<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>من و باورهایم</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/</link>
<description>اینجا وبلاگ رسمی من و جایی برای گفتن حرفها ، باورهاو اندیشه های من است.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 10 Jul 2008 10:36:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>باور من درباره تعرفه های گمرکی</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-103.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;یکی از ابزارهای مهمی که دولت برای کنترل بازار و کمک به رشد اقتصادی در اختیار دارد تعرفه های وارداتی است. اساسا اگر همه تعرفه ها برای واردات و صادرات صفر باشند اقتصاد کاملا باز و همسو با اقتصاد جهانی است (البته با صرف نظر از هزینه حمل و نقل)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چنین اقتصادی در جهان عملا وجود نداشته زیرا کاپیتالیستی ترین دولتها (مثل آمریکا) و حتی کشورهای مبتنی بر اقتصاد مبادله ای (مثل امارات عربی) نیز تعرفه های صفر واردات و صادرات ندارند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دولتها برای حمایت از تولیدات داخلی خود اقدام به دستکاری تعرفه ها میکنند. گاهی نیز بدلیل وارد شدن یک شوک ضرورت اقدام وارداتی و یا صادراتی پدیدار می شود. مثلا خشکسالی باعث کاهش تعرفه واردات مواد غذایی خواهد شد و کاهش قیمت فولاد باعث تشویق صادراتی آن کالا از سوی دولت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما عمیقا به این موضوع اعتقاد دارم که یک اقتصاد سالم باید نظام تعرفه گذاری شفاف ، باثبات و کف و سقف دار داشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثلا تعرفه گمرکی بالای ۵۰٪ به معنای این است که تولید کننده داخلی حتی اگر ۵۰ ٪ مزیت رقابتی کمتری داشته باشد بازهم شانه به شانه تولید کننده خارجی است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دقیقا به همین دلیل هم معتقد به وجود سقف تعرفه هستم. زیرا بالا بودن تعرفه ها به خصوص باتلاتر از ۴۰ ٪ به معنای آن است که تولید این کالا اساسا در کشور مقرون به صرفه نبوده و تولید آن هدر دادن منابع کشور است و لذا  واردات آن اقتصادی تر می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; مثلا اگر ایران خودرو نمیتواند با وجود ۵۰ ٪ تعرفه و دسترسی آسان به انرژی ارزان با رقبای دیگر رقابت کند بهتر است تولید نکند.&lt;BR&gt;جسارت تعطیل کردن واحد های بزرگ و یا تحت فشار قرار دادن آنها نیازمند وجود فضای سالم است که به دور از سیاست زدگی بتواند برای واردات برنامه ریزی کند و واردات را در جهت اهداف مهم و تا حدودی ناسازگار همچون رشد اقتصادی ، ثبات قیمتها ، و افزایش رفاه هماهنگ کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متاسفانه در شرایط فعلی کشور ما تعرفه واردات تجهیزات مخابراتی یک شبه از ۱۵ به ۶۰ و پس از مدتی به ۴ ٪ تغییر میکنند. و توقع داشته اند که با چنین شوکی تولید گوشی تلفن همراه (موبایل) در کشور اقتصادی بشود. و مردم هم استقبال کنند.&lt;BR&gt;البته اهل نظر دلیل چنین نوسانهایی را خوب میدانند اما دلم برای مهندسان و کارآفرینانی میسوزد که باورشان شده بود باید وارد بازار تولید گوشی تلفن همراه شوند و نشستند و وقت و فکرشان را برای برنامه ریزی تولید مصرف کردند. مثلا کارشناسان شرکت ITMC صنایع مخابراتی شیراز.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیچاره ها حتی فرصت بازاریابی هم پیدا نکردند. تا آمدند خط راه بیاندازند تعرفه ها شد 4 % !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#996633&gt;درباره &lt;STRONG&gt;تعرفه های گمرکی&lt;/STRONG&gt; در &lt;STRONG&gt;گمرک ایران&lt;/STRONG&gt; و نقش تعرفه در &lt;STRONG&gt;اقتصاد&lt;/STRONG&gt; و واردات و صادرات و بازرگانی ایران.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 10:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=103</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-103.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهره وری دستوری !</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-102.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#996633&gt;و ما دستور دادیم بهره وری افزایش یابد !&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از انتقادهای شدید از تغییر دستوری نرخ بهره انگار نوبت به  «بهره وری دستوری» هم رسیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کشور ما تجربه های تلخی از دستکاری دستوری عوامل خارج از کنترل دولت را در تاریخ خود دارد. چه در آن رژیم و چه در این دوره.&lt;IMG alt=&quot;دکتر احمد توکلی&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mazandnume.com/images/a.tavakoli2.jpg&quot; align=left border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;جناب  &lt;STRONG&gt;دکتر احمد توکلی&lt;/STRONG&gt; - که برخی وی را مغز اقتصادی مجلس هفتم میدانستند - در مصاحبه ای به پرسشهای مخاطبان یک وب سایت محافظه کار پاسخ دادند که بنظرم جالب آمد.