تبليغاتX
من و باورهایم - استبداد زدگی از نوع مزمن

 استبداد زدگی از نوع مزمن

شما یک مستبد هستید اگر ...

هنگامی که در جاده به یک گله گوسفند برمیخورید که چوپان رنگ پریده میخواهد آنها را از جاده عبور دهد دستتان را روی بوق می گذارید و احتمالا نا سزایی هم بار چوپان می کنید.استبداد توتالیتاریسم

یا هنگامی که به کشاورزی با دستهای پینه بسته و کفش زمخت و خاکی بر می خورید سعی میکنید زودتر از او فاصله بگیرید.

لازم نیست با دیده احترام به فرد چوپان یا دستهای باغبان بنگرید.
چون شما از او برترید !
شما خوش شانس بوده اید و چند کیلومتر آنطرفتر متولد شده اید. در خانواده ای شهری. اما گناه آنها بخشودنی نیست ! زیرا در خانواده ای روستایی متولد شده اند !!

ببینم شما وقتی در یک رستوران شیک نشسته اید و یک آقای اتو کشیده یک پرس غذای لذیذ در مقابل شما و دوست دختران می نهد اخم می کنید ؟
پس چرا با دیدن یک گله گوسفند ناسزا بار چوپان می کنی ؟
چرا با دیدن دستهای پینه بسته باغبان یا کشاورز ترش می‌کنید ؟ او بی کلاس است ؟
پس این غذایی که شما و دوست دختران نوش جان می کنید از آسمان آمده ؟

تو با کلاسی که مصرف می کنی ؟ او که تولید می کند بی کلاس است؟

حالا که از بد روزگار دسترنج یک فصل دستهای زخمی و زمخت کشاورز، با معامله یک روز یک دلال ، واسطه یا شیون گرم کن (روضه خوان سابق) مساوی شده تو چرا با روزگار بی مروت هم آوا می شوی ؟

پس تو هم مستبدی ! تو هم یک جوجه مستبد خودخواه هستی که اگر به قدرت برسی از همین هایی که انتقادشان می کنی ستمگر تر خواهی بود.

 نامه نگاری های من و یک دوست دستمایه نوشتن این یادداشت شد.
خواستم تنها بگویم که این استبداد کهنه دردیست ، که رهایی از آن معجون و کیمیا ندارد.
استبداد در مغر شماست.

اگر مرگ خوب است اما برای همسایه پس تو هم مستبدی و خودکامه. اما ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم. روزی که دشمنان ما هم گرفتار بی قانونی شدند ما نخندیدیم. ما نوشتیم تا یادمان باشد نمیخواهیم مستبد باشیم. اگر خودسانسوری می کنی تو هم مستبدی. امروز خودت را سانسور می‌کنی و فردا که به قدرتی رسیدی دیگران را.

همه تان خودپرستید و از آنجا که « خلایق هرچه لایق » پس هی نق نزنید از بی عدالتی و ستم.

دسته : درد کهنه استبداد خودخواهی و استبداد در ایران مقاله استبدادزدگی ایرانی حکومت مستبد دیکتاتوری اقتصاد فساد اداری و مقابله با فاشیسم و دیکتاتوری

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 14:50  توسط سعید   |