تولید شغل و عنصر پنجم (مقاله روزنامه)
نگاهی به عوامل موثر در اشتغال زایی و اشتغال زدایی
نوشته : سعید پوردلیر / روزنامه دنیای اقتصاد
واژگان کلیدی : بیکاری- شغل – اشتغال زایی – کاآفرینی – تولید و عوامل تولید در ایران ؛ اقتصاد ایران
نگاهی به عوامل موثر در اشتغال زایی و اشتغال زدایی
تولید را نتیجه بدیهی فراهم بودن عوامل تولید دانسته اند.
عوامل تولید در زمانها ی مختلف و در طول تاریخ ، چیزهای گوناگونی بوده اند. قبل از انقلاب صنعتی ، زمین و بازوی کارگر مهمترین عوامل تولید بوده اند. اما در دنیای صنعتی عوامل دیگری نیر به عنوان عوامل موثر در تولید کالا و ایجاد ارزش افزوده مطرح شده اند.
آنچه که امروزه اقتصاد دانان همگی به عنوان عوامل تولید میشناسند ، عبارت اند از :
- زمین
- نیروی کار
- فن آوری
- سرمایه
- و مدیریت (عنصر پنجم)
این بدین معنی است که هر جا همگی این عوامل باهم و در کنار هم وجود داشته باشند تولید خود بخود شکل خواهد گرفت و هرجا سدی بر سر راه تکامل یکی از این عوامل پیدا شود، روند کار و تولید و در نتیجه اشتغال کند یا منحرف خواهد شد.
اولین نتیجه تولید ، بکار گماردن انسان و ایجاد ارزش افزوده است. به زبان ساده ، کار چیزهای کم ارزش را همچون خاک و آب به چیزهای پرارزش همچون گندم تبدیل میکند.
امروزه زنجیره های تولید به اندازه ای پیچیده و جهانی شده اند که گاه خط تولید یک محصول از میان دهها کشور میگذرد و میلیونها انسان را بکار و تولید میگمارد.
در دنیای ماشینی که هرروز بکمک دانش و فن آوری ، تولید کنندگان برای کاهش هزینه های تولید دست به ابتکار میزنند ، مساله بیکاری و اخراج نیروی کار مساله ای بغرنج برای جامعه و دولت ها و حتی خود تولید کنندگان شده است.
از یک سو در شرایط رقابتی امروز ، تنها کسانی میتوانند تولید کنند که بهتر و ارزانتر کار تولید را به انجام برسانند و از سوی دیگر با کمرنگ شدن مرزهای سیاسی و جغرافیایی و در پی آن پدیده جهانی شدن نه تنها تولیدکنندگان ، بلکه کارگران نیز با رقابتی نفس گیر روبرو شده اند.
استفاده از خط تولید خودکار و کاستن از تعداد کارگران همواره با هدف کاهش هزینه تولید در دستور کار تولیدکنندگان صنعتی بوده است. و تنها در دوره های رونق اقتصادی بوده است که کافرمایان با آسودگی خاطر بیشتری به استخدام نیروی کار دست زده اند.
اما بیکاری کارگران و قوانین کار دو عامل مهم محدود کننده رشد استفاده از ماشین بجای کارگر بوده اند. از سوی دیگر بیکاری در مقیاس گسترده فقر را در پی خواهد داشت و فقر خود باعث کوچک شدن حجم تقاضا برای محصولات و خدمات خواهد شد. اینجاست که چرخه تولید متوقف یا آهسته میشود. و در این میان کسی سود ی نبرده است. نه کارگران و نه کارفرمایان.
واژه تولید شغل یا ایجاد اشتغال و یا بطور خلاصه اشتغال زایی مدتی است که وارد ادبیات سیاسی و اقتصادی کشور ما شده است. و دلیل آن هم روشن است بیکاری فزاینده . گرچه نرخ بیکاری در ایران چندان هم از نرخ بیکاری در کشورهای مشابه ( از نظر سیاسی و اقتصادی) بیشتر نیست اما آنچه مشکل ایران را وخیم و نیازمند توجه جدی میسازد جوان بودن جمعیت کشور ماست. به گونه ای که نرخ بیکاری را در معرض رشد انفجار گونه قرار میدهد و هم اکنون نیز بیکاری در میان جمعیت جوان کشور از سایر گروههای سنی بیشتر است. و در این میان آنچه موضوع گفتگو قرار نمیگیرد ، همانا اصول و بایسته های اشتغالزایی است.