&lt;BR&gt;ایشان که تلاش میکند از عنوان&lt;STRONG&gt; &quot; طرح تثبیت قیمت ها &quot;&lt;/STRONG&gt; پرهیز کنند و بجای آن از « ماده سوم برنامه چهارم » یاد کنند. این درحالی است که هنگام بحث این طرح در مجلس آقای حداد عادل ریاست وقت مجلس هفتم با تاکید در اهمیت آن طرح (تثبیت قیمتها ) حتی عینا این عبارت را بکار بردند : &lt;BR&gt;« تا بچشند مردم طعم اصولگرایی را ! »&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;و منظور این بود که اکنون زمان توجه به خواسته های مردم  است. البته ما نفهمیدیم ایشان از کجا فهمیدند که مردم تورم و رشد میانه را دیگر نپسندیده و سیاست فوق را انتظار داشتند. و آیا سیاست تثبیت دستوری قیمتها باعث بالارفتن رفاه خانوارها می شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;که البته همان موقع پیش بینی کردم که چنین طرحی با وارد آوردن فشار (دستوری) بر بنگاههای دولتی تورم را مانند فنر مدتی نگه میدارد و پس از مدتی با تاخیر دوباره با شدت آزاد میکند.&lt;BR&gt;زیرا توقع اینکه این بنگاهها عدم افزایش قیمتها را با بالا کشیدن &lt;STRONG&gt;بهره وری&lt;/STRONG&gt; خود جبران کنند ، توقعی به غایت غیر منطقی بود. مگر آنکه همزمان آموزشها و تغییر رویه های لازم اجرا میشد.&lt;BR&gt;اما در عمل نه تنها چنین اقداماتی رخ نداد بلکه متمرکز سازی (&lt;STRONG&gt;Centralization&lt;/STRONG&gt;) بیشتری در اداره کشور رخ داد که در کنار رشد نقدینگی باعث کاهش نرخ بهره وری شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رشد نقدینگی که خود ناشی از سرازیر شدن پولهای بی زبان صندوق ذخیره ارزی به چرخه اقتصاد بود. &lt;BR&gt;و بارز ترین گواه آن نیز رشد سرسام آور زمین و مستغلات بود که اقتصاد دانان آنرات نمودی از&lt;STRONG&gt; بیماری هلندی&lt;/STRONG&gt; تفسیر کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آنچه که از گفتگوی &lt;STRONG&gt;دکتر احمد توکلی&lt;/STRONG&gt; با سایت الف (و حتی دیگر رسانه ها) به نظر می رسد این است که ایشان کاملا پدیرفته اند که این طرح دستاوردی جز رکود و تورم رکودی و در یک کلام میلیاردها دلار زیان برای پیکرده اقتصاد ایران چیزی نداشته است.&lt;BR&gt;البته در کوتاه مدت عدم افزایش قیمت سوخت و خدمات دولتی باعث شد شاخص تورم بسیار ملایم تر از سال قبل باشد ولی ایکاش نمودار تورم در چند سال قبل و بعد از آن طرح هم مقایسه می شد.&lt;BR&gt;مدافعان این طرح کنترل تورم را دلیل این طرح عنوان میکردند در حالی که تورم حدود 14 درصد تخمین زده می شد. ولی امروزه برای دفاع از عملکرد خود مدعی بودند تورمی وحشتناک (نمیدانم وحشتناک یعنی چقدر) در کمین بوده که به مدد آن طرح پدید نیامده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این گفتگوی &lt;STRONG&gt;دکتر احمد توکلی&lt;/STRONG&gt; همچنین اشاره هایی به منحل نمودن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (برنامه و بودجه سابق) شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;اما پاسخهای ایشان (&lt;STRONG&gt;دکتر احمد توکلی&lt;/STRONG&gt;) به این پرسش اساسی چندان جدی و قانع کننده نیست .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;« که چرا مجلس در مقابل درخواستهای مکرر دولت برای دست به خزانه صندوق ذخیره بردن و مصرف بی مهابای پترودلارها مقاومتی نکرد ؟ »&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بزرگ کردن شرکتهای دولتی ، افزایش حجم دولت ، بالارفتن هزینه های دولتی و عمرانی ، کاهش نرخ بهره و در یک کلام تزریق مقادیر هنگفتی پول به پیکره اقتصاد همه نتیجه این سیاست است که مجلس نه تنها مقاومتی نکرد &lt;BR&gt;بلکه در بسیاری از موارد همچون تصویب بودجه جاری دولت کاملا همکاری نیز کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر حوصله دارید این گفت و گو و پاسخ دکتر احمد توکلی را به روزنامه دنیای اقتصاد ببینید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.alef.ir/content/view/22796/&quot; target=_blank&gt;گفتگوی دکتر احمد توکلی&lt;/A&gt; درسایت الف&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.donya-e-eqtesad.com/default.asp?arch=activeno&quot; target=_blank&gt;پاسخ و گلایه دکتر احمد توکلی در روزنامه دنیای اقتصاد&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://7weblog3.blogfa.com/post-2.aspx&quot;&gt;آمریکا در اوج بهره وری&lt;/A&gt; شرایط بد اقتصادی را تجربه می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; رده : &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#993300 size=1&gt;علمی پژوهشی و دانشگاهی ؛ درباره مصاحبه و گفتگوی &lt;STRONG&gt;دکتر احمد توکلی&lt;/STRONG&gt; با سایت &lt;STRONG&gt;الف&lt;/STRONG&gt; و &lt;STRONG&gt;روزنامه دنیای اقتصاد&lt;/STRONG&gt; درباره آمار تورم در ایران و شرایط و اوضاع &lt;STRONG&gt;اقتصاد ایران و وضعیت صندوق ذخیره ارزی&lt;/STRONG&gt; می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 15:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=102</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-102.