست ، همه دنبال سهم خود از پول نفت هستند.
سهمی که گاهی باید آن را یواشکی برداشت. نامش را هرچه میخواهید بگذارید
.

پول نفت پروژه مهندسی صنایع سیستمها کنترل مدیریت پروژه و وضعیت تحقیقات علمی در ایران پروژه تحقیقاتی شیراز

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 21:21  توسط سعید   |