اگر خود پدیده اشتغال را نیز ، به عنوان نتیجه طبیعی عوامل اشتغال ساز در نظر بگیریم در میابیم که بیکاری هرگز پدید نمی آید مگر آنکه چیزی سد راه یک یا چند عامل تولید شغل شده باشد. پس شغل (فرصت شغلی) نیز خود یک محصول برای نظام اقتصادی است. عوامل سازنده شغل همان عوامل تولید هستند : زمین – سرمایه – فن آوری و مدیریت . زیرا تا کاری نباشد تولیدی و ارزش افزوده ای هم نخواهد بود. در کشور ما تقریبا همه عوامل تولید وجود دارند ، اما هیچ کدام کامل و بی کم و کاست نیست.
1- زمین . آنچه کم نداریم زمین است. مقایسه ایران و ژاپن نکات ارزشمندی را روشن میکند. محدودیت زمین در جزیره کوچک ژاپن باعث شده قیمت زمین چنان افزایش یابد که قیمت خرید یک اتوموبیل لوکس کمتر از قیمت خرید سطح زمین زیر آن اتومبیل در منطقه تجاری در قلب توکیو باشد ! این درحالی است که در کشور ما شرکتهای بزرگ اغلب محدودیتی از بابت زمین در طرحهای توسعه ای خود ندارند . ولی همین زمین در برخی مناطق چنان کمیاب و مشکل ساز است که گاه کارخانجات صنعتی با فروش بخشی از زمین های خود کار تولید را رها نموده و وارد تجارت زمین میشوند. که دلیل آنهم توسعه نامتناسب مناطق گوناگون است.
2- نیروی کار. کشور ما با دارا بودن جمعیت جوان و مستعد ( گزافه و کلیشه گویی نیست ) در این عامل مهم تولید هیچ کمبودی ندارد. وجود 18 میلیون تحصیل کرده در کشور زمینه مناسبی برای رشد شاخصهای اقتصادی و انسانی فراهم مینماید. مهمترین ویژگی این عامل تولید این است که نه تنها تولید کننده است بلکه مصرف کننده نیز میباشد. تولید برای زمین یا سرمایه انجام نمیشود . خدمات برای فن آوری مفهومی ندارد. تولید برای انسان و برای رفاه جامعه انجام میشود. نیروی کار هم تولید کننده است و هم بازار مصرف . قدر این فرصت طلایی را بدانیم و گرنه باید هزاران مرکز نگهداری از سالمندان ایجاد کنیم . جمعیتی که به سرعت جوان شد به سرعت هم پیر خواهد گشت. ایران در سی سال آینده ، با همان سرعتی که جمعیت جوانش رشد کرد دچار پیری جمعیت خواهد شد.
3- سرمایه . تنشهای سیاسی و نظامی کشور در سالهای مبارزات انقلابی مردم ایران و سالهای جنگ و تهدیدهای بیگانگان در سالهای بعد از آن ، منجر به فرار هنگفت سرمایه از کشور گردید. فراری که گاه مزمن و گاه سیل آسا بود. تلاش دولت در دهه گذشته برای پیشگیری از تکرار چنین رویدادهای ویرانگری تا حدودی موثر بوده است . و نه تنها از خروج بخشی از سرمایه ها جلوگیری نموده است ، بلکه باعث جذب چند مورد سرمایه گذاری موثر نیز گشته . اما تا رسیدن به یک وضعیت قابل قبول در تعادل سرمایه گذاری ها راه طولانی پیش رو است. سرمایه وطن ندارد و جذب آن همچون جذب یک گربه و دست آموز کردن آن است . صبر و آرامش زیادی لازم است و گاه با یک حرکت تند و نابجا گربه برای همیشه حیاط خانه را ترک خواهد گفت. کشور ما در شرایط فعلی سرمایه لازم برای بازسازی و انجام طرحهای توسعه ای را ندارد. و اگر به درآمد نفت تکیه کنیم و پول نفت را سرازیر چرخه اقتصادی کنیم نتیجه ای جز تورم و در پی آن رکود خرد کننده نخواهیم داشت. امروزه همه کشورها برای جذب سرمایه تلاش و رقابت گسترده ای را آغاز کرده اند. معافیت های گسترده مالیاتی و تخفیف های گمرکی از یک سو و از سوی دیگر قوانین و مقررات بازنگری شده و تسهیل امور اداری و بانکی مربوط سرمایه گذاری از سوی دیگر برخی کشورها را به بهشت سرمایه ها بدل کرده است. نزدیکی جغرافیایی کشور ما با برخی از این بهشت ها ما را در فشار دوچندان برای نگهداری از سرمایه های ملی قرار میدهد. کما اینکه بسیاری از این بهشت ها با پول سرمایه گذاران ایرانی به این حد از توسعه دست یافته اند.