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب قلعه حیوانات و 1984 از جورج اورول</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description>این جزیره هر خیری که ندارد ، دست کم فرصتی به من داد تا کتابهایی را که فکر نمیکردم هرگز فرصت کنم بخوانم. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کتاب 1984 نوشته جورج اورول از آن دست نوشته هایی است که پس از خوانده شدن تاثیر روشنی بر دیدگاه و ادبیات خواننده باقی می نهد.&lt;BR&gt;گرچه برخی منتقدان تصویر تیره ، مبهم و هراس انگیزی که جورج اورول در این کتاب از آینده جهان توصیف کرده را به کودکی وی و یا درگیریهای روحی و ذهنی او نسبت می دهند ، اما به اعتقاد من این مقدار زیاده روی و تیره نمایی برای گوشزد کردن خطر توتالیتاریزم ضروری بوده است.&lt;BR&gt;حتی اگر خواننده غربی آنرا غلو و بزرگنمایی افراطی تصور کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جورج اورول که به اعتقاد من درک عمیقی از توتالیتاریزم و نظامهای کمونیستی داشته ، برای خواننده غربی این تصور را بوجود می آورد که چنین سرنوشتی برای جهان که او توصیف کرده ناشی از بدبینی است.&lt;BR&gt;اما خواننده شرقی یا لاتین با خواندن سطر به سطر کتاب فکر می کند که جورج اورول سالها در آلمان نازی ، شوروی کمونیستی ، کره شمالی و شیلی (زمان پینوشه) زندگی کرده و سپس برای نوشتن 1984 به ایران آمده است! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این داستان (1984) که شروع کسل کننده ای هم دارد یک مثلث قدرت جهان را در بر گرفته. و این سه امپراتوری نه از درون قابل اصلاح یا تغییر هستند و نه از برون بواسطه قدرت خارجی.&lt;BR&gt;ویژگی مشترکی که من در 1984 با دیگر اثر ارزشمند این نویسنده &quot;قلعه حیوانات&quot; دیده ام همین ایزوله نمودن سیستم (محیط و فضای داستان) برای پرهیز از پیچیدگی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یعنی چه ؟ در قلعه حیوانات تمام داستان در داخل مزرعه اتفاق می افتد و به جز یکی دو مورد جزیی که آنهم کاملا بجا و منطقی است چیزی به بیرون نمیرود یا از بیرون بر جامعه داخل مزرعه تاثیر نمینهد.&lt;BR&gt;در کتاب 1984 هم مردم این سه امپراتوری با هم تماسی ندارند. &lt;BR&gt;و این خود یکی از نکات قابل توجه کتاب است. یعنی دیکتاتوری ها بسته هستند!&lt;BR&gt;ایزوله و منزوی هستند. هرچند نظریه سیستمها با معرفی مفهوم آنتروپی اظهار میدارد که سیستمهای بسته فنا پذیرند اما جورج اورول زیرکانه در کتاب 1984 با توصیف یک مثلث قدرت از بیرون و یک نظام توتالیتر سرکوبگر از درون هرگونه خیال و رویای فروپاشی این نظام استبدادی را از بین می برد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما چرا ؟&lt;BR&gt;بازهم من فکر میکنم یکی از همان بزرگنمایی های ضزوری این کتاب است. تا خطر استبداد و توتالیتاریزم جدی گرفته شود. خطری که نوع هیتلری اش را جوروج اورول در سالهای جوانی چشیده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کتاب قلعه حیوانات را میتوان پیش نیاز کتاب 1984 تصور کرد. گرچه دو داستان کاملا مستقل هستند. یکی در مزرعه ای در انگلستان و در قرن 19 و دیگری در میان انسانهای قرن بیستم.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;اما انگار هر جامعه روش حیوانات مزرعه را پیش بگیرد به سرنوشت 1984 دچار خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;اگر هیچ کدام از این دو کتاب را نخوانده اید پیشنهاد میکنم اول &quot; قلعه حیوانات &quot; را بخوانید و سپس به سراغ کتاب &quot; 1984 &quot; بروید.&lt;BR&gt;و پس از خواندن یادتان باشد که انقلاب ایران در سال 1980 رخ داد و در سال 1984 کشور ما درحال جنگ بود . ( پیدا کنید پرتقال فروش را )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت : &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%88%D8%B1%D8%AC_%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%84&quot; target=_blank&gt;جورج اورول در ویکیپدیا&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-92.aspx&quot;&gt;استبداد زدگی از نوع مزمن&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#009999 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;دسته : کتاب قلعه حیوانات و 1984 نوشته جورج اورول نویسنده انگلیسی درباره استبداد و دیکتاتوری ، یا همان نظام توتالیتر سرکوبگر . جوروج اورول . قلعه حیوانات. نقد بررسی و شرح کتاب داستان.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Jun 2008 11:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یکصدمین وب نوشت</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-100.aspx</link>
