تبليغاتX
من و باورهایم - دموکراسی و توسعه اقتصادی

 دموکراسی و توسعه اقتصادی

از دیدگاه توسعه ای ، دو نگرش به مردمسالاری وجود دارد.

  • دموکراسی به مثابه ابزاری برای توسعه
  • دموکراسی ضرورت توسعه اقتصادی

مفهوم دموکراسی یا مردمسالاری: باید تاکید کرد که منظور از دموکراسی یک روش برای تامین نیازهای اجتماعی جامعه (از جمله حکومت کردن) است. و نه یک آرمان!

لذا دموکراسی چیزی نیست که بگوییم به آن رسیده ایم یا نرسیده ایم. و یا مثلا آمریکا دموکراسی دارد یا ندارد. هرجامعهای از نظر شاخصهای دموکراسی یک وضعیت دارد که روشن است برخی بهتر و برخی ضعیفتر هستند. اما تلاش برای بهبود شاخصه های مردم سالاری هرگز متوقف نخواهد شد.عدالت و آزادی

شاخصه های دموکراسی : انتخابات منظم و عادلانه ، تفکیک قوا و دستگاهها قضایی مستقل از دولت. نظارت همگانی از طریق مطبوعات آزاد و مستقل. اخیرا مباحثی چون جامعه مدنی و اقتصاد آزاد (باز) نیز مورد توجه اهل اندیشه و فیلسوفان قرار گرفته است.

در اقتصاد توسعه از دیدگاه استراتژیک از بین بردن موانع توسعه و تقویت زیر ساخت های توسعه اقتصادی دو جزء روشن و غیر قابل انکار برای ایجاد رشد اقتصادی و افزایش رفاه در جامعه هستند. بدین ترتیب بروکراسی (فساد اداری) و توتالیتاریسم (سرکوب و فشار سیاسی) که هر دو ، دو عامل از بین برنده سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی هستند خود به خود باید به عنوان موانع توسعه طرد و منسوخ شوند.

دموکراسی سنتی مفهومی ساده داشت. کنترل قدرت سلطان توسط روحانیون و افراد با نفوذ و ثروتمندان. که البته به تدریج باعث تشکیل پارلمان گردید. در ابتدا پارلمان جایی برای گردهمایی همین افراد با نفوذ بود اما به تدریج افراد با نفوذ جای خود را به روشنفکران ، حقوقدانان و اندیشمندان دادند. البته کاملا طبیعی بود که مردم تحت فشار افراد با نفوذ و روحانیون ، در نخستین پارلمانهاتنها به همین افراد رای دهند. اما گذر زمان جا را برای حضور تکنوکرات ها گشود. به خصوص زمانی که پارلمان در پاسخگویی به نیازمندیهای مردم ، دست به دامان همین افراد نخبه گردید.

اما دلایل ضرورت دموکراسی در فرآیند توسعه :

  • دموکراسی باعث نهاد سازی و ترویج فعالیتهای مدنی و همکاری اجزای جامعه می گردد.
  • دموکراسی باعث محدودیت خوی دمدمی مزاج سلطان و جایگزینی قانون و در نتیجه امنیت کسب و کار است.
  • دموکراسی باعث بهره گیری دولت از خرد جمعی در فرآیند توسعه می گردد. (هم اندیشی)
  • دموکراسی تضمین گر نقد و نظارت و لذا مانع ایجاد فساد (اداری ، اقتصادی و سیاسی است)
  • دموکراسی ضامن توسعه پایین به بالا (دموکراتیک) به جای توسعه آمرانه از بالاست. (فرهنگسازی)
  • دموکراسی عامل توسعه درونزا (بومی) به جای توسعه برونزا (استعماری) است
  • دموکراسی برای حکومتها یک ضرورت انکار ناپذیر است برای رویارویی با پیچیدگیها و تنشهای محیط

 انتقادات وارد بر دموکراسی از دیدگاه توسعه اقتصادی

  • عدم انسجام و یکپارچگی در سیاستهای ملی در نتیجه تغییر دوره ای حاکمان
  • هرج و مرج و بی ثباتی در شرایط عدم توانایی سیستم در پاسخگویی به نیاز شهروندان در مشارکت
  • عدم امکان و ضرورت دموکراسی در شرایط فقدان حداقلی توسعه اقتصادی و اجتماعی

گرچه هیچکدام این انتقادها اساس دموکراسی را هدف نگرفته تنها انگشت بر مواردی تکنیکی و اجرایی می‌گذارند اما شاران ذکر است که اگر محیط جهانی را متغیر و دارای سرعت تغییر بالا فرض کنیم (که هست) و راه پاسخگویی به این تحولات (تکنولوژیک و استراتژیک) را مشارکت همگانی به صورت متکثر و نه توده وار (فله ای و پوپولیسی) بدانیم انتقادها قابل هضم میشوند.

در مجموع میتوان چنین نتیجه گرفت که دموکراسی به عنوان یک روش برتر در اداره جامعه مدرن دستاوردی بشری است ، که مانند دیگر دستاوردها (پزشکی و مهندسی) باید مورد توجه و بهره گیری اساسی قرار گیرد.

نیازهای روز افزون جوامع که هم از نظر عمق و هم از نظر تنوع درحال انفجار هستند دیگر با یک حکومت فراگیر (توتالیتر) نه تنها قابل پاسخگویی نیست ، بلکه راه تامین نیازها از طریق مشارکت کارآفرینان و نخبگان نیز از دروازه دموکراسي عبور می کند.

در این رابطه بازآفرینی دولت و مدیریت کیفیت در دولتها را هم ببینید.

مقوله : ايران علمی دانشگاهی | دسته : ایران دموکراسی و مردمسالاري توسعه اقتصادی اجتماعی فرهنگی، فقر و توسعه جامعه مدنی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 14:16  توسط سعید   |