4- فن آوری . در نگاه اول به نظر میرسد که تکنولوژی کهنه و ماشین آلات قدیمی جدی ترین سد راه تولید صنعتی در ایران است. در برخی صنایع همچون نساجی یا بسته بندی این اندیشه تا حدودی درست است. اما اگر بدانیم تعداد دستگاههای NC و CNC * موجود در ایران از مجموع دستگاههای مشابه در شرق و غرب آلمان فدرال هم بیشتر است آنگاه در میابیم که اشکال از جای دیگری است. زیرا نه تنها مرسدس بنز ، بلکه ابزار تولید آن را هم خریده و وارد کرده ایم و لی از تولید خبری نیست. حتی دستگاهها و تجهیزات تولید قطعات الکترونیکی ( اعم از صنعتی و نظامی ) موجود در صنایع قطعات الکترونیک ایران از مجموع دستگاههای مشابه در کمپانی SAMSUNG کره جنوبی بیشتر و در برخی موارد مجهز تر است. اما نگاهی به محصولات موجود در بازار کشور خودمان حقیقت تلخی را آشکار میسازد. و آن اشکال در عنصر پنجم تولید است.
5- مدیریت. .همه عناصر چهار گانه یک طرف و عنصر پنجم یک طرف.![]()
مدیریت باعث هماهنگی و همسویی این عوامل تولید میشود. این مدیریت است که عوامل تولید را بکار میبندد و از آن برای رسیدن به هدف و ارزش افزوده بهره میگیرد. مدیریت ناکارآمد منابع موجود را بهدر میدهد و لذا چرخه تولید را متوقف یا کند خواهد کرد. تمامی اشکالاتی و سدهای موجود سرراه عناصر چهار گانه که در بالا گفته شد ریشه در مدیریت منابع دارند.
همه محدودیتهای ذکر شده برای چهار عامل تولید نخست در همه کشورها وجود دارد . در برخی کمتر و در برخی بیشتر . گروهی از کشور ها نیروی کار ارزان و زیادی دارند (همچون چین) و گروهی زمین های فراوان و آب و هوای مساعد ( همچون آمریکا) . اما واقعیت دهه های پایانی قرن بیستم چشم اندازی از تولید در قرن 21 را رقم زد که با دیده ها و شنیده های پیشین قدری متفاوت بود . تنها کشورهایی توانستند به رشد معجزه آسای اقتصادی و رهایی از فقر و توسعه نیافتگی برسند که عنصر پنجم تولید را به نحو شایسته ای در اختیار گرفتند.
مثالهایی چون کشورهای ببر ( جنوب شرق آسیا) نمونه ای روشن از این دست است. مالزی با جمعیتی دوبرابر کشور ما و تولید ناخالص ملی نصف راه توسعه را آغاز کرد. یعنی در شرایطی که سرانه تولید در کشور آنها یک چهارم ما بود. اما پس از گذشت یک دهه محصولات آن کشور تا بازار ایران نیز رسوخ کرد. و امروز بازارهای دوردست کشورهای صنعتی را هدف قرار داده است.
حتی آنچه که امروزه بستر توسعه لقب گرفته یعنی فن آوری اطلاعات (IT) ، خود یک دست آورد مدیریتی است. زیرا اطلاعات به خودی خود نه ارزش افزوده ایجاد میکند و چرخ تولید را میگرداند. اطلاعات زمانی مفید است که ویژگی های صحیح بودن و دقیق بودن و بموقع بودن را دارا باشد.
امروزه تولید و خدمات بدون اطلاعات خوب (صحیح ، دقیق و به موقع) غیر ممکن است. و کسی که باید از این اطلاعات برای تصمیم به موقع بهره گیرد همانا مدیر است.
مدیر خوب در عرصه اقتصادی تنها یک هدف دارد : بیشینه کردن سود. و در راستای این هدف است که چرخها به گردش در می آید و شغل و ارزش افزوده پدیدار میشود. و در یک کلام شکوفایی . منابع همیشه کمیاب بوده اند ، منبع بی نهایت نداریم و به همین دلیل مهم این است که حیف و میل نشوند و به بهترین صورت آنها را اداره کنیم. مدیریت منابع کمیاب مبتنی است بر فعالیتی تفکر آمیز و علمی ناظر به تعیین مجموعه ای از انتخابها که بیشترین بهره را با کمترین هزینه فراهم آورد. **
چنین خواسته ای نه تنها آرمانی و ناممکن نیست بلکه روشهای علمی و عملی بیشماری برای آن وجود دارد، که در لابلای کتابها و پایان نامه های دانشگاهی خاک میخورد.
مدیر نه در دانشگاه ساخته میشود و نه در کارخانه . مدیر جایی ساخته میشود که نیاز به بودنش باشد. رجوع کنید به: آموختنی هایی از جک ولش (همین وبلاگ)
تولید شغل نیازمند ایجاد و توسعه نگرش تولیدی است. بدون وجود فرهنگ و اراده عمومی برای تولید ، چنین امری ناممکن خواهد بود. تولید محصولات امروزی و رقابت در دنیای به هم پیوسته امروز با نگرشهای قرون وسطایی سازگاری ندارد. امروزه تعریف ثروت تغییر یافته.
اقتصاد دان پرآوازه قرن 18 " آدام اسمیت" بیان میدارد که ثروت دیگر مفهوم تاج و تخت و گنجینه ها و انبارهای جنگ افزار نیست! ثروت هر ملت آندسته از ظرفیتهای تولیدی آن کشور است که مورد بهره برداری واقع میشوند. با این تغییر مفهوم ثروت ، از دارایی به تولید پدید آورندگان ارزش افزوده نیز دچار دگرگونی میشوند.
برای گردآوری جواهرات و گنجینه ها نیاز به تجهیز ارتش های قوی و ایجاد روحیه سلحشوری و دلاوری است. در تعریف نوین ، ارزش افزوده توسط صنعتگران و کارآفرینان ایجاد میشود و لذا در مدل جدید اقتصادی جوامع امروزی ، جنگ سالاران جای خود را بایستی به مهندسان و کارآفرینان و تولید کنندگان دهند.
امروزه مفهوم ثروت از این هم فراتر رفته و دانش و نیروی انسانی خلاق را در بر میگیرد. امروزه ثروت یک جامعه را بر اساس نه حجم تولید بلکه با تعداد دانشمندان و نخبگانش می سنجند. کیست که امروزه باور نداشته باشد دانش و سابقه علمی ثروتی بمراتب با ارزش تر از مقداری طلاست. در همین راستا است که کشورهای غنی جهان همچون انگلستان مقادیر بالایی از ذخیره طلای خود را با سهام شرکتهای معتبر علمی و صنعتی جایگزین نمودند.
شرکت هایی همچون مایکروسافت نه ساختمان گرانی دارند و نه ماشین آلاتی و نه حتی زمین . اما ارزشی به اندازه هزاران چاه نفت دارد. و آنچه هست تخصص هست و کارآیی علمی و بسادگی در یک کلمه : قابلیت . آنچه که فرنگی ها Capability میخوانند و در مدیریت و اقتصاد نیز همین مفهوم را دارد.
بدین ترتیب شاید باید نگرش مالتوس در مورد رابطه رشد جمعیت و غذا را به رشد جمعیت و تولید هم وارد کنیم.![]()
* دستگاههای تراش و فرزکاری پیشرفته که با کمک رایانه کار میکنند و دارای دقت و راندمان بسیار بالایی هستند .
** نگاه کنید به : اقتصاد معاصر – نوشته دونیز فلوزا – ترجمه دکتر منوچهر فرهنگ – بخش نخست
دسته: تولید اشتغال نیروی انسانی ایران انقلاب صنعتی و جهانی شدن با فرار مغزها و فرارسرمایه سرمایه های ملی رونق و رکود اقتصادی