<description>دلم میخواهد صدمین پست این وبلاگ را درباره همه چیز بنویسم. یا فریاد بزنم. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درباره جزیره ، درباره عزیزی که از دست دادم ، درباره چیزهایی که دوست دارم و ندارم. پس لطفا بگذارید آزاد و بی پروا فقط تایپ کنم و اصلا فکر نکنم که ارتباط مفهومی این نوشته هایم چیست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;میدانید که فعلا در جزیره تنب کوچک زندگی میکنم. جزیره ای نظامی ، خالی از مردم غیر نظامی و بسیار کوچک. کمتر از ده دقیقه میشود این طرف تا آن طرفش را پیاده گز کرد. درازترین ضلع آن فقط ۱۸۰۰ متر است. یعنی برای مسابقه دو ۳۰۰۰ متر باید دور بزنیم. (این رکورد گیری بخشی از تمرینهای ما هست).&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر میکردم تنوع زیستی این جزیره خیلی محدود باشد. قبلا نوشته بودم ، اما این دفعه فهمیدم که خیلی متنوع تر از چیزی هست که در نگاه اول به نظر می آید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پرندگان&lt;/FONT&gt; : گنجشک ، مرغ دریایی ، پلیکان ، لک لک ، دم جنبانک ، پرستو ، مرغ زنبور خوار ، کلاغ ! ، پرنده شکاری (شاید عقاب) ؛ جغد ! و حتی شانه به سر و یک نوع پرنده کوچک تاجدار که محلی ها به آن کلکلاتی می گویند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حشرات و موزی ها&lt;/FONT&gt; : کفشدوزک ، مگس پرزن ، مگس خانگی ، پشه خاکی ، سوسک سرخرطومی ، سرگین گردان ، سوسری آمریکایی (سوسک حمام) که واقعا نمیدانم چطوری به جزیره رسیده ؛ ملخ دریایی (صحرایی) ، مورچه انگلیسی ، سوسک برگ خوار و سن. همچنین مگس سرکه ، خرمگس و پشه سبز و صد پا هم داریم.&lt;BR&gt;جالب آنکه عقرب و جیرجیرک و پروانه نداریم. البته گونه های زیادی از شب پره حضور دارند !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کبوتر و مرغ خانگی(ماکیان)  هم توسط انسان به جزیره برده شده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از &lt;FONT color=#ff0000&gt;پستانداران&lt;/FONT&gt; فقط موش ، گربه و انسان (تنها مذکر) در جزیره وجود دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;واقعیت این است که جزیره خیلی زیباست. ما حتی درختچه های پنبه هم داریم. البته زیاد سرسبز نیست ولی تنب کوچک اگر توریستی می شد خیلی میترکاند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند وقت پیش به فکرم رسیده بود که ما همه جور توریسم در جهان داریم. توریسم طبیعت ، فرهنگی و تاریخی ، علمی و حتی توریست فضایی. اما توریست نظامی نداریم.&lt;BR&gt;و خوب کم نیستند آدمهایی که عشق نظامی گری باشند و دلشان بخواهد چند روز احساس کماندویی بکنند. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;چرا اینها را به اینجا نیاوریم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;یک جزیره نظامی . پول بدهند و توی سنگر بخوابند ، خشم شب بخورند ، آماده باش بخورند ، از جیره انفرادی برای غذا استفاده کنند و تیر اندازی و سینه خیز و ... هم داشته باشند.&lt;BR&gt;شاید مسخره به نظر برسد ولی باور کنید کلی آدم هست که حاضرند یک عالمه پول بدهند و چند روز کماندو بشوند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نظر شما چیه ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک چیز دیگه. زندگی تو جزیره باعث میشه آدم از همه چیز و همه جا بی خبر باشه. فقط تلویزیون داریم که تازه بعد از کلی وقت که چند تا روزنامه به دستم رسید فهمیدم تلویزیزون  هیچ ارزشی نداره.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;باورتون نمیشه یکی دوماه فقط تلویزیون ایران رو تماشا کنید و بعد با خوندن چند صفحه روزنامه تازه میفهمین قیمتها چقدر توسعه ! پیدا کردند یا وضعیت مملکت چقدر متحول و شکوفا ! شده و شما بی خبر بودین.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امسال سال تحویل هم تو جزیره بودیم. با دوستان یک سفره انداختیم و هرچی داشتیم رو کردیم. یک عالمه شمع روشن کردیم. از هفت تا سین فقط سیب داشتیم.&lt;BR&gt;(سکه و ساعت جزء هفت سین نیست ها )&lt;BR&gt;جزیره ما مثل خونمون شده. برامون مهمه. دلمون نمیخواد بیگانه بیاد توش. فقط میهمان. دوست نداریم بفروشیمش. اگر یک روزی پدر خانواده (یا پدر خوانده) بخواد خانه رو بفروشه جلوش رو میگیریم. و کلاهمون توی هم میره.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شبهای جزیره هم قشنگه. اما جزیره تنها جاییه که میشه هم طلوع و هم غروب خورشید رو از یک نقطه تماشا کرد. تازه هم طلوع و هم غروب خورشید به شکل قرص کامل دیده میشه و راحت میشه بهش نگاه کرد. طلوع های قرمز و غروبهای نارنجی. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب ها هم آسمون پر از ستاره میشه. و اون وقته که من دلم تنگ میشه و فیل من یادش به هندستون ( هندوستان امروزی) میافته. دلم برای شیراز ناز تنگ میشه. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt; ای کاش یک روزی همه بتونن جزیره زیبای ما رو ببینند و لذت ببرند و با افتخار بگن اینجا &lt;STRONG&gt;ایران&lt;/STRONG&gt; ماست. ببین چقدر خوشگله !&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما فعلا بقیه جاهای مملکتمون رو کسی دوست نداره ببینه. چه برسه به خونه ما که فقط ۵ ماه از سال هوا خوبه و ۷ ماه بقیه آدم خفه میشه. از آذر تا فروردین جزیره بهار داره. بقیه اش تابستونه. البته دو سه هفته زمستون ملایم هم داشتیم. به صرف باد و باران ! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/16.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی حالا که اینقدر دلتون رو آب انداختم برین از گوگل ارث (Google Earth) جزیره ما رو ببینید. چون تصاویرش بروز شده. البته چیز زیادی دستگیرتون نمیشه. چون همه چیز پنهان شده !&lt;BR&gt;طول و عرض :&lt;BR&gt;26&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;˚&lt;/FONT&gt;,14&apos;, 26&quot; N &lt;BR&gt;55&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;˚,8 &apos; , 55&quot; E&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما بگذارین از عزیزی بگم که دیگه بین ما نیست&lt;/FONT&gt; . پسر خاله جوان من از سفر مشهد و شمال میاد که تصادف کرد و به اتفاق دو تا از دوستانش راهی دیار باقی شدند. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/06.gif&quot; width=18&gt;&lt;BR&gt;این رو نمیگم که برام یادداشت همدردی بذارین. برین برای خدوتون دلتون بسوزه چون توی این مملکت بواسطه استانداردهای بالای توسعه هر سال نزدیک به یکصدهزار نفر در جاده ها کشته می شوند. ممکن است نفر بعدی تو یا یکی از عزیزانت باشد. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/21.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زمانی که آقایان برنامه های تولید انبوه خودروشان را به رخ ملت می کشیدند و تعرفه شونصددرصدی بر واردات حاکم بود حرفی از جاده زده نمیشد. فقط آمار جاده های روستایی بود که با زمان شاه خائن مقایسه می شد و به خورد ملت شهید پرور داده می شد. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/16.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا که هر سال صدها هزار معلول و کشته روی دستمان می ماند پلیس یادش افتاده که با ده برابر کردن جریمه ها و کمین زدن و پنها شدن جان مردم را نجات دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و&lt;FONT color=#0033cc&gt; اصلا مهم نیست که نرده کنار جاده که تیز و نیمه کاره رها شده ممکن است مرگ دلخراشی برای سه جوان ببار آورد که همسر دوتایشان باردار هستند. مهم کودکی است که نامه اش را در کتابهای ابتدایی چاپ می کنند !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می نویسم . می نویسم با صدای بلند تا این صدمین نوشته من و هرکس حوصله حواندنش را دارد یادش باشد که ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم. اگر هیچ کاری بلد نبودیم ، دست کم نوشتیم. شاید یکی دیگر کاری بلد باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صد تا مطلب نوشته ام. روزی حدود 100 تا صفحه ام بازدید دارم. امیدوارم یکی از این 100 نفر حرف تازه داشته باشد. &lt;BR&gt;آهای آهای ! یکی بیاد یک حرف تازه تر بزنه ! شعر تازه پیشکش.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته این غر زدنها فایده ای ندارد. دنیای امروز مردم غرغرو و نق زن را نمی پسندد. من اگر خیلی ادعا دارم باید فکری برای 8000 ساعت زمانی کنم که دارد در جزیره هدر میرود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فکر هایی هم کرده ام. کارهایی را هم شروع کردم. شما هم اگر چیزی به فکرتان می رسد بگویید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شعری ، حرفی ، فریادی ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Apr 2008 11:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=100</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-100.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز در جزیره تنب</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>هر سال درباره نوروز می نوشتم 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثلا سال ۱۳۸۴ این مطلب را درباره &lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-17.aspx&quot; target=_blank&gt;آیین های نوروزی و هفت سین &lt;/A&gt;نوشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما امسال تمام عید را در جزیره تنب خواهم بود. پس از حالا مینویسم تا بعدا یکی از دوستان فعال کند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; خیلی دلم میخواست نوروز امسال را هم در شیراز زیبا باشم. اما خوب بالاخره یک عده باید در آن جزیره باشند و امسال هم قرعه بنام ما افتاد. پیشتر درباره &lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-97.aspx&quot; target=_blank&gt;جزیره تنب&lt;/A&gt; نوشته بودم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید زمان تحویل سال بروم کنار دریا. و خلیج نیلگون پارس را تماشا کنم. عظمت دریا در جزیره ای به اندازه تنب کوچک خیلی بیشتر به چشم می آید. چون همه ی اطراف را دریای بیکران پر کرده .&lt;BR&gt;شاید هم شنا کردم ! البته اگر کوسه ها اجازه بدهند. سعی می کنم لوازم هفت سین را با خودم ببرم و این آیین زیبای ایرانی را در قلب خلیج فارس و فرسنگها دورتر از خواستگاه اصلی اش (فارس) زنده نگاه دارم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم فرماندهان دلشان کمی نرم شود و برای ما که نوروز را در جزیره می مانیم تشویقی چیزی در نظر بگیرند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سکه ، سبزه ، ساعت و ماهی که همانجا هست. اما بردن چیزهایی مثل سرکه ، سمنو و ... جدا ساده نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فراموشم نکنید دوستان چون بیاد شما هستم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff6633&gt;گرچه یاران فارغند از یاد من  . . .  از من ایشان را هزاران یاد باد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;SUB&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUB&gt; متن کاملتری درباره جزیره تنب کوچک نوشته ام در &lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-100.aspx&quot;&gt;یکصدمین وب نوشت&lt;/A&gt; ببینید. همچنین &lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-52.aspx&quot; target=_blank&gt;تاریخ پرچم ایران&lt;/A&gt; را که قبلا نوشته ام خالی از لطف نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#999900 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;عید نوروز سفره هقت سین و عطر سال نو آیینها و سنتهای نوروزی ایرانیان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Mar 2008 12:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلم علی سنتوری</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سرانجام فیلم علی سنتوری مجوز نمایش نیافت و روانه بازار سیاه شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این مسافرت آخری فرصتی پیش آمد تا این فیلم زیبا و هنری را ببینم. ماجرای علی سنتوری ماجرای هنر و هنرمند است در کشور ما.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ریتم یکنواخت فیلم که نه زیادی تند است و نه زیادی کند ، اصلا کسالت آور نیست و پایان آنرا هم نمیتوان به سادگی حدس زد. فیلمبرداری آن را خیلی دوست داشتم. از رنگ و ترکیب بندی نهایت استفاده را برده. شاید به گرد پای فیلمهای کلاسیک اروپا هم نرسد اما برای سینمای ایران که به سه پایه ، دوربین ثابت و داستانهای تکراری و کسالت آور خو کرده ، علی سنتوری چیز متفاوتی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;استفاده از رنگها در صحنه های امید و نا امیدی حقیقتا زیبا و تکمیل کننده ماجرای انتقادی فیلم است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نظر من علی سنتوری علاوه بر داستان اصلی فیلم یک داستان زیر پوستی را هم روایت می کند. &lt;BR&gt;روایت هنر در ایران.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روایت باختن و عاشق ماندن. روایت کسی که سنتورش را بیشتر از زنش دوست دارد روایت همانهایی است که هستی شان را برای هدفشان می بازند.&lt;IMG alt=&quot;فیلم علی سنتوری&quot; hspace=0 src=&quot;http://hosein.norouzi.googlepages.com/ali-santoori.gif&quot; align=left border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; گرچه به نظر میرسد علی سنتوری ایرادهای محتوایی داشته باشد اما نوآوری در موضوع و داستان آنرا کمرنگ می کند. برای جامعه ما که موسیقی اعتراضی راک (Rock &amp; ROLL) ندارد سینما میتواند بار این قبیل اعتراضهای اجتماعی را به دوش کشد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;علی سنتوری راه حل ارایه نمی کند. نباید هم بکند. او فقط اعتراض می کند. چون حق خود را می‌خواهد. او ابزاری ندارد. قدرت ندارد. قدرت او فقط هنر اوست. پس فقط اعتراض می کند. و جایی که نمیتواند پیش برود سرخورده و نالان در پناه الکل و دود مکان امنی برای رسیدن به آرزوهایش (همان حق) می جوید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سینمای اعتراض در ایران نمونه های کمی دارد. گهگاه در حاشیه یک دیالوگ ، اعتراضی چیزی گفته می شود اما تا رسیدن به یک سینمای معترض و فریادکش راه زیادی مانده. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;راهی که از جاده آزادی عبور می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#cc9933 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;دسته :دانلود  فیلم علی سنتوری با موسیقی متن علی ستنوری دی وی دی کامل دانلود نمی شود بازار سیاه تحلیل داستان فیلم علی سنتوری فارسی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 29 Feb 2008 12:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهی به جزیره زیبای تنب کوچک</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>قبلا نوشته بودم که &lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-94.aspx&quot; target=_blank&gt;هوا سرد شده&lt;/A&gt;. آنقدر سرد که به خواب زمستانی بروم. و منظورم سرمای آذر و دی کرمانشاه بود. در باره کرمانشاه هم نوشتم. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا ولی دیگر هوا گرم شده میخواهم درباره جزیره ای بنویسم که در آن زندگی می کنم. &lt;FONT color=#ff0000&gt;تنب کوچک !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; جزیره ای سه گوش و کوچک در قلب خلیج فارس. در نیمه راه امارات و ایران است و در قلمرو سرزمین جاویدان ایران قرار دارد. تنب بزرگ بیش از ۱۰کیلومتر مربع مساحت دارد. دارای شهرک و امکانات گوناگون اقامتی ، بهداشتی و نظامی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما تنب کوچک یک جزیره مطلقا نظامی است. اما زیبایی های آن هر تازه واردی را به این رویا می‌برد که ایکاش تنب کوچک یک جزیره توریستی می بود. جزیره ای بدون وسیله نقلیه ! چون میتوان همه جای آنرا پیاده گشت زد ، در سواحل آن از آفتاب طلوع و غروب بهره برد و به ماهیگیری و قایق سواری پرداخت. