تبليغاتX
من و باورهایم

 خطر سقوط ریال

سقوط پول ملی خوب پیش بینی میشد که با تظاهرات و اعتراظات خیابانی از ارزش پول
ملی کاسته شود.

به زبان ساده ارز های خارجی گران شوند. مثل دلار و یورو

اما بگذارید تحلیل دقیق تری داشته باشم و آخر سر یک پیش بینی هم بکنم.

دولت نهم در طی چهار سال هزینه های دولتی (G) را افزایش داد. بخشی از آن صرف استخدام نیرو و بخشی هم صرف هزینه های تامینی و امنیتی شد.

دولت دو پیش بینی مهم اقتصادی انجام داد. یکی افت ارزش دلار و یکی ثبات نفت. و اقتصاد  کلان کشور را بر پایه این دو پیش بینی برنامه ریزی کرد.

هر دو پیش بینی غلط از آب در آمد. (خود من به دوستانم خرید دلار را توصیه کردم )

حتی بانک مرکزی بخشی از ذخیره ارزی را به یورو تبدیل کرد و با سقوط یورو مقادیر معتنابهی از ارز مملکت به جیب دلالان بین المللی ارز سرازیر شد. (باد هوا شد)

کاهش هزینه های دولتی در کوتاه مدت غیر ممکن است مگر آنکه دولت دست به اخراج وسیع بزند که آنهم هزینه اجتماعی برایش دارد. کاهش هزینه های امنیتی هم که اسمش را نیاور !

در چنین شرایطی دولت دچار کسری بودجه می شود.

 کاهش همزمان قیمت نفت و ارزش پول ملی هزینه تامین انرژی را همچنان بالا نگاه میدارد بدون آنکه گرانی نفت بتواند ارز مورد نیاز را تامین کند.

در واقع یک زمانی دولت ناچار شد بخش زیادی از سود نفت را صرف واردات بنزینی کند که به علت گرانی نفت خام چند برابر گران شده بود.
اما امروزه دولت به سبب ضعف پول ملی همچنان باید بنزین را گران بخرد در حالی که نفتی هم درکار نیست.

مجموعه این عوامل در کنار از بین رفتن سرمایه اجتماعی و امنیت فضای کسب و کار ، خرج انبوه سرمایه از کشور ، ترس مردماز افت ریال و تبدیل پس انداز ها به دلار و یورو ، باعث می شوند که پول ملی کشور در آستانه سقوط قرار گیرد.

اما چرا فقط سه ارز عمده دلار ، یورو و پوند گران شده و از درهم نوسانی دیده نمی شود ؟

دلیل آن این است که مردم برای پس انداز به ارز های مطمئن رو می آورند و تغییرات فعلی ارزها ناشی از عرضه و تقاضا در بازار سیاه است.

اما به محض آنکه کسری بودجه خودنمایی کند و چالشهای اقتصادی حذف یارانه نیز وارد عمل شوند امکان لغزیدن پول ملی به پرتگاه نصف و یا یک سوم شدن وجود دارد.

تورم همزمان با افزایش نرخ ارز های خارجی. آیا دولت با تزریق ارز به بازار سیاه مقابله می کند ؟
باید منتظر بود و دید.

دسته : اقتصاد ایران ، انتخابات و اعتراض ها و تاثیرات اقتصادی نا آرامی ها بر نرخ ارز و ریال.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 14:40  توسط سعید   | 

 میر حسین موسوی

تا بحال سابقه نداشته در این وبلاگ از یک نامزد انتخاباتی دفاع بشود.به یک رییس جمهور با ادب نیازمندیم

اما امروز احساس میکنم لازم است جلوی این همه آبرو ریزی گرفته شود.

اقتصاد به کنار ، سیاست هم مبارک اهل آن باد.

فکری برای آبروی یک ملت کنید.

میر حسین موسوی دست کم میداند اعتبار گذرنامه ایرانی در دنیا آخر شده و اهمیت این موضوع را درک می کند.

پس شما را به همین یک وجب خاک باقی مانده از یادگار وسیع قوم آریا این دفعه عاقلانه رفتار کنید.

خاک راه ملت ایران

سعید

حامد قدوسی نوشته
 در باب رای دادن به موسوی را هم ببینید.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 1:56  توسط سعید   | 

 آینده جهان

اگر چه قرار بود اینجا به « باورهایم » بپردازم اما

تصمیم گرفتم در یک اقدام نه چندان علمی ، منطقی و شاید حتی سایکولوژیک یک بخش جدید در وبلاگ راه اندازی کنم.


پیش بینی ها بخشی است که شاید پایه و اساس درست و حسابی نداشته باشد. اما گذر زمان درست و یا غلط بودن پیش گویی ها و پیش بینی های من را نمایش خواهد داد.