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما فعلا تنب کوچک مملو از جنگ افزار ها و سربازانی است که مدافعان خلیج فارس نام دارند. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بسیاری (از جمله خودم) فکر می کنند که اگر اینجا یک مکان گردشگری بود امنیت آن هم بیشتر می‌شد. چند هتل و تفریگاه با انبوهی از گردشگران که یک پرچم سه رنگ ایران هم نشانه هویت و حاکمیت جزیره می شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما به قول ظریفی فعلا جاهای آباد مملکت رو کسی بازدید نمیکنه تا نوبت به این جزیره بی آب و علف برسه. و خوب با این وصف همون بهتر که فعلا نظامی باقی بمونه.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما در مورد تنوع زیستی جزیره تنب کوچک :&lt;BR&gt;ساکنان این جزیره چند نوع گیاه علفی هستند و درخت اکالیپتوس و پنبه هم به تازگی در آن کشت شده اند. پنبه را به گمانم بازرگانانی آورده اند که تجارت پنبه می کرده و از این جزیره در گذشته برای بارآنداز استفاده می کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درخت اکالیپتوس هم برای سادگی کشت آن و تامین سایه توسط نظامیان کشت شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بدیهی است که هرجا بار انداز تجارتی لنجها (کشتی های کوچک چوبی) باشد موش هم پیدا می شود. موشهای کوچک سفید که برای مبارزه با آنها ، نظامیان دست به دامان گربه ها شده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مگس ، گنجشک و یک نوع بلبل گرمسیری خاکستری هم در جزیره فراوانند. سار و شانه به سر (هدهد) هم یکی دوبار دیده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;غیر از اینها یکی دو نوع سوسک هم میتوان در جزیره یافت. یکی دو متر که زمین را بکنی آب دریا پیدا می شود. چون برخی از قسمتهای جزیره هم سطح دریا و دست بالا ، یک متر ارتفاع دارند.&lt;IMG alt=&quot;ناو جنگی آمریکا&quot; hspace=0 src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/1/14/USS_Winston_S._Churchill.jpg/180px-USS_Winston_S._Churchill.jpg&quot; align=left border=1&gt; مرتفع ترین نقطه هم تپه ای است در سمت شمالغربی به ارتفاع ۳۵ متر. این تپه مشرف به آبراه بین المللی است و از آنجا میتوان عرشه همه کشتی هایی که به خلیج پارس وارد می شوند را دید زد !&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ناوهای جنگی کشور های مختلف مثلا آمریکا و فرانسه از همین مکان عبور می کنند.&lt;BR&gt;چون در واقع عمیق ترین نقطه است و غیر از آن راهی نیست !&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;تا مرخصی بعدی شما را به خیر و ما را به سلامت . چون در جزیره همه چیز ممنوع است :&lt;BR&gt;تلفن همراه ، شطرنج ، رادیو ؛ دستگاه پخش موسیقی و ... چه رسد به اینترنت و وبلاگ !&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-99.aspx&quot;&gt;نوروز در جزیره تنب&lt;/A&gt; را هم ببینید !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#999933 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;جزیره و جزایر سه گانه خلیج پارس و دریای عمان مانند تنب کوچک و بزرگ و بوموسی یا ابو موسی ایران و امارات جنگ برسر جزایر سه گانه جنگ . جنگ ایران و آمریکا در خلیج پارس درگیری دریایی ناوگان دریایی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Feb 2008 05:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشتی در مرخصی</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>قول داده بودم درباره کرمانشاه و زیباییهایش بنویسم.&lt;BR&gt;اما به محض بازگشت روانه گورستان شدم برای تشییع جنازه دو دوست جوان &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;و پس از آنهم روانه جزیره تنب شدم برای ادامه خدمت (ای گچ بگیرند این پارتی ما رو). 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما بذارین بگم از جزیره کوچولوی تنب. یک دژ جنگی در قلب خلیج پارس که ایکاش یک جزیره گردشگری بود. سواحل دیدنی آن هم از نوع شنی هستند و هم صخره ای. ایده آل برای استراحت و تجدید قوا. ماهی گیری هم که همیشه هست. گاهی دریا چنان آرام است که امواج آن کمتر از ۱۰ سانتی متر هستند وگاه چنان خروشان که بیشتر از ۱۰ متر !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تنوع گیاهی و جانوری آن بسیار محدود است. گنجشک مگس و دو سه نوع گیاه. &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/14.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فعلا این چند خط را داشته باشید که من زنده ام. تا بعدا مفصل بنویسم. !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;جزایر ایرانی خلیج فارس تنب کوچک خلیچ پارس&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Dec 2007 17:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازگشت از کرمانشاه</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>قول داده بودم از شهر کرمانشاه برایتان بنویسم.&lt;BR&gt;شهری که عمیقا احترام مرا برانگیخته.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گرچه زمان کوتاهی را در میان مردم آن شهر بودم اما چیزهایی نظرم را به خود جلب کرد که عمیقا احترام بر انگیز بود.مردم کرمانشاه (بدون تعارف و گزافه) بسیار میهمان نواز هستند. در برخورد با دانشجو یا سرباز یا مسافر نهایت کمک و توجه را به خرج می دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=1&gt;مردم کرمانشاه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;اولین چیزی که در چهره آن مردم نظرم را جلب کرد لبخند و بشاش بودن آنهاست. گرچه چهره خشن فقر همه جا را فرا گرفته و اهالی آن شهر به وضوح از نظر مالی وضع درخشانی ندارند اما انگار سرسختی و سختکوشی مردم کرد اجازه نداده مشکلات و فقر خند از لب و شادی از دلشان برباید.&lt;BR&gt;موضوع دیگر دختران زیبای کرد هستند که نمونه اصیل یک زن ایرانی هستند.&lt;IMG alt=&quot;شهر کرمانشاه&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.stsi.ir/Images%5Cancient%5Ctagh-3.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همانطور که نام شیراز با حافظ و سعدی گره خورده ، نام شهر کرمانشاه نیز با تاق بستان همراه است.&lt;BR&gt;تاق بستان یک اثر تاریخی زیبا مربوط به دوره ساسانیان است ، که در دل کوه کنده شده.&lt;BR&gt;ببینم ، بیستون ، تاق بستان و سرانجام قصر شیرین شما را به یاد چه می اندازد ؟&lt;BR&gt;بی درنگ خواهید گفت داستان خسرو و شیرین و ماجرای عشق فرهاد کوهکن. &lt;BR&gt;هنوز هم رهگذارن عاشق در تاق بستان ، گوشهایشان را برای شنیدن صدای تیشه های فرهاد تیز می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=1&gt;سوغات کرمانشاه&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;سوغات کرمانشهاه هم در درجه اول شگفتی است.&lt;BR&gt;شگفتی از آشنایی با مردمی اصیل ، خونگرم ، سرسخت و آداب و رسومی که در شهرهای بزرگ دیگر خبری از آنها نیست.&lt;BR&gt;لبخندهای دائمی مردم در جاهایی مثل تهران جای خود را به ترشرویی و ابرو در هم کشیدن داده. &lt;BR&gt;اما مردم شهر سرد و کوهستانی کرمانشاه هنوز دلهایی گرم دارند.&lt;BR&gt;سوغات های دیگری که در کرمانشاه میتوان خرید ، نان برنجی و نان خرمایی و نان یوخه (معروف به کاک تخم مرغی) هستند.&lt;BR&gt;اگر سری به کرمانشاه زدید تارکه بازار را فراموش نکنید. لباس و پارچه های رنگارنگ را میتوانید به قیمت مناسب خریداری کنید.&lt;BR&gt;بازار ارگ هم مرکز خرید لوکس و امروزی آن شهر است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سفر من به پایان رسید و من بازگشتم با خاطره های تلخ و شیرین از خواب زمستانی.&lt;BR&gt;خاطره هایی که گذر زمان آنها را کمرنگ می کند اما پاک نمیکند. &lt;BR&gt;خاطرات جناب سروان غلامرضا حیدریان و فریبرز اربابی.&lt;BR&gt;خاطرات ستوان کیخسرو ذوالفقاری که مدام صدا میزد : بدو پسر ..!  تک نزن پسر !&lt;BR&gt;و خاطرات 120 یار مهربان که هیچ بدی از آنها ندیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#999966 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;آثار تاریخی ، باستانی و اماکن دیدنی شهر کرمانشاه . مردم کرد تاق بستان گردشگری استان کرمانشاه طاق بستان. پادگان شهدا کرمانشاه آموزشی سربازی ایران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Dec 2007 10:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرخصی اجباری یا خواب زمستانی من و باورهایم</title>
<link>http://mybeliefs.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt; هوا سرد شده&lt;BR&gt;آنقدر سرد که کم کم زمان &lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com/post-87.aspx&quot; target=_blank&gt;خواب زمستانی&lt;/A&gt; فرا می رسد.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/18.gif&quot; width=18&gt;&lt;BR&gt;پاییز فصل غریبی است. همه چیز رنگ می بازد. دلم میخواست نخوابم. &lt;BR&gt;دلم میخواهد بیدار بمانم ، اما اجبار است. قانون است. باید بخوابی. برای کشورت . بخاطر همین قدیمی ها به خواب زمستانی می‌گفتند اجباری!&lt;BR&gt;اما امروزه می گویند خدمت مقدس سربازی.&lt;BR&gt;ای کاش می گفتند برای کشورت بیدار بمان. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دو ماه پیش رو را شاید چیزی ننویسم. آبان و آذر. شاید هم دست بالا یکی دو مطلب کوتاه. کسی چه می‌داند. &lt;BR&gt;سعی می کنم یادم بماند. که بودم و &lt;A href=&quot;http://mybeliefs.blogfa.com&quot;&gt;باورهایم &lt;/A&gt;چه بود. &lt;BR&gt;شما هم کمکم کنید. تنهایم رهایم نکنید. نگذارید مثل داستانها بشود و زمانی که از خواب زمستانی بیدار شدم ، یک موجود دیگری بشوم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;درضمن چنانچه از خارج از کشور این وبلاگ را می خوانید لطفا برایم پیام بگذارید. ممنون&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#009933 size=1&gt;پیام شما نمایش نمی شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;پیروز باشید و سر فراز&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Oct 2007 10:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mybeliefs&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>mybeliefs</dc:creator>
<guid>http://mybeliefs.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