برای مثال پیش بینی کرده بودم که « محمد خاتمی » آخرین رییس جمهور معمم ایران است. و قبل از آنکه خبر پیروزی محمود احمدی نژاد به خبر گزاری ها برسد دوست عزیزی از داخل وزارت کشور تلفن کرد و در حالی که خواب و بیدار بودم درست از آب درآمدن پیش بینی مرا تبریک گفت. پیش بینی ای که سالها پیش انجام داده بودم.

اما همه پیش بینی ها هم درست نیستند. خوش بینی من در قبال پیروزی محمود احمدی نژاد چندان هم واقعی نبود. گرچه خیلی ها به امید بهبود وارونه ( و یک سره شدن کار) به احمدی نژاد رای دادند اما فکر هم نمی کردند فرآیند این عمل تا این حد سخت و دردناک باشد. و به روایتی :
کاوه ای پیدا نخواهد شد کاش اسکندری پیدا شود .

بهر حال یکی دیگر ازخوش بینی های من هم باید کمی تعدیل شود. خوبی وبلاگ همین است که اندیشه ها را ثبت می کند ، تا بعدا سبک سنگین کنیم.

اما بعد :

پیش بینی من از آینده جهان . فقط فکر نکنید زمان نوشتم تحت تاثیر رمان ۱۹۸۴ جورج اورول بوده ام.

فرمول کوکا کولا بر ملا می شود ، جنرال موتورز ورشکسته می شود ، القاعده در ۸۰ کشور فعال است. ایران ، چین و روسیه تک حزبی های خود را توسعه می دهند و دموکراسی در شرق و غرب عالم به خود می لرزد. قرمز ها با مشکی ها - دشمنان دیرین - متحد و برادر می شوند.

صنعت کپی بر نو آوری و ابداع پیروز می شود و از پی آن چین است که ابرقدرت می شود.

روزی فکر میکردم دموکراسی در جهان گسترش میابد. تک حزبی ها و نظامهای توتالیتر یکی یکی بر اثر تابش آگاهی به تاریخ می روند و طبقه متوسط عاشق آزادی ، بزرگتر و فربه تر میشود.

اما حالا فکر میکنم مردم جهان ؛ چه غربی ها و چه شرقی ها برایشان اهمیت ندارد. در ایران هم ندارد.
چه فرقی می که که الگوی توسعه و تمدن مانکن ها و پورن  اسـتار ها بشوند.
مهم حفظ ظاهر است.


اصیلترین مارکها در قبال فله ای ترین محصولات ورشکسته می شوند و عمیق ترین دموکراسی ها توسط سطحی ترین نظامهای بی نظم و توتالیتر به چالش گرفته می شوند.
چه اهمیتی دارد که در دارفور سودان صدها هزار گرسنه و برهنه به خاک و خون کشیده می شوند؟  مهم تامین انرژی ارزان برای چین است. ایران هم از حضور چین راضی است چون مانع حضور آمریکاست.
اسمش را هم میگذاریم : جهان چند قطبی. و چه قطبهایی .

افزایش قیمت مواد غذایی ، سقوط های مالی ، وضعیت زیستکره و از همه بدتر توجیه و شکسته شدن قبح تک حزبی ها همچین آینده خوبی هم تدارک نمیبینند. جهاد !

منظور سیاهنمایی و ترسیم آینده تیره و دهشتناک نیست. اما هیچ دلیلی ندارد که فکر کنیم بنیاد گرایی هم به سرنوشت نازیسم و فاشیسم و کمونیسم دچار شود.
این ایسم آخری چیزی برای باختن ندارد. مگر مهمتر از جان چیزی هست ؟ آنها جانشان را وسیله یک بار بمب گذاری میکنند ! و تو چه چیزی را میخواهی از آنها بگیری ؟؟

و دموکراسی غرب ناتوان تر از آنست که در برابر آن چیزی عرضه کند. نظامهای مدرن و دستاوردهای عظیم اقتصادی و سیاسی برای این ایسم آخری مهم نیستند. اصلا کیفیت زندگی مهم نیست. مهم کیفیت مرگ است برایشان. لقمه ای نان ، یک اسلحه روسی و مقداری بمب و مواد انفجاری. برای ساختن آینده خوب همین کافی است.
چه شادمانند قرمزپوشان داس و چکش و ستاره که با اسلحه های شصت سال قبلشان در نبرد سرد پیروز می شوند. آبهای گرم خلیج فارس اینک زیر پای فرزندان پتر کبیر است.

بترس از کسی که چیزی برای باختن ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 14:27  توسط سعید